بلاگ‌نوشت

بلاگ‌نوشت

بلاگ‌نوشت هاتف

گوگل پلی، بسته می‌شود


مارکت اندروید F-Droid که یک مارکتی است که می‌توانید از آن، اپ‌های گوگل پلی و تحت اندروید را دانلود کنید، هشدار داده است که از سپتامبر ۲۰۲۶ گوگل قرار است قوانین جدیدی را بر روی سیستم‌عامل اندروید، اعمال کنه. طبق این ادعا، گوگل قصد داره در آپدیت جدیدی، نصب هر برنامه‌ای رو برای گوشی‌های اندرویدی، محدود کنه. (درست مانند اپل). طبق این گزارش، قرار است که گوگل از این پس، قرار است که تنها به نرم‌افزارهایی اجازه نصب بر روی دستگاه‌های اندرویدی را بده که توسعه دهندگان آن نرم‌افزارها، در گوگل ثبت‌نام کنند، هزینه پرداخت کنند، مدارک هویتی ارائه کنند، و همچنین اطلاعات کامل برنامه‌ نیز بایستی در اختیار شرکت گوگل قرار بگیرد. در این صورت نرم‌افزارهای آن توسعه دهنده، قابل نصب بر روی گوشی‌های اندرویدی خواهد بود. در غیر این صورت، این برنامه‌ها قابل نصب بر روی گوشی‌هایی که از این سیستم‌عامل استفاده می‌کنند، نخواهد بود.

با این کار، نصب برنامه‌های مستقل، متن‌باز و شخصی و حتی اپ‌های خارج از مارکت گوگل پلی، با محدودیت جدی مواجه خواهد شد و دیگر کسی نمی‌تواند که این اپ‌ها را نصب و یا استفاده نماید. یعنی با این کار، عملا این گوگل خواهد بود که تصمیم خواهد گرفت که چه اپ‌هایی بر روی گوشی‌های شما، نصب می‌شود. و کنترل بیشتری را بر روی اپ‌ها و تلفن شما خواهد داشت. و آهسته آهسته، از یک پلتفرم باز، به یک پلتفرم بسته تبدیل خواهد شد.  به همین منظور، کمپینی به راه افتاده است تا منتقدان و مخالفین این طرح، بتوانند به آن اعتراض نمایند. من هم یکی از آن معترضین هستم. باید توییت بزنیم و به اشتراک بگذاریم و بگوییم که ما اعتراض داریم.

ما با این شعار، گوشی اندرویدی خریدیم که گوگل، وعده باز بودن (Open) این سیستم‌عامل را داده است و اکنون، در حال خلف وعده است. ما، صاحبان تلفن همراه خود هستیم. ما از محصولات اپل خریداری نکردیم چون نمی‌خواستیم صاحب گوشی‌هایمان و اینکه درونش چه اتفاقی می‌افتد، شرکت اپل باشد! به همین منظور شما نیز اگر دوست داشتید، به وب‌سایت keepandroidopen.org مراجعه نمایید، و اعتراض خود را اعلام کنید.

حمایت مالی

با سلام.

امروز می‌خواهم با شما، در رابطه با حمایت مالی صحبت کنم. اما قبل از آن، می‌خواهم مفهومی را در فیزیک، برای شما گرامیان، یاد آوری کنم که یادآوری آن، خالی از حکمت نیست. کار در فیزیک به مقدار نیرویی که مصرف می‌شود تا یک فاصله‌ای، یک شی جابجا شود! یعنی شما برای انجام یک تغییر (که حالا در این تعریف، جابجایی است)، نیازمند یک نیرویی هستید. حال می‌پردازیم به فعالیت آنلاین و این تعریف را به فعالیت‌های آنلاین می‌آوریم و برایش مصداق می‌یابیم. کلیه فعالیت‌هایی که در فضای آنلاین انجام می‌شود ( شامل برنامه‌نویسی برای توسعه سرویس‌ها، فروش محصولات، نوشتن مطلب، ضبط پادکست، تولید آثار هنری و فنی، و دیگر چیزها) که نیازمند انرژی و منابع است، کار اطلاق می‌شود. وبلاگ‌نوشتن، ساخت سرویس‌های آنلاین، فروش خدمات و محصولات، تمامی این‌ها، در این تعریف، باز تعریف می‌شوند. پس ما وقتی پست وبلاگی را می‌نویسیم، در نهایت کار می‌کنیم! چون انرژی ( فکر کردن انرژی می‌برد و حرکت دستان شما بر روی کیبرد نیز به واسطه حرکت عضلات، انرژی می‌برد و غذایی که میل کردید را تبدیل به انرژی می‌کند برای تایپ ) و همچنین منابع (برق، استهلاک تجهیزات چون لپ‌تاپ، اینترنت) مصرف می‌شود و در نهایت یک تغییر ( پستی از عدم، پا به عرصه وجود می‌گذارد ) انجام می‌شود.

