اینروزها (۱)
· 30 اردیبهشت 16:55 · سلام.
در ادامه مطلب، چیزهایی نوشتم، از وضعیت این روزهای ما . ابتدا برای اینکه مشکلی پیش نیاید، میخواستم رمزدار کنم، اما دیدم بهترین شکل آن، هزینهدار کردن پست میباشد. هزینه زیادی را هم نگذاشتم. اگر دوست دارید آن را بخوانید، بسیار از شما متشکرم که حمایت مالی میکنید.
با تشکر
گزارشات فروردین تا ۲۵ اردیبهشت ۸۵
· 30 اردیبهشت 15:31 · در این مطلب، گزارشاتی که از یکم فروردین تا ۲۵ اردیبهشت، که وبلاگ قدیمی نوشته شده است، جمع آوری شده است. در صورتی که علاقه دارید تا گزارشات قدیمیتر را بخوانید (کاملتر)، حتما به ادامه مطلب بروید.
XXXX | گزارشات ۲۵ اردیبهشت (۵)
گزارش | جمع بندی موضوع اینترنت
بزودی در مقالهای تکمیلی، به وضعیت اینترنت پرداختم و کلیه این گزارشات و صحبتها و نوشتهها را به همراه تحلیل، در بخش تحلیل ویژه آوردم. میتوانید با مراجعه به این لینک آن را مطالعه نمایید.
آپدیت | کارهایی که در این مدت انجام شد
مجموع به روزرسانیهایی که در کارها و وبلاگ انجام شد را به طور خلاصه در اینجا مینویسم تا مطلب طولانی نشود.
۱- دامنه Hatefblog.ir پس از ۴ سال خاموشی، مجددا آنلاین شد و شما میتوانید وبلاگ من را با برند جدید بلاگنوشت و با آدرس Hatefblog.ir دنبال نمایید. در این وبلاگ، از موضوعات مختلفی صحبت خواهیم کرد و بزودی، مطالب چندرسانهای نیز در این وبلاگ منتشر خواهد شد. همچنین به لطف بلاگیکس، مشکل SSL نیز حل شده است و شما میتوانید این وبلاگ را با HTTPS مشاهده فرمایید. بدون هیچ خطا و ارور.
۲- وبسایت به علت عدم وجود شرایط پایدار برای اینترنت، به آینده موکول شد و این وبلاگ، حتی پس از پایداری اینترنت، در بلاگیکس میزبانی خواهد شد و به فعالیت خودش ادامه خواهد داد. تا زمانی که بلاگیکس به فعالیت خود ادامه دهد. پس از آن به فکر یک سرویس دیگری خواهیم بود.
۳- تنها وبلاگ رسمی بنده، همین وبلاگ و همین آدرس خواهد بود (HatefBlog.ir) و تمامی سرویسها و آدرسهای دیگر به طور رسمی به پایان فعالیت رسید و دیگر فعالیتی در آنها انجام نخواهد شد. از این پس، تنها و تنها در این آدرس فعال خواهم بود و در خدمت شما :)
۴- قسمت Dark Mode از وبلاگ حذف شد و حوصله و توانی برای ایجاد آن وجود ندارد. ببخشید که مجبورید به حالت Light این وبلاگ را مطالعه کنید.
۵- با ایجاد و آغاز رسمی فعالیتها در این وبلاگ، بزودی بخش فعالیتها نیز در دسترس قرار خواهد گرفت. در این بخش، فعالیتهای عمومی و اجتماعی با هم انجام داده و از آنها لذت خواهید برد. این اقدام به علت این تغییرات، به تاخیر افتاده است. اما بزودی، فعال خواهد شد.
۶- به جای شلوغ کردن صفحه نمایش، منوی بالا حذف، و به جای آن، دکمه بالا رونده اضافه شد که با کلیک بر آن، میتوانید به منو دسترسی داشته باشید.
۷- دو سایدبار در منو تعبیه شده است که تمامی بخشهای وبلاگ را میتوانید از طریق این بخش مشاهده نمایید.
۸- بطور رسمی از سرویس بلاگیفای، به علت به درد نخور بودن آن، بیرون آمدم و اعلام میدارم که هیچ فعالیتی در این سرویس نخواهم داشت.
۹- وبسایت مجله آوینا، بزودی معرفی خواهد شد.
