اینترنت و اینترنت و اینترنت!
· 30 اردیبهشت 18:35 · خواندن 17 دقیقه سلام.
صحبت در مورد این موضوعات، واقعا صحبت بدیهیات است. مانند این که بگویی، خوردن آب برای زنده ماندن بسیار مهم است، نفس کشیدن برای زنده ماندن بسیار حیاتی و مهم است. اما برای آنهایی که همین بدیهیات را نمیدانند و گمان میکنند هر شخصی هم که این حرفها را میزند، دشمن است و باید محاکمه و مجازات شود، باید صد باره و صد باره گفت که بزرگوار، راه را اشتباه میروی! مدتی کامنتهای این رسانههای مبتنی بر وب را میخواندم و متوجه شدم که واقعا باید برخی را به گاری ببندند. طرف درخواست کرده بود که هر کسی اینترنت میخواهد را اعدام کنند، چون جاسوس اسراییل است، و شخصی در پاسخ کامنت نوشته بود که همه برای درآوردن نان بازو به اینترنت نیاز دارند و مثل شما جیره ندارند. از این دعواهای عجیب و غریب بگذریم، چرا آزاد بودن اینرتنت مهم است. این پست را به ادبیاتی نوشتم که برای تمامی افراد قابل فهم و منطق باشد. همچنین آن را به روز کردم و این صحبت تنها در مورد اینکه چرا اینترنت مهم است، نیست. بلکه به صورت دقیق، یک پرونده ویژه برای اینترنت در این وبلاگ باز کردیم که خواندن آن توسط شما، خالی از لطف نیست. لطفا برای مشاهده این نوشته به ادامه مطلب بروید.
اول از همه، علاقهای نداشتم که در مورد این موضوع صحبت کنم. چون علی (ع) میفرماید که در دوران فتنه سکوت کن! اما واقعا نیاز است که صحبت کنیم. و من نیز تصمیم گرفتم که در مورد این موضوع، با هرکسی که شاید میخواهد کمی فکر کند، صحبت کنم.
XXX کسب و کار و در نهایت اقتصاد
وجود اینترنت، برای کسبوکارها بسیار مهم است. برای درآمد دولت هم مهم است. به طور مثال شما یک فروشگاه آنلاین را در نظر بگیرید که مشغول فروش در اینستاگرام است. واریز وجه، یک درآمد برای دولت دارد(کارمزد بانک)، کسب درآمد آن فروشگاه، برای دولت درآمد دارد (مالیات درآمد)، شخصی که پرداخت میکند برای دولت درآمد دارد(مالیات ارزش افزوده)، حمل و نقل برای دولت درآمد دارد (شرکت پست و پرداخت حقوق و مالیات بر حقوق) و این را گسترش بدهید به کلی شرکت و غیره که اکنون با بسته شدن اینترنت، عملا ایست کردند و با فروش طلا حقوق کارمندان را میدهند. وقتی این وضع ادامه پیدا کند، تعدیل نیرو رخ میدهد و تعداد بیکاران زیاد میشود. اگر این موجودات، یک دست بازی جنگهای صلیبی را بازی کنند، متوجه میشوند که وقتی نارضایتی زیاد شود، امنیت قلعه به خطر میافتد.بسته بودن اینترنت، به کسب و کارها آسیب جدی میزند. به اقتصاد کلی کشور ضرر میزند و چرخ اقتصاد را ساکن میکند. در هیچ جای دنیا در شرایط جنگی، اینترنت قطع نشد! شاید چون آنها مردم خود را دشمن نمیبینند. اما در اینجا، حتی پس از پایان جنگ، اینترنت قطع است. افرادی که میخواهند کسب و کار شروع کنند، به حالت تعلیق میروند. نمیتوان با انگشت اشاره بالا سر چرخواندن و دستور دادن، کسی را مجبور به کاری کرد. حالت تعلیق، مانند سم است که جمع میشود و این اصلا به صلاح کشور نیست. هرکسی اینترنت را قطع میکند، قدم به قدم، به نفع و خواسته دشمن حرکت میکند! دشمن اگر بخواهد ضربه بزند، زیر ساخت را میزند تا مثلا اینترنت را قطع کند! اما آقایان خودشان زحمت دشمن را کم کردند و خودشان قطع کردند! کسانی هم هستند که با قطع شدن اینترنت، بارها و بارها کسب و کاری را شروع و با ضرر به پایان رساندند. این منجر به خشم و نارضایتی عمومی میشود!