گزارش : ۰۲ خرداد ۸۵

سلام. به این گزارش خوش آمدید. امیدوارم که سالم و امیدوار باشید.

  گزارش   | به آمریکا، هرگز اعتماد نکن!
برخی از عزیزان، اعتماد بسیار ویژه‌ای به آمریکا دارند. گمان می‌کنند که آمریکا روی حرف خودش می‌ایستد! آمریکا ناجی است! این صحبت، از آن دست صحبت‌های چپول‌های حمام نرفته نیست! این تاریخ است. مردم ایران، در گذشته، از آمریکا کینه داشتند که منجر به انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ شد. و سپس سال‌ها آمریکا ستیزی! اما باید برایتان سوال پیش بیاید که چرا مردم ایران، آمریکا ستیز شدند!؟ چرا مثلا آلمان ستیز نشدند؟ یا مثلا ایتالیا ستیز؟ چون آمریکا، هرگز دوستی قابل اعتماد نیست! تنها چیزی که برای آمریکا مهم است، منافع خودش است! برای سیاستمداران آمریکایی، ما تنها برگی هستیم برای بازی! اصلا برایشان مهم نیست که گرسنه شویم، کشته شویم! نهایت کشورمان را به نابودی می‌کشد و سپس با هواپیما‌هایی، بسته‌های غذایی، صدقه به ما می‌دهد! این به معنی نفی ظلمی که اکنون، نظام حاکم بر ما می‌کند، با بستن اینترنت و این ظلم‌های مختلف نیست! اما به عنوان شخصی که علاقه‌مند به تاریخ است، باید عرض کنم که نه باید به توافق با آمریکا اعتماد کرد و نه آمریکا رو دوست دانست! باید بر اساس هم‌سویی منافع رفتار کرد! این اشتباه بزرگی است که کشورهای بیگانه را دوست یا دشمن می‌دانیم! در نظام سیاست بین‌المللی، چیزی به عنوان دوست وجود ندارد! اوکراین تا زمانی در صلح با روسیه بود که ناتو کاریش نداشت! اما به محض اینکه اوکراین، خواست به ناتو بپیوندد، منجر به جنگ اوکراین و روسیه شد! شما رفتار این مو زرد قمارباز را با رئیس جمهور کشوری مثل اوکراین را دیدید! نفع آمریکا، زمانی کمک به اوکراین بود و دیدید که وقتی منافع ملی شان به چیز دیگری شد، رفتار با رئیس جمهور اوکراین، تغییر کرد! آمریکا تنها و تنها برایش، منافعش مهم است! مردم ایران، پشیزی برایش اهمیت و ارزش ندارد. مصداق آن هم بسیار زیاد است! اگر واقعا مردم ایران، برایشان اندازه سر سوزنی اهمیت داشت، خیلی کارها را باید می‌کردند و خیلی کارها را نباید می‌کردند! برای آنها، تنها منافع ملی شان مهم است و ما نه تنها ارزشی نداریم، که برگی هستیم برای بازی! ممکن است فروخته شویم! این را گفتم که فکر نکنید، توافق با آمریکا، خوب است! اینکه اعتماد به آمریکا خوب است! تنها ممکن است در این مدت کوتاه، منافع ما با منافع این کشور جهان‌خوار، هم راستا شده است و ما نباید چون صرفا، این منافع همسو شده، فکر کنیم که این مو زرد املاکی، اندازه پشیزی برای ما ارزش قائل است! سند این حرف، تنها و تنها تاریخ است! کارتر ملعون حرا**زاده، کم بلا سر این خاک نیاورد! آمریکا بد عهد است و فقط یک بی‌سواد، او را در قالب یک ناجی می‌داند! و در این حد عرض کنم که همین اسرائیل که ما این همه فحش به او می‌دهیم، برای متحدهان خودش، ارزش و احترام بیشتری قائل است تا آمریکا! تا زمانی که به آمریکا شیر بدهی، متحد و نوکرش هستی! و در مواقع خاص، تو را خواهد فروخت! اما تفاوت و خوبی که آمریکا نسبت به متحدی به مانند چین دارد، این است که حداقل آمریکا،  ظاهری را حفظ می‌کند. اگر ما نوکرش شویم، حداقل شرایطی را ایجاد می‌کند که به نوکری ادامه دهیم! بلاخره یه چیزی به ما می‌دهد که بخوریم! چین و روسیه اینطور نیستند! می‌گویند همینه که هست و از گرسنگی بمیر و من تو را خواهم دوشید! همین! و تنها منابع‌ات را می‌برد! هر کشوری، فکر منافع ملی خودش است! همانطور که ما مردم ایران، برایمان ذره‌ای اهمیت ندارد که امارات را می‌زنیم! تازه خوشحالم می‌شویم! چرا؟ چون به نظرمان در منافع ملی مان، امارات باید ادب شود! (گرچه با این توهین به پرچم و... مخالفم). یادمان نرود که هیچ کشوری دلش برای ما نمی‌سوزد! حتی سازمان نجس ملل هم در مورد جنگ و کشتار و ما، سکوت اختیار کرده! این را نوشتم، که در تحلیل، دچار اشتباه نشویم! و بدانیم که ما هم باید بازی کنیم! و آمریکا، برگ دست ماست!