امیدوارم که از این پس، روزهای خوبی را در این صفحه، با هم زندگی کنیم.
واکنش | بده عکس از کارت ملیات!
نمیدانم چه مرضی است که تمامی وبسایتهای خدماتی این را میخواهند! خب شماره موبایل و شبای حساب و شماره کارت، کاملا بیانگر این است که این حساب برای هاتف است! این شماره موبایل نیز برای هاتف است. شاپرک نیز اینها را تایید میکند. حالا چرا سایتی مانند دارمت، بایستی تصویر کارت ملی شما را درخواست کند؟ این اطلاعات اضافی است و چرا باید این را بخواهی؟ تایید هویت با شماره کافیست! این عطش دریافت اطلاعات را نمیفهمم! در اینجا دولت مقصر است! وقتی هیچ گونه مجازاتی برای کسانی که این اطلاعات را جمع آوری میکنند و به سادگی با یک حمله سایبری، آنها را پخش میکنند، برخورد جدی نمیکند، همین میشود که بزودی من هم با وقاحت تمام، برای مطالعه وبلاگ پیزوریام، از شما تصویر کارت ملی بخواهم! در سایت دارمت ثبت نام کردم اما این تصویر کارت ملی، باعث شد ثبت نامم را تکمیل نکنم! پیشنهاد جدی دارم که شما نیز لطفا، به سادگی اطلاعات هویتی خود را به هر وبسایتی ندهید.
XXXX | گزارشات ۱۰ اردیبهشت (۴)
گزارش | بیش از ۶۰ روز خاموشی
خاموشی ایران، از مرز ۶۰ روز گذشت! ما اکنون بیش از ۶۰ روز است که اینترنت نداریم و سایتهای داخلی نیز به سختی باز میشوند. امروز یکی دیگر از سرویسهای وبلاگنویسی از دسترس خارج شد! و امیدوارم که بلاگیکس ماندگار باشد. اپلیکیشن بله از دسترس خارج شد و اکنون بیش از ۴ ساعت است که متصل نیست! اختلال پیچیده بر روی شبکه است که بین ساعتهای ۴ بعد از ظهر تا ۸ شب ادامه داشت و از ۸ شب، کمی وضعیت پایدارتر بود. در این مدت، یکی دیگر از دوستان ما، کسب و کار آنلاین خود را جمع کرده و اعلام ورشکستگی کرد. واقعا قطعی این اینترنت، برای من قابل توجیه و پذیرش نیست. هر روز ضرر بسیار هنگفتی به کشور وارد میشود و این شرایط، با توجه به تورم ۷۰ درصدی و قیمت طلا و دلار، تنها منجر به ناراحتی عمومی میشود. اگر امنیت به خطر میافتد، پس نیازی به ارائه اینترنت پرو نیست! چطور است که اینترنت پرو، امنیت را به خطر نمیاندازد، اما برای عموم مردم، نباید اینترنت باشد، چون امنیت به خطر میافتد. داستان این است که حنا دیگر رنگی ندارد و همه متوجه شدند که دولت آقا مسعود، میخواهد کمی بیشتر پول دربیاورد! وبلاگ هاتف، صراحتا اعلام میکند : نه به مسدود سازی اینترنت و ارتباطات!
گزارش | ایران دلایرزه
وضعیت تورم،فاجعه آمیز است. اقتصاددانها اخطار دادهاند که ممکن است ناگهان، تورم به ۲۰۰۰ درصد برسد! با قطع اینترنت و محاصره دریایی و جنگ و این صحبتها، تورم هر روز فاجعهتر میشود و اکنون رسما ایران دلاریزه شده است. کسی با ریال کار نمیکند. همه برای خرید و فروش را مبنای دلار انجام میدهند، و این باز منجر به نارضایتی بیشتر میشود. این بسیار فاجعه آمیز است.. حرف حساب هم نمیشه زد.. فعلا شما با اینترنت پرو کاسبی کن ببینم تهش کجا میرسیم.
طراحی و ویرایش تصاویر : هایپر فامیلی کرمان (۱)
· 30 اردیبهشت 14:04 · تصمیم گرفتم که حتی کوچکترین کارهایم را هم به صورت نمونه کار قرار دهم.
شعبهای از فروشگاه هایپرفامیلی واقع در استان کرمان، در خواست یک تصویر آگهی، در مقابل درب ورودی داشتند و تاکید داشتند که یک تصویری خاص اصلاح شود. پس روی این تصویر کار شد و خروجی را مشاهده میفرمایید.
