سلام.
آمدهاند صنعت و دانشگاه را با هم متصل کنند، بلکه اینجا هم گندکاری کردند و این عوضیها، تپه خراب نکرده ندارند! از آنجایی که در ممالک غرب تحصیل میکردیم، شکل اتصال صنعت و دانشگاه، به این نجاستی و بینظمی نبود! ابتدا خودت برای خودت باید بروی از یک شرکت التماس کنی که به عنوان کارآموز تو را استخدام کنند! همه هم باید این کار را بکنند! سپس هی نامه ببری و بیاوری که مثلا میخواهم کارورزی کنم! به کثیفترین و بینظمترین شکل ممکن! خیلی مشکلات هم این وسط پیش میآید! و این دانشگاه آزاد به درد نخور و دزد است که فقط با این بینظمیها، جیب ما را میزند! و عجب است که چرا هیچ دانشجویی، هیچ اعتراضی نمیکند! نمیگوید که این چه وضعی است!؟ هنوز وقتی امتحانات خرداد، نمراتش نیامده و امتحانات ترم تابستان هنوز حتی برگزار نشده، بایستی انتخاب واحد صورت گیرد! شاید فکر کنید که گردانندگان دانشگاه آزاد، گاوند! اتفاقا برعکس، کاملا باهوش اینکار را انجام میدهند که نام دیگرش، دزدی است! ناقابل دیدم ۲۵ میلیون پول شهریه پرداخت کرد که پول یک گوشی است! ای کاش من زودتر آمده بودم و راضیاش کرده بودم که اگر میروی دانشگاه، دانشگاه آزاد نرو! واقعا دیروز اعصابم خرد شد. و چیز بسیار جالب که طرف ریاضیات گسسته ۶ ترم است که افتاده! ترم هفتم با ده پاس شده! بعد درسی به سختی سیگنالها و سیستمها گرفته است ۱۸ ! درسی به سختی ریاضیات مهندسی گرفته است ۱۷! درسی به سختی معادلات دیفرانسیل را گرفته است ۲۰ !!! مدار منطقی و معماری بالای ۱۷! بعد فیزیک ۱، ده ترم است افتاده! برنامه نویسی ۷ ترم است افتاده! اصلا هیچی به هیچی نمیخورد!
امروز از ساعتی تا ساعتی برقمان خواهد رفت و من باز بایستی دو ساعت از کارهایم عقب بمانم که چی؟ یک مشت اشغالگر، نمیخواهند بگذارند که من زندگی کنم! واقعا چیزی به اسم اعصاب برایم نماند! اما سوپرایز زیاد دارم! هنوز مشغول آماده سازی هستم برای اینجام کارهای خیلی بزرگ! به شکلی باور نکردنی! سایت و وبلاگم را به روز کردم و سیستمهای آن را میسازم! هاردهایم را مرتب میکنم، متنها را مینویسم، کدها را مینویسم، میخواستم استاد همین دانشگاه آزاد بشوم، تا وظیفه خودم را برای کشورم انجام دهم و یک استاد آدم حسابی شوم که سر برداشتن من، دعوا شود، اما دیدم این دانشگاه آزاد، لیاقتش را ندارد و از طرفی، دوست ندارم فحشهای مادر و خواهر و همسر، از سمت دانشجویان حوالهام شود! همین که دانشجو بگوید گ... در این دانشگاه، بهرحال ما هم این را دریافت میکنیم. دوست داشتم برنامهنویسی یا معادلات درس بدهم. پایگاه داده هم خوبه!
و درنهایت، سوپرایزهای خوبی در راه است. گرچه اکنون یک ماه است که روی آنها کار میکنم، اما تغییرات بزودی رخ خواهد داد. فعلا تغییر ظاهر اینجا که این همه زیبا شده است، مرحله اول بود!
به امید روزهای قشنگ
برچسبها: روزنامه |