 

  واکنش   | سیمکارت پرو، نمی‌خوام!
دوستی به من پیشنهاد داد که به من سیمکارت پرو، تعلق می‌گیرد! پس بروم و ثبت نام کنم و این سیمکارت را بگیرم. بسیار عصبانی شدم. من کاری ندارم که برخی ممکن است، نیازمند باشند و مجبور به اخذ این سیمکارت باشند، اما اگر شما این سیمکارت را گرفته‌اید که در اینستاگرام بچرخید، باید عرض کنم که خاک بر سرتان! شما به تثبیت یک ظلم، کمک کردید! به آن دوست هم گفتم، که تا زمانی که اینترنت، متصل نشود و برای همه، این امکان فراهم نشود، من بمیرم هم سیمکارت پرو استفاده نمی‌کنم! حتی کانفیگ هم نمی‌خرم چون می‌دانم خیلی‌ها هستند که پول همین کانفیگ را ندارند! چون می‌دانم خریدن این کانفیگ، یعنی واریز پول بر جیب کسانی که اینترنت را بستند و این وضعیت را ساختند که بیشتر از مردم شریف و متاسفانه فقیر ایران، پول بکنند! فلذا موضع خودم را اینجا صراحتا اعلام می‌کنم که ای کسانی که اینترنت را به بهانه امنیت قطع کردید تا حسابی مردم را بدزدید، بدانید که خدایی هست و این ظلم بی‌جواب نمی‌ماند! و من هرگز و هرگز، اقدام به اخذ سیمکارت پرو نمی‌کنم! من برنامه‌نویس هستم و به شدت به اینترنت نیازمندم! اما نه! مادامی که شما عزیزان و دوستانم، این امکان را ندارید، من دلم نمی‌آید که داشته باشم! وقتی کسی گرسنه‌ است، دلم نمی‌آید غذا بخورم! اینترنت که جای خود دارد. به سرم زده که به شکلی به یک کانفیگ دست پیدا کنم و محتواهایی که از اینترنت خارجی نیاز دارید را برای شما جمع آوری کنم و در این وبلاگ به رایگان قرار دهم تا استفاده کنید. درست مانند رابین‌هود! چقدر ما مظلوم و بیچاره شدیم! من، هاتف، رسما اعلام می‌کنم که هرگز، رانتی را، وقتی که هیچ کسی ندارد، استفاده نخواهم کرد! هرگز! هرگز! هرگز! من نمی‌گذارم یک ایده احقمانه، تثبیت شود! من ظلم را قبول نمی‌کنم! شما اینترنت لعنتی را باز کن، من قول می‌دهم هر روز ۲ توییت و پست تلگرام و پست وبلاگ و پست بلواسکای و تردز و اینستاگرام بزنم و بگم شما پیروز شدید! کل دنیا هم غلط کردن! به زانو در آمدن. هر هفته هم یک پادکست ضبط کنم و اینو بگم و پخش کنم! وا بدید !!!!! ایران نابود شد!!!!!!