XXX علم و دانش و در نهایت اقتصاد
وجود اینترنت، باعث میشود که آدمها به دنیای آزاد اطلاعات، متصل شوند. بسیاری از دانشجویان و دانشآموزان، از طریق یوتوب، آموزشهای خود را میبینند. یا آموزشهای آزاد دیگر را میبینند. بسیاری کسب دانش میکنند. مهارتهای لازم را کسب میکنند. ابزارهای علمی و آزمایشگاهی را دریافت میکنند. از هوش مصنوعی برای آموزش بهتر استفاده میکنند. هم برای علم و دانش و هم برای کسب و کار. بسیاری از کسانی که کار فریلنس میکنند نیز، از این طریق درآمد کسب میکنند. بسته شدن اینترنت، باعث میشود که دانشآموزان، با این اینترنت ناپایدار، نتوانند به درستی درسشان را بخوانند. عدم تربیت نیروی باسواد برای کشور، باعث میشود که چرخه اقتصاد نیز، به درستی حرکت نکند! علم و دانش کشور عقب میماند و همین باعث بروز مشکلات بیشتری نیز خواهد شد. بستن اینترنت، رسما دست انداختن به گلوی مردم، و ظلم فاحش بر آنهاست!
XXX امنیت ملی!
وجود اینترنت، بر خلاف اینکه برخی ابله، گمان میکنند که امنیت ملی را به خطر میاندازد، اتفاقا برای حفظ امنیت ملی ضروری است. اگر هم بهانه، اعتراض کردن است، که جوکی خندهدار است! تاکنون که به قول این موجودات، همیشه توانستند کمر این دشمنان را بشکنند! وقتی که امکانات و همه چیز دارند، واقعا بستن اینترنت چه دلیلی دارد؟
سیستم شبکه فیلترینگ و مسدود سازی، آنطور که من متوجه شدم، به این شکل کار میکند که کل ترافیک کشور، از یک محل برای کنترل عبور میکند. حتی برای پایش شبکه که کدام ارتباط از شبکههای داخلی استفاده میکند (برای محاسبه اینترنت نیمبها) و کدام خارجی است (تمام بها) نیز از همچین سیستمی استفاده میشود. این اتفاق، مسدود سازی را راحتتر و همچنین پایش شبکه را نیز راحتتر میکند. در زمانهای خطرناک نیز میتواند با یک دکمه، اینترنت را خاموش کند. در ظاهر امنیت را حفظ میکند، اما در طولانی مدت اینگونه نیست.
اکنون برایتان مرحله به مرحله توضیح میدهم. در مرحله اول وقتی که کل ترافیک را یکجا متمرکز میکنید و آنها را مسدود میکنید. تعداد کانکشنهای محدود به سادگی قابل ردیابی و هک و مشاهده شدن است. درست مانند این است که من یک دزدم، و پلیس به دنبال من است. من انتخاب میکنم از یک خیابان پهن که کلی آدم آنجا هستند بروم یا در یک خیابان خلوت که نهایت ۲ یا ۳ نفر به صورت پراکنده در حرکتند. پلیس در کدام حالت، میتواند من را زودتر دستگیر کند؟ دقیقا فیلترکردن، دقیقا شبیه به شلیک به پای خود آدم است! بگذارید شبیهتر صحبت کنم. فرض کنید پلیس تمامی خیابانها را بسته است، تنها یک خیابان باز است و آن هم اعلام رسمی کرده است که هیچ کسی به غیر از آقایان X و y و Z و... نمیتوانند از همین یک خیابان عبور کنند. حالا فرض کنید دزدها میخواهند به پلیسها حمله کنند. ببینید چقدر راحت پلیس خودش را لو داده! وقتی تنها یک خیابان است، دزد میداند که تنها باید همان خیابان را در نظر بگیرد. و وقتی که هیچ جمعیتی در آن وجود ندارد به جز پلیس، خیلی ساده میتواند پلیسها را شکار کند. این بحث اول!
