بلاگ‌نوشت

بلاگ‌نوشت

بلاگ‌نوشت هاتف

کانون مهندسان کامپیوتر کشور

سلام.

دیروز، بحثی با برادر داشتیم و صحبت این بود که کانون وکلای دادگستری، بالاخص کانون تهران، از وکلا حمایت نمی‌کند. در پاسخ گفتم که حداقل، وکلا یک اتحادیه دارند. این در حالی است که رشته من چنین کانون و اتحادیه‌ای ندارد. و هر شتری، سرش را داخل کرده، و کلاهبرداری می‌کند! از بشکه‌ای به نام مستر تیستر بگیرید تا محسن مدحج که معرف حضورتون هست! اگر ما یک اتحادیه داشتیم، سفت و سخت، با این کلاهبرداران مبارزه می‌کردیم! با برگزار کننده‌ دوره‌های بیا برنامه نویس شو و میلیاردر شو! رشته‌ای که من خواندم، در ایران، هر روز ذلیل‌تر از دیروز است. بحدی که مسیر جدا کرده و مشغول انجام کار دیگری هستم!

دردناک است که دوست من مجید، که کل مقاطعش را دولتی و دانشگاه تاپ خوانده، دکترای هوش مصنوعی از دانشگاه تهران داره، بره توی چاپ‌ خونه، التماس آدم‌های چند درجه از خودشان پایین‌تری چون من را بکند که تورو خدا بیا و یک کتاب بنویس که من پورسانت بگیرم از چاپ‌خونه (انتشارات). و آدم رذلی چون محسن مدحج، اینطور بتازاند و جیب مردم را خالی کند. اتحادیه، هرچقدر بد، هر چقدر فاسد، بهتر از نداشتن اتحادیه است. مجید و امثال مجید، بیکار، یک سری آدم برای نصب ساده جوملا و دروپال، ۲۰ میلیون و ۳۰ میلیون می‌ذارن جیبشون. مابقی هم که دلشان می‌خواهد کار کنند و مانند من، افسرده نیستند، باید بروند سیستم وبلاگ‌نویسی توسعه بدهند که دو فردای دیگه، تعداد سیستم‌های وبلاگ‌نویسی، از تعداد وبلاگ‌نویسان بیشتر بشه.

رایگان نداریم، دیگر نمی‌آوریم!

سلام.

این مساله مدتی است من را آزار می‌دهد. طرف، شخصی را استخدام می‌کند.  حداقل حقوق اداره کار برای ۸ ساعت کار شده ۱۸ میلیون تومان! وضعیت اقتصادی هم که فاجعه است! مرغ شده است یک میلیون تومان! فرد را استخدام می‌کند با ماهی ۱۲ میلیون تومان ( پایین‌تر از حقوق اداره کار ) . سپس از آن فرد، می‌خواهد که فروشندگی کند، صندوق‌داری کند، انبارداری و حسابداری کند، سایتشان را طراحی کند، بنرهای جلوی بنگاه را طراحی کند، بنگاه را نظافت کند، گاهی عکس بگیرد و عکاسی کند، نرم‌افزار کامپیوترها را ارتقا دهد و یا مشکلات نرم‌افزاری‌شان را حل کند، کارهای فنی بنگاه را انجام دهد، کلیپ تبلیغاتی بسازد و بر روی اینستاگرامشان بگذارد و از قضا به شدت هم وسواسی هستند و باید مانند صداوسیما تدوین شود! آن بنده خدا برای از دست ندادن حقوق هم تمکین می‌کند و چیزهایی را هم که بلد نیست، به دیگرانی چون من التماس می‌کند که رایگان انجام دهیم. بگذارید برایتان باز کنم :

حقوق مناسب فروشندگی ۲۰ میلیون تومان، حقوق مناسب صندوق داری ۲۰ میلیون تومان، حقوق مناسب انبارداری ۲۰ میلیون تومان، حقوق مناسب حسابداری ۳۰ میلیون تا ۵۰ میلیون تومان، حقوق طراح و مدیریت سایت پروژه‌ای ۱۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان، و مدیریت ماهانه و آپدیت آن، ماهی ۲۰ میلیون تومان! طراحی هر بنر، ۱ میلیون تا ۳۰ میلیون تومان، در ماه اگر ۳ بنر باشد، ۳ میلیون تا ۹۰ میلیون تومان! عکاسی، ماهانه ۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان،  آدم فنی ماهی ۴۰ میلیون تومان، تدوین‌گر حرفه‌ای در حد خواسته نیز ماهانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان. مجموعا ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان حقوق پرداختی را با ۱۲ میلیون تومان ماست مالی کند!