 

  آپدیت   | بخش‌های جدید

ضمن عرض تشکر، از دوستان خوبم چون معصومه، سهو، خسته برای حمایت مالی که داشتند، می‌خواهم آپدیت‌های جدیدی که بر روی وبلاگ انجام شده را خدمت شما عرض کنم. بخش منو که از گذشته بود، به روز رسانی شد و لینک‌های جدیدی بر آن اضافه شد. بخش درباره من و تماس اضافه شد که بزودی، صفحه تماس نیز در دسترس خواهد بود. بخش مطالب که با آیکون جعبه کاغذ در منوی بالا است، به روز شد. بخش‌های رسانه، همکاری‌ها، وبلاگ، فعالیت اجتماعی و زونکن در این بخش ایجاد شدند. برای دسترسی به بخش‌های مختلف، نوشته‌های مختلف می‌توانید به این بخش مراجعه بفرمایید. این بخش، بخش مهمی در وبلاگ است. بخش جدیدی در منو به نام ویژه ایجاد شده است که بزودی فعال خواهد شد و کارهای ویژه من، در آن بخش نمایش داده خواهد شد. بخش دنبال کردن، به روز شد. با کلیک بر روی آن، نواری باز خواهد شد که هم امکان دنبال کردن و هم امکان حمایت مالی را برای شما فراهم می‌کند. همچنین لیست آخرین حامیان و لیست کامل حامیان عزیز، در این بخش ایجاد شده است. بخش آخرین دنبال کنندگان نیز در این لیست موجود است و به محض دنبال کردن این وبلاگ، نام شما در این بخش نمایش داده خواهد شد. هنگامی که وبلاگ را اسکرول می‌کنید، برای اینکه صفحه شلوغ نشود، منو را در بخش خود نگه داشتیم و منو ثابت نیست. اما دکمه‌ای در انتهای صفحه قرار داده شده که به محض اسکرول و حرکت به سمت پایین، ظاهر می‌شود. با کلیک بر روی آن، می‌توانید به بالای صفحه، و منوها مجددا دسترسی داشته باشید. فکر می‌کنم این روش، صفحه خلوت‌تری را برای مطالعه به شما گرامیان خواهد داد. پست‌ها به صورت تمام صفحه شدند تا مقدار اسکرول آنها کمتر شود. اما برای این کار، مجبور به حذف نوار کناری شدم. پس این بخش بالای پست‌ها را ایجاد کردم و شما با کلیک بر روی نوار کناری، می‌توانید بخش‌های دیگری از بلاگ‌نوشت را مشاهده کنید. بخش درباره من، لینک‌های من، محبوب‌ترین و چالشی ترین پست‌های من و همچنین لینک دوستان من را در این بخش مشاهده کنید. این بخش، بزودی، بخش‌های دیگری را خواهد داشت. با کلیک بر روی حمایت مالی نیز، می‌توانید از بلاگ‌نوشت، حمایت مالی کنید. و در نهایت به عنوان آخرین خبر، بزودی، پست‌های صوتی نیز در این وبلاگ منتشر خواهد شد :)

ارادتمند

مهم است و مهم نیست

سلام

بلحاظ تخصصی، می‌دانم که باید مخاطب پسند وبلاگ بنویسم. کوتاه بنویسم چون مخاطب حوصله ندارد، تخصصی بنویسم، و جذاب، تا مخاطب آن را بخواند. بله به لحاظ تخصصی، پس از بیش از ۲۰ سال وبلاگ نوشتن، می‌دانم که بایستی چطور بنویسم. اما ...