کارهای صوتی : جزیره
· 29 اردیبهشت · کار کوتاه جزیره با صدای دوست عزیزم، مجید عزیزی
میکس این کار توسط بنده انجام شده است. خوشحال میشوم آن را بشنوید.
نظرات شما، در رابطه با این کار، بسیار من را خوشحال خواهد کرد. و برای بهتر شدن کار، مفید خواهد بود
[۳] من هنوز کودکم!
· 29 اردیبهشت · سلام عزیزم
نبین که بزرگ شدهام! نبین که ریش و سبیل دارم! نبین که ادای آدمهای مسن و بزرگتر از خودم را در میآورم. من همان کودکم! همان کودکی که به دنبال آغوش مادر، میدود! آغوش تو! آغوش تو آغوش مادر است. من هنوز کودکی هستم که هنوز در آغوش تو آرام میگیرد، در میان دستان زیبای تو، آرام میگیرد. به اخمهایم نگاه نکن، من هنوز کودکم و هنوز بزرگ نشدهام، با اینکه موهایم سپید شده، اما همان کودکی هستم که دوست دارم با تو، بازی کنم، برایم قصه بگویی، برایم لالایی بگویی و حکایت تعریف کنی، من را هر روز در آغوش بگیری، من همان کودکی هستم که شیطونی میکنم! با موی سپید، روی زمین، نقش بازی لی لی میبینم، لی لی بازی میکنم! من هنوز در کودکی خود ماندهام، و نیاز به آغوش گرم تو دارم. من همان کودکی هستم که هنوز، ماشین بازی میکند، تفنگ بازی میکند، همان کودکی که به دستان شفا بخشت، به نوازشت، و به آبنبات و پفکی که برایش میخری، احتیاج دارد. و خوشحال میشود! من هنوزم با پفک خوردن، خوشحال میشوم. من همان کودکی هستم که به آغوش گرم و مادرانه تو، نیازمندم. آغوش تو درمان من است. درمان من است. من همان کودکی هستم که درون راهروهای قلبت، با شیطنت، فرار میکنم و بازی میکنم. تو را، فراتر از هرچیزی که فکرش را بکنی، فراتر از هر اندازه موجود، فراتر از بینهایت بینهایتها، دوست دارم. این کودک، تو را، مادرانه، دوست دارد. این کودک درون، تو را مادرانه دوست دارد. برای همیشه، دوستت دارم.
برای رها
[۲] ای کاش
· 29 اردیبهشت · سلام عزیزم.
در این وضع، میسوزم و میسوزم. دیگر حتی، تحمل آدمها را ندارم. تحمل هیچ چیزی را ندارم. تنها تو هستی، که ادامه دادنم را ممکن میکنی. میخواستم وسایلهایم را جمع کنم، در دو چمدان و چند کارتن، سوار ماشینشان کنم و برای همیشه بروم. و نام آدمهای پستی که این همه ظلم در حق ما روا داشتند را، حتی نیاورم.. حتی نیاورم. آنقدر دلشکسته و بینوا شدهام، که حد و حساب ندارد. اما قسمت خوبش اینجاست که بینوا بودن، همیشه منجر به انفجار میشه. وقتی که خیالت از همه چیز راحت شد و فهمیدی که همه چیز نابود شده است، دست به اسلحه میبری و نابود میکنی هرچیزی که بوده است. تا آخرین لحظه، آخرین لحظه، میخواهند زندگی من را نابود کنند. ای کاش سفت ایستاده بودم و قبول نمیکردم. این هم تنبیه من، و تاوان من، بابت این تصمیم احمقانه. برای من همه چیز، مرده است. پدر مرده است، مادر مردهاست، خواهر و برادر مرده است، استاد مرده است، کار مردهاست. رفیق و دوست مرده است، وطن مرده است و حتی سیگاری که توی دستم بود هم مرده است. تنها، زندهترین چیزی که برایم مانده و تنها و تنها ، تو هستی. تو هم نباشی، دیگر من میمانم و تک تک کسانی که دلمان را شکستند. دل تو را شکستند. و ای کاش، آن روز، گول نمیخوردم. زندگی من شد، گول خوردن! خانواده همه چیزه! خانواده پایت را میشکند! خانواده آرامشت را میگیرد! خانواده به روی تو شلیک میکند! خانواده