بحث دوم این است که این معماری، فشار بسیار بسیار زیادی به تجهیزات مخابراتی میآورد. مخصوصا که تجهیزات، ضعیف و درجه چند چینی هستند و به حد کافی کهنه شدند. چون دائما در حال کنترل هستند و استهلاک بالا میرود و خرابتر و خرابتر میشود. شما فرض کنید همان فقط یک خیابان را باز گذاشتهاید و همه جمعیت شهر دارند از آن یک خیابان میگذرند، کلی هم ایست بازرسی گذاشتید که همه را بازرسی کنند، بعد از مدتی سنگفرشهای آن خیابان ساییده و نابود میشوند و آن ایست بازرسی هم از کار میافتد چون مستهلک میشود! حال باید بودجه سنگینی برای نوسازی شبکه کنیم! این بودجه از کجا میآید؟ از گران کردن اینترنت! خرابی تجهیزات نیز، تهدیدی در سطح امنیت ملی است! شکار کردن افراد، تنها از یک خیابان، با میلیاردها خیابان را با هم مقایسه کنید. از طرفی این قطع و وصل کردن اینترنت، دائما بار به تجهیزات میآورد. شما فکر کنید که هر ۱۰ ثانیه به یک شیشه مشت محکم میزنید. باز کردن اینترنت، حجم بزرگی از اتصالات را از این تجهیزات کهنه و کم کیفیت، عبور میدهد! یک بار فشار را تحمل میکند، دوبار میکند، ده بار میکند، بار یازدهم، پاره میشود! در این شرایط، بالا رفتن استهلاک بسیار بالا است..
بحث سوم، این است که اینترنت، یک سیستم پیچیده در هم است. مساله اینجاست که شما میتوانید اینترنت بینالملل را قطع کنید، اما نمیتوانید اینترنت داخل را پایدار نگه دارید. به محض اینکه اینترنت خارج قطع شد، اینترنت داخل نیز رسما مختل میشود و در طول زمان، به علت استهلاک، این اختلال هر روز بیشتر خواهد شد و شما خواهید دید که حتی سرویسهای داخلی و اینترنت داخلی با اختلالهای فراوان روبرو خواهد شد.
بحث چهارم این است که با قطع اینترنت، تمامی دستگاههای متصل به شبکه، آپدیتهای جدید امنیتی را دریافت نمیکنند! و آسیبپذیرتر میشوند، و اینگونه احتمال پخش ویروسها و بدافزارها بیشتر میشود و امنیت بیشتر از هر روز پایین میآید. بگذارید این را بازتر کنم. وقتی اینترنت قطع میشود، کلی کامپیوتر و سرور و لپتاپ و گوشی تلفن همراه هستند که زمین بازی سادهای برای خرابکاران و هکرهای امنیتی میشوند! در هر کدام از این صدها میلیون دستگاه، چندین نرمافزار است که نیاز به آپدیت پیدا میکند. وقتی که به علت قطعی اینترنت، آپدیت انجام نمیشود، بستر تمیزی برای خرابکاران ایجاد میشود که به سادگی به دستگاهها نفوذ کنند. اخیرا برای لینوکس یک آسیبپذیری بسیار حساسی منتشر شد که از کاربران خواست هرچه سریعتر سیستمعامل خود را آپدیت کنند. این آسیبپذیری به این شکل بود که هکر به سادگی میتوانست دسترسی ریشه (Root) را داشته باشد. در سیستم، دسترسی ریشه، یعنی خدا! یعنی هر کاری که بخواهد میتواند انجام دهد. و همین باعث میشود که به سادگی امنیت آیتی و آیسیتی به طور کامل از بین برود! و این ممکن است خطر در سطح امنیت ملی را داشته باشد. ممکن است از این طریق نفوذهای سایبری صورت بگیرد. همانطور که سیستم سوخترسانی، یکبار مورد حمله قرار گرفت! بانک سپه مورد حمله قرار گرفت! به همین سادگی!
بحث پنجم این است که کسانی که قصد دارند در حوزه ICT و IT کشور سرمایهگذاری کنند، کار کنند، با این شرایط غیر پایدار اینترنت، این کار را انجام نمیدهند! سرمایهشان را به یک کشور معقولی میبرند که امثال جلیلی و رسایی و.. وجود ندارد و آنجا تلاش میکنند و آنجا سرمایهگذاری میکنند و این منجر به عقب ماندن حوزه ICT در ایران خواهد شد. برنامهنویسان، سرمایهگذاران، متخصصان و.. ، همه فرار میکنند و سرمایهگذاری نمیکنند و در نهایت، همچین شرایطی حاکم کشور میشود.