به نظرم مهم است چون در نهایت، یک وبلاگ تاثیر گذار است که ارزشمند است. اگر بتواند چیزی را تغییر دهد، خوب است. وبلاگ‌ می‌نویسم تا دوستان جدیدی پیدا کنم. تا افکارم را آنطور که باید انتشار دهم و هر چیزی که در زندگی تجربه کردم، در اختیار مخاطبی قرار دهم که به آن نیاز دارد و برای من ارزشمند است. نه مخاطبی که نیاز به آن ندارد و نگاهی تماما ایرادگیر دارد. مهم است چون پس از بیش از ۲۲ سال وبلاگ‌نویسی، دیگر می‌دانم که یک وبلاگ‌نویس تازه کار نیستم و باید کاری کنم! باید دیگر مثل روزهای اول وبلاگم، ننویسم! و آنطور که لایق مخاطبم است و آنطور که تجربه دارم بنویسم. پس این کردیت، برای کسانی که معتقند باید اینطور نوشت. اتفاقا کاملا می‌دانم که باید چطور بنویسم و چطور مخاطب جذب کنم. اما ..

به نظرم، فعلا برایم این موضوع اهمیتی ندارد، چون در شرایط روحی بدی هستم! در شرایط روحی بدی هستیم!‌ مخاطبانم در نهایت می‌دانم که حتی شرایط خواندن جذاب‌ترین نوشته‌ها را ندارند. چون در جنگ و بلاتکلیفی و بی‌پولی هستیم! چون انرژی ندارم! چون واقعا حالا، واقعا برای کسی که تخم مرغ را شانه‌ای ۶۰۰ هزار تومان می‌خرد، خیلی چیزهای مهم‌تر از وبلاگ‌های پیزوری ما اهمیت دارد! حتی برای خودمان! و کسی اکنون، حال و حوصله خواندن پست‌های حتی خوب را ندارد! اما شما در مورد سیاست و جنگ بنویس، همه منتظر آن هستند چون نگرانند! و حالا چون فعلا برایم فقط نوشتن مهم است . برایم مهم است که بنویسم و جریان داشته باشم. و می‌دانم که اکنون، وقت نوشتن اینکه چطور آبگوشت را در ۵ مرحله بخوریم و یا آموزش تعریف متغییر در زبان پایتون و یا کد بالابر وبلاگ نیست! الان نه من حال دارم که بشینم و تحلیل و بررسی کنم که مخاطب چه نیاز دارد و انقدر همه چیز را گل و بلبل در نظر بگیرم و در مورد اینکه چه نیازی را حل کنم، پست بنویسم، نه حتی مخاطب دیگر فعلا برایش مهم است! منهای خوش خیالی، بی تجربگی است! این نقد، یعنی ادا در آوردن! اکنون وقت همدلی است! وقت درد دل است . وقت این است که همدیگر را در آغوش بگیریم و درد دل کنیم و حرف هم را بفهمیم. وقت این است که هر وبلاگی را می‌خوانم، نوشته‌اش را بر دیدگانم بگذارم و برایش نظر بگذارم و بگویم می‌گذرد! گند همه چیز را با آمار و مخاطب در نیاوریم! وقت این است که بنویسیم! مهم نیست تکراری! مهم اینه بنویسیم! مهم نیست حوصله سر بر! مهم اینه بگیم ما زنده هستیم و شرایط اصلا شرایط عادی نیست که آموزش املت درست کردن بگذارم چون ممکن است آقای X به آن نیاز داشته باشد! خیلی ببخشید که انقدر بی‌پرده می‌گویم، برای مخاطب خارج از دنیای وبلاگ، وبلاگ شبیه به کاسه توالت است! کسی کاسه توالت را بغل نمی‌کند! هرکسی می‌آید و می‌نشیند و کارش را می‌کند و می‌رود! اما، ما وبلاگ‌نویسان هستیم که با هم دوست می‌شویم، وبلاگ‌های همدیگر را دوست