تنها تاوان است و تاوان! خانواده دختری که دوست داری را نابود میکند و ازت میگیرد! خانواده تا لحظ آخر زندگیات کنترلات میکند! خانواده با تو بازی میکند تا فداکاری کنی در حالی که خودخواهترینن و برایت تره هم خرد نمیکنند! خانواده در زندگی زناشوییات دخالت میکند! خانواده زندگیات را نابود میکند! به کسی که عاشقانه دوستش داری، توهین میکنند و دلش را میشکنند! و تو احمقانه احمقانه، میگی خانواده همه چیزه! و ای کاش، سفت بودم . چیزی که الان هستم بودم . چیزی که باید میبودم بودم . من رو ببخش... که از این پس، من آدم دیگری خواهم بود. دستهایت را خواهم گرفت. و بدها را از زندگیات خط میزنم. از زندگی خودم، خط میزنم. با هم میرویم به جای دور، برایت خانهای میسازم، به رنگ سبز، سفید، ارغوانی، فیروزهای، پر از گلهای زیبایی که دوست داری، اتاقی که تمام شب، عطر تو را بگیرد، و پذیرایی که بوی گل و قهوه، فضایش را پر کند. خانهای میسازم پر از عشق. پر از محبت، پر از وفاداری. شکوفههای درخت گیلاس، توی حیاطش، و بوی شکوفههای بهارنارنج. کتابخانهای با کتابهای رنگی. خانهای پر از گرمای عشق. دستانت را میگیرم و به هر جا خواستی میبرم. من آن کسی هستم که برایت جان میدهم و برایت زندگی میکنم. خانه ما، پر احساس و موسیقی است، برایت گیتار و پیانو مینوازم. روزهای قشنگ ما هنوز رخ نداده است. حال که وقت قربانی کردن رسیده، بدها را رو به قبله، قربانی میکنیم و هر چیز بد را به پایان میسپاریم و با هم آغازی زیبا خواهیم داشت. و این بار، همه چیز من، همه چیز من تو هستی .. من برایت، نفس میکشم، و روزهای قشنگ، در انتظارند، تا به آنها برسیم. روزهای قشنگ ما نیز میرسند. و این بار، بدون هیچ ناراحتی، به سوی خوشبختی خواهیم رفت. به امید خدا.
برای رها
[۱] آن روز قشنگ
· 29 اردیبهشت · دوست داشتم، اینجا نبودم. دوست داشتم اینطور نبودم. درست در وسط سیاهیهای افسردگی. دوست داشتم دستت را میگرفتم، و میرفتیم به جایی دور. خانه مان را با هم میساختیم. دیوارهایش را، آن رنگی که تو دوست داری، میکردیم. وسایلش را آنطور که باب میل توست، میچیدیم. کتابهایمان را در کتابخانه میچیدیم، میز کارمان را میگذاشتیم با دو صندلی کنار هم، با هم در منزل خودمان مینشستیم، دمنوشی را دم میکردیم، روی مبل راحتیمان مینشستیم، یا دم پنجره، و یا در مقابل تلوزیون، با هم صحبتها میکردیم و صحبتها میکردیم. دوست داشتم کنارت بودم و وجودت را زندگی میکردم. از این تنهایی، دیگر بدم میآید. انصافا میدانی که از این دوری، خسته و خستهترم. دوست داشتم، با هم، کنار هم، این روزگار عمرمان را میگذراندیم. عمری که برای من، دیگر مدت زیادی نمانده. از همه چیز و همه کس، بریدم. حتی حال تحمل خودم را هم ندارم، چه برسد به کسانی که هر روز و هر ثانیه، ظلم کردند و ظلم میکند. اگر اینجا نبودم و اینجا نبودیم، دست قشنگت را میگرفتم و میبردم به جای دور... تو میدانی که به تنهایی، برای من کافی هستی. من تو را داشته باشم، دنیا را دارم، خودم را دارم، و تو تمام منی! تمام زندگی منی. و من تو را با هیچ اندازهای که بشود اندازه گرفت، دوستت دارم. تو تمام وجود منی، و تو دلیلی برای تک به تک ثانیههایی هستی که نفس در آن جریان داره. و خداوند، تو را برای من زیادی نبینه...