بحث ششم، این است که اینترنت قطع است و در این شرایط، شایعات زودتر پخش میشوند! و باعث استفاده به قول شما رسانه دشمن میشود! فرض کنید که ماستی در خیابان شریعتی بر زمین ریخته. رسانه معاند، میگوید که ماستی در تهران در خیابان شریعتی به زمین ریخته است! رسانه داخلی که گمان میکند در حال حفظ امنیت ملی است، سریعا تکذیب میکند! اما پس از سه روز، خبر رسانه معاند را تایید میکند! این اتفاق، یک بار و دو بار و صد باره رخ میدهد! نتیجه! مردم اعتمادشان را کاملا به نظام حاکم و رسانه حاکم از دست میدهند! چون میبینند، اینترنت که قطع است! رسانههای داخلی نیز راستگو نیستند! حال رسانه معاند که همیشه راستگو نیست! آنها هم اسپانسرهای خودشان را دارند. با همین حرکت ساده، میشوند رسانه مورد اعتماد مردم! سپس در لا بلای این راستها، آن دروغ مد نظر خودشان را هم بر ذهن مخاطب قرار میدهند! و به این شکل، امنیت ملی و ...
بحث هفتم، فشار زیرساختی است. وقتی که شما اینترنت را قطع میکنید، این همه دستگاه منتظر آپدیت و اتصال هستند. گرچه برای وصل اینترنت، منطقه به منطقه و بخش به بخش و سایت به سایت باز میشود که فشار به شبکه نیاید، اما باز تعداد زیادی کامپیوتر ناگهان متصل میشوند و این بار زیادی به این شبکه فشل، چینی، بیکیفیت، کهنه میآورد و منجر به خراب شدن تجهیزات میشود. مخصوصا که بسیاری از تجهیزات، بسیار کهنه هستند! بسیار کهنه! و بعد بودجه برای جایگزینی نیست و کیفیت نهایی اینترنت، پایینتر و پایینتر میآید. و در نهایت، فرض کنید ۱۰۰ میلیون سرور در دنیا وجود دارد که از این مقدار، هزار سرور در ایران (فرض) وجود دارد. و فرض کنید ضریب نفوذ ایرانیان، ۱۰۰ میلیون اتصال است. اگر اینترنت باز باشد، این ۱۰۰ میلیون، به آن ۱۰۰ میلیون سرور متصل میشوند! یعنی به هر اتصال، یک سرور قدرتمند وجود دارد و ترافیک به خوبی پخش میشود. حال تصور کنید که اینترنت قطع شود. این ۱۰۰ میلیون اتصال، به آن ۱۰۰۰ سرور داخلی قرار است وصل شود که برخی از این سرورها سرورهای پیامرسانهاست که ترافیک بسیار بسیار بیشتری دارد. مقدار وجود کانکشن به سرورهای بله، بسیار بسیار بیشتر از سایت مثلا بلاگیکس است! همین سایت بلاگیکس هم گاهی ارور میدهد و کند است! آن وقت به هر سرور، چند اتصال؟؟ ۱۰۰ هزار اتصال!!!! این عددها تماما مثال هستند! برای همین است که پیامرسانهای داخلی، انقدر اختلال دارند و درست کار نمیکنند! بودجهای هم وجود ندارد که سرورها و تجهیزات آنها را ارتقا دهد! به همین منظور، فشار بر روی تجهیزات و سرورهای داخلی نیز بالاست و شرایط گرانی و تحریم هم مانع خرید تجهیزات میشود! و این یعنی فاجعه!
شما که فریاد اینترنت باید قطع شود سر میدهید و واقعی در زمین دشمن بازی میکنید و به ما تهمت میزنید که ما دشمنیم، لطفا یک بار مطالعه کنید و ببینید که این کارها در حال رقم زدن چه فاجعه ای است! بسته شدن اینترنت، منجر به ورشکستگی، بیکاری و چندین و چند اتفاق دیگر میشود. اقتصاد ما کشش نداشت و مردم به اینترنت پناه آوردند و حال اینترنت هم نیست! این منجر به نارضایتی شدید عمومی میشود! در کوتاه مدت شاید پاسخ بدهد، اما مانند زودپز میشود که بلاخره روزی منفجر خواهد شد.
XXX از دست دادن موجودیت!