می‌داریم، برای هم احترام قائل هستیم! آن مخاطب خارج وبلاگ، می‌آید و متن املت درست کردن را می‌خواند و نت برمی‌دارد و می‌رود و اصلا برایش مهم نیست حتی نام تو چیست! حتی یک پست قبل و بعد ات مهم نیست! اما در همین وبلاگ، رفقایت می‌آیند و پست قبل و بعدت را می‌خوانند و نظر می‌دهند و کمک حالت می‌شوند! می‌دانید در همین فضای وبلاگ‌ها، چند نفر وبلاگ‌نویس، به وبلاگم آمدند و گفتند، نام تو بسیار آشناست؟ برای من، فعلا، همین یک مخاطب، که نامم برایش آشناست، می‌ارزد به کلی آدم که می‌آیند و وبلاگم را برای فهمیدن قیمت میکروفون می‌خوانند و می‌روند و پشت سرشان را نگاه نمی‌کنند! درست مانند مدت زمان استفاده از یک کاسه توالت! ببخشید که انقدر بی‌پرده صحبت کردم. آن هم امروز که وقت همدلی و کنار هم بودن است! وقت گوش کردن به هم است! وقت ایراد گرفتن نیست! وقت این نیست که من بشینم و ببینم الان مخاطبم به قیمت میکروفون نیاز دارد یا اینکه چطور املت درست کند؟ همین الان من یک تیتر در رابطه با جنگ بنویسم، شما ببینید چند نفر آن را می‌خوانند، چون همه تحت فشارند! برایشان تنها نیازشان این است که کسی به آن‌ها بگوید که این کابوس، کی تمام می‌شود! پس برایم حالا، مخاطب مهم نیست! برایم مهم نیست که وبلاگم مطرح نمی‌شود! برایم مهم نیست پست‌هایم فلان فید نمی‌رود! برایم مهم نیست حتی هیچ کس اینجا را نمی‌خواند! من برایم، دوستانم فعلا کافی است. وزن برای من تعداد کسانی که پای کاسه توالتم نشستند، نیست! رفقا و دوستان و احساسات انسانی است! حتی اگر کم باشد! برای من خود نوشتن مهم است. تلاش می‌کنم، آن طور که مخاطبانم، عزیزند و لایق، بنویسم! کیفیت نوشته را بالا ببرم! بله این‌ها وظیفه من است! اما فعلا در این شرایط روحی مان، واقعا برایم مهم نیست! اصلا مهم نیست! شاید بعدها مهم شد! اما فعلا، همین چیزی که هستم و هستیم را خیلی دوست دارم.

. روزی که شرایط روحی خوب آن روزهایی که کابوس تمام شده، برای همه ما، موجود بود، به روی چشم! قشنگ هم می‌نویسیم! جذاب هم می‌نویسیم! آنطور که مخاطب عام دوست دارد می‌نویسیم! نیاز مخاطب را می‌سنجیم و می‌نویسیم! کلی دستور املت می‌نویسیم! ولی فعلا، به نظرم همین نوشتن را دوست دارم و فعلا، واقعا برایم تعداد مخاطب مهم نیست. تنها دوستان عزیز و همدل مهم است. برایم خود نوشتن مهم است. برای من این مهم است که آهسته آهسته کیفیت نوشته‌هایم را بهتر کنم و هر چیزی را بازاری نبینم که احساسات انسانی ببینم! کسی که حال خواندن نوشته طولانی من را ندارد، مشرف! کسی را مجبور به خواندن نمی‌کنیم! اینجا احساسات انسانی از هر چیزی مهم تر است! وگرنه راه برای کمیت دیدن هر چیزی، بازاری دیدن هر چیزی زیاد است! ولی فعلا، بگذارید، اینطوری بگذرد.

ارادتمند.

هاتف

منو

ویترین

بزودی

بزودی

بزودی

بزودی

آثار

آثار

بزودی

هاتف