تا زمانی که نفس میکشم .. دوستت دارم ..
برای رها
سرآغاز
· 28 اردیبهشت · سلام.
تصمیم نداشتم که این وبسایت را مجددا فعال کنم. مشغول نوشتن در وبسایت نوشتههای هاتف بودم، و بسیار هم از این کار راضی بودم. اما در این مدت، بسیار با خود، جلسه گذاشتم و صحبت کردم و فکر کردم. تقریبا ۸ سالی میشود که دامنه HatefBlog.ir را دارم. نامی مناسبتر، برای وبلاگ! آدرس نوشتها، طولانیتر و نامناسبتر بود. پس تصمیم را گرفتم.
این آدرس، تقریبا ۸ سال پیش، به طور رسمی، در سرور شخصی من، آغاز به کار نمود. تقریبا، هر دو هفته، یک مطلب در آن منتشر میشد. این مطالب، در سایتهای متعدد کپی، و حتی تا مجلهها و روزنامهها نیز پیش رفت. اما متاسفانه به دلیل عدم استقبال و گران بودن هزینه سرور، مجبور به تحویل سرور، و انتقال این وبسایت، به بلاگفا شدم. نبود امکان SSL و امنیت پایین و همچنین عدم وجود روحیه، دیگر توان ادامه دادن در آدرس HatefBlog.ir نبود و این آدرس به طور رسمی در خردادماه سال ۱۴۰۱، به پایان رسید. و در بلاگفا دوام زیادی نداشت. بسیاری از وبسایتها و سرویسها، این دامنه را لینک کردند و هنوز در آرشیوهای زیادی، لینکهایی از این آدرس، وجود دارد.
به همین منظور، از امروز، به طور رسمی، وبلاگ رسمی هاتف، با نام بلاگنوشت و آدرس HatefBlog.ir آغاز به کار کرد. در این وبلاگ، از کتاب و پادکست و هرچیزی که برای شما جذاب است، مینویسیم. حتی پوشش اخبار و تحلیلها و گزارشات نیز، در مطالب ما، خواهد بود. وبلاگ هاتف، پس از ۴ سال، با نام جدید بلاگنوشت و ریبرند، و با استفاده از سرویس بلاگیکس، آغاز به کار کرد. همچنین، در صورتی که شرایط اینترنت، بهبود پیدا کرد، مجددا این آدرس، به سرور شخصی منتقل، و راه را در آنجا ادامه خواهیم داد. نوشتن، کاری که آن را خیلی دوست دارم و حالا، به طور رسمی، در این وبسایت، فعالیت جدی وبلاگ خود را آغاز میکنم.
وبلاگ نوشتههای هاتف، به علت طولانی بودن آدرس و همچنین عدم توانایی برندینگ، و همچنین عمر کوتاه، بازنشسته شد و در آنجا، متنهای خاص و ویژه، میزبانی خواهد شد. و کلیه فعالیتها، به طور رسمی، به این وبلاگ منتقل شده است. بزودی مطالب آن وبلاگ نیز، به طور کامل ( با اندکی اصلاح )، به این وبلاگ منتقل خواهد شد. شما میتوانید از این پس، این وبلاگ را مطالعه نموده و از امکانات آن به خوبی استفاده نمایید. حتی مطالب پریمیوم و وی آی پی نیز در این آدرس، منتشر خواهد شد. بسیار خوشحال خواهم بود اگر، نظرات خود را در رابطه با مطالب و موضوعات، بیان کنید. این آغاز رسمی این راه پر پیچ و خم ماست.
دامنه این وبلاگ، یعنی Hatefblog.ir هنوز به طور کامل به این وبلاگ، متصل نشده است. درخواست اتصال مطرح شده است و در تلاش هستم که این دامنه با موفقیت، به این سرویس متصل شود و این وبلاگ، با این آدرس، در دسترس باشد. پس از اینکه اتصال دامنه با موفقیت انجام شد، به طور رسمی، مطالب را انتقال داده و فعالیت رسمی را از این طریق آغاز خواهم کرد. امیدوارم این وبلاگ را، که قدمت زیاد و آدرسی مناسبتر دارد را، مانند وبسایت نوشتههای هاتف، که اکنون تغییر کاربری داده است، دوست داشته باشید. ما این مسیر را در کنار هم، طی خواهیم نمود.
ارادتمند. هاتف