در وب جهانی، دیگر موجودیتی نخواهیم داشت و هر کسی، هر جور تعبیری میتواند داشته باشد. در دنیای دیجیتال، شما نمیتوانید محدودسازی کنید. اینترنت، چه بخواهیم و چه نخواهیم، یک دهکده جهانی است. و با مسدود سازی، شما حکمرانی را میبازید. و همان سیمکارت سفیدیها هم حرفی بزنند، به سادگی میتوان به آن خدشه وارد کرد. از طرفی، شما هرچقدر هم زور بزنید و اینترنت را بسته نگه دارید و یک موتور جستجو هم بسازید از گوگل بهتر، وقتی که این موتور جستجو تنها به منابع بسیار بسیار محدود فارسی دسترسی داشته باشد، مفت هم نمیارزد. همه جای دنیا، کلی سرور هستند و کلی سایت در آن میزبانی میشود. بسته بودن اینترنت، آموزش را هم با مشکل مواجه میکند و دانش را عقب نگه میدارد. پس شما موجودیت خود را از دست میدهید و عملا از این فضا، محو میشوید.
XXX شبکه اجتماعی داخلی؟
یک تلگرام، در کل دنیا، حکمرانی میکند و برای یک دنیا بس است. و شما تا کنون ۷ و ۸ پیامرسان ساختید که برخی از آنها در ابتدای راه افتادند و نابود شدند. این همه بودجه به ایتا دادید و تا کنون چیزی غیر از زباله دریافت کردید؟ در این مدت مسدود شدن اینترنت، سروشپلاس، روبیکا و ایتا و آیگپ، به معنای دقیق کلمه زباله محض! بله هم با درصدی بهتر باز یک زباله محض! سرعت کند، پیامها پس و پیش ارسال میشوند، امکان تماس صوتی و تصویری را کلا فراموش کنید. فایلهای بزرگ اصلا ارسال نمیشوند! رسما سرورها تحت فشار هستند. هر بار هم از جیب عمومی و حق ملت ایران، پول بر میدارید و به حلقوم این شبکههای داخلی میریزید و کلی سوبسید برایشان قائلید و هنوز نتوانستند درست کنند! فقط هدر رفت پول هستند! این همه بودجه پای سیستم عامل ملی رفت! این همه بودجه پای ایمیل ملی رفت، این همه بودجه پای موتور جستجوگر ملی رفت! تا کی میخواهید قمار کنید و ببازید؟ خود شما در همین ذرهبین یک سرچ کنید، رسما بالا میآورید! بیربطترین و مزخرفترین جستجو را انجام میدهد! چقدر بودجه به ذرهبین داده شده است؟ یوز چه شد؟ سلام بیان چه شد؟ تا کی باید شکست بخورید تا بفهمید که نمیشود!؟ دوباره پیشنهاد دادند که برای اینکه پیامرسانها بهتر کارکنند دوباره یکی دو همت دیگر از جگر مردم ایران و ملت ایران بکشیم بیرون و در این سطلهای زباله بریزیم! پورمحمدی یک بار حرف جالبی زد! گفت به جای اینکه ۱۰ تا پیامرسان آشغال بسازیم، اینها را ادغام کنیم و حداقل یک چیز درست و حسابی بسازیم! حرف اینجاست که آقای پورمحمدی، این ۱۰ پیامرسان تقریبا ترافیک را به ۱۰ قسمت تقسیم میکنند. اگر یکی شوند که رسما نابود میشوند!
XXX دستاورد
تا به امروز، این مسدود بودن اینترنت، دستآوردهای زیادی داشته، البته از انتها! از همان ماتحت! اولین دستآورد، ضرر ۲ همتی روزانه به اقتصاد است. چهل و چند روز گذشته و ۸۰ و ۹۰ همت رسما نابود شده است! دومین دستآورد، نابود شدن کلی کسبوکار و کلی انسان بیکار شده است که آمارش هنوز به طور رسمی منتشر نشده است، ولی وقتی ۷ دوست من، بیکار یا ورشکسته شدهاند، بدانید چه فاجعهای رخ داده است! سومین دستآوردش افسردگی ملی و خشم ملی است. مقدار نارضایتی را بیدلیل چند برابر کرده است! چهارمین دستآوردش، از دست رفتن امنیت و سواستفاده هکرهای دشمن و ضربه زدن به ما بوده است! پنجمین دستآوردش، حذف ما از بازار و دهکده جهانی است. ششمین دستآوردش، نابود شدن امنیت نرمافزاری و سیستمی است. هفتمین دستآوردش، مستهلککردن شبکههای مخابراتی و ارتباطی است. هشتمین دستآوردش، ایجاد حس بیاعتمادی ملی است و اعتماد حتی به سرویسهای خبری داخلی نیز کمتر و کمتر شده است. نهمین دستآوردش، دادن فرصت به افراد سودجود است! و چندین دست آورد دیگر که نمیخواهم به آنها اشاره کنم. یک تفکر اشتباه، تا چه زمانی باید خرابی بار بیاورد، تا بفهمید اشتباه بوده؟ وقتی که همه چیز نابود شد؟ پس خسته نباشید!
XXX تندروها
این اصلاحطلبان، یک لولوخرخره درست کردن به اسم تندروها! دروغی واضحتر از این؟ تندروها کسانی هستند که در ایران خدا هستند، فرای قانون هستند، هرچه گند کاری و کار اشتباه هست تقصیر آنهاست! در هیچ جا هم محاکمه نمیشوند! هرچی ظلم است مال آنهاست و این اصلاحطلبان فقط سمت مردمند! این لولوخرخره که اسمش را تندروها گذاشتند، اصلا وجود خارجی ندارد! خودشان هستند! یک سری کار کثیف هست که گردن گرفتنش خوب نیست! اگر آقا مسعود بگوید من اینترنت را قطع کردم، پس چه کسی در انتخابات بعدی، مردم را خر ببیند و پای صندوق به جهت رای به اصلاح طلبان بکشاند؟ پس مجبور است بگوید من نبودم دستم بود، کار این تندروها بود! در حالی که خودشان هستند و خودشان هستند! لطفا مردم را انقدر خر و نفهم فرض نکنید!
XXX اینترنت پرو
به اندازه کافی، همه در مورد آن صحبت کردند. حتی اگر به رایگان، یک نفر بیاید به من اینترنت کاملا نامحدود و یک گیگابیت بر ثانیه بدون هیچ محدودیتی به من بدهد، من آن را قبول نمیکنم! چون امروز، اینترنت مانند پول است. اگر همه داشته باشند، خوب است! اینکه من تنها داشته باشم، به درد نمیخورد! خیلی در این موضوع صحبت نمیکنم. اما این هم کار اشتباه بزرگی بود که خشم عمومی را بیشتر کرد!
XXX جمع بندی
دوست نداشتم این پست را بنویسم. این پستهای انتقادی، معمولا به دید دشمنی دیده میشود، نه دلسوزی و نقد! اما من گفتنیها را عرض کردم و وظیفه ملی خودم را ایفا کردم. گرچه سخن بسیار است و دوست ندارم مطلب طولانی شود و چشمان شما اذیت شود (گرچه ماهیت وبلاگ، نوشتن طولانی و مفصل است). به همین منظور به خیلی از موضوعات اشاره نکردم. چقدر دانشجو داریم که رسما فلج شدند. چقدر استاد دانشگاه، چقدر صاحب کسب و کار داریم که به خاطر این شرایط، رسما نابود شدند. چند نفر نتوانستند اجاره شان را پرداخت کنند؟ کمی رحم هم باید وجود داشته باشد. اکنون وضعیت آنقدر خراب است که وبلاگهایی در همین بلاگیکس به سادگی مسدود میشوند، این شرایط، فقط در حال بدتر کردن اوضاع است و ما که از دلسوزی صحبت میکنیم، وضعمان این است. اگر کمی عقلانیت بود که ما چرا باید در این نقطه بودیم. از کسانی که ممکن است درآمدشان به خطر بیفتد، انتظاری نیست، اما اگر کسانی هستند که فکر میکنند این راه درست است، کمی فکر کنند و مطالعه کنند. و بفهمند، ما که فریاد میزنیم، آیا دلسوز هستیم یا باید به خاطر نقد درست، نابود شویم..
XXX جمع بندی
امیدوارم به دید دلسوزی به این نوشته نگاه شود، نه دشمن پنداری. نارضایتی در میان وبلاگنویسان متاسفانه زیاد شده است. خود بنده میخواستم برای این وبلاگ و حسابم، حسابی هزینه کنم. اما این وضعیت وبلاگنویسان و این مسدود سازی و این داستانها، باعث شده دست نگهدارم. خب این اصلا خوب نیست. تنها چیزی که امیدوارم این است که این وضعیت هر چه زودتر تمام شود. این مسدود شدن اینترنت، زودتر به پایان برسد. خیلی حرف است، بیش از ۴۰ روز مسدود بودن اینترنت! بسته شدن کلی سرویس! این اصلا خبر خوبی نیست. این خود نابودی است. اما امیدوارم روز خوب بیاید و همه به خوبی و خوشی، در این فضای آنلاین، کارهایی که میخواهیم را انجام دهیم و برنامههایمان را پیاده کنیم. منجمله خود بنده که وبلاگنویسی خود را ادامه دهم. خوشحال میشوم نظراتتان را بشنوم.