مشکل مالی، برای همه است! نه فقط برای کارفرمایان!  این رسما برده داری نوین است. و کاملا تقصیر ما کارگران و کارمندان و کارکنان و اشخاص جویای کار است! همیشه کسی هست که همه این کارها را با ۱۱ میلیون تومان انجام دهد! و بازار را خراب کند! اما با باید دیگر بس کنیم! آیا همان فروشگاهی که در آن کار می‌کنی، مرغ را به تو نصف قیمت می‌دهد؟ آیا حاضر است ۱۰۰۰ تومان کمتر بدهد؟ خیر! پس ما نیز نباید اینطور خود را به بردگی بیندازیم! ما هم نفس می‌کشیم و نیاز به زندگی و پول داریم! نمی‌شود که همه چیز مفت دربیاید! 

اگر کارفرما هستید، لطفا انقدر درک را داشته باشید و قیمت درست پروژه و کار را پرداخت کنید! این بیانگر شعور و فرهنگ شماست! ماشین خارجی بیانگر شعور شما نیست، بلکه انسانیت و پرداخت به موقع و به اندازه خدماتی است که دریافت کرده‌اید! اینکه آدم‌ها افتخار کنند که با شما کار می‌کنند. اگر کارگر و کارمند و پیمانکار و.. هستید، قیمت منصفانه و کار تمیز و به اندازه قیمت را درخواست کنید و پروژه را صحیح تحویل دهید و قیمت خود را به درستی بگیرید و هیچ‌گاه قیمت‌ خود را نشکنید! شما با تحویل کار خوب، آدم‌ها را خوشحال می‌کنید تا دوباره با شما همکاری کنند. با شکستن قیمت، خود را بی‌ارزش می‌کنید. قیمت خود را هیچ‌گاه نشکنید.

و اما من، امروز به من پیشنهاد کار رایگان شد! از ابتدای سال ۱۴۰۵ هجری شمسی و ۸۵ همان که خودتان می‌دانید، کار رایگان را تمام کردیم و دیگر قرار نیست بیاوریم، چون توقف تولید شده است. از این پس، هر کاری یک کیفیت منطقی و معقول دارد و آن کیفیت معقول، هزینه معقولی دارد. تا زمانی که در مورد هزینه و پرداخت آن صحبت نکردم، دست به کار نمی‌برم. دیگر هیچ کاری، به رایگان انجام نخواهد شد. بابت انجام هر کاری که در توانم هست، هزینه آن بایستی پرداخت شود. از ۱۷ سالگی که اولین پول کارم را اخذ کردم، تا به امروز، آنقدر سرم کلاه رفته و آنقدر کار مفت و رایگان برای دیگران انجام دادم، که دیگر بس است. حال که وارد دهه پنجم زندگی خود می‌شوم، دیگر وقت آن شده که، کار رایگان نداشته باشیم. ما کمک‌های خود را انجام دادیم و دیگر کمک کردن منطقی نیست. در این شرایط اقتصادی که محتاج به منابع مالی برای زندگی هستیم، نمی‌توانیم رایگان برای دیگران کار کنیم!

واقعا جای تاسف است که این همه کار رایگان انجام شده و امروز، من فقیر تر از هر روزی هستم و هنوز برخی آدم‌ها، با وقاحت، کار رایگان را پیشنهاد می‌کنند! وقتی طلب هزینه می‌کنیم، با وقاحت، با بی‌شرمی، می‌گویند که کار خاصی نیست! خب کار خاصی نیست، من انجام نمی‌دهم! برو این دام، بر مرغ دگر نه! من دیگر کار رایگان انجام نمی‌دهم. حتی برای نوشتن وبلاگ و ساخت پادکست‌هایی برای عزیزانی که لطف خواهند کرد و خواهند شنید‌ (بزودی) بخش حمایت مالی و خرید قهوه و پیتزا (این بخش رو برا فان اینجوری کردم 😂) را ساختم، تا عزیزانی که این پادکست رو می‌شنوند، اگر علاقه‌مند به ادامه دار شدن این پادکست و این پست‌ها و این کارها شدند، حمایت مالی کنند. تا این هزینه‌ها برای بهتر شدن پروژه‌ها، و هزینه‌هایی که برای پروژه‌ها مصرف می‌شود (هزینه اینترنت و...) مصرف شود. و این به معنی همکاری است. اگر من پادکست خوبی را ساختم و یا مطلب خوبی را نوشتم، و شما حمایت مالی نمودید، یعنی این متن را با هم نوشتیم! و پادکست را با هم ساختیم. از طرفی متاسفانه من غذا می‌خورم، نفس می‌کشم(البته نفس کشیدن رایگان است)، پول برق و آب و گاز و اینترنت می‌دهم و برای خودم هزینه دارم. نیاز دارم حمام بروم و لباس بپوشم. و این هزینه‌ها نیز از جمع‌آوری مالی (دونیت)، و یا انجام کار و دریافت هزینه آن می‌باشد.

فلذا حتما به شما پیشنهاد می‌کنم که این کارهای زشت را نکنید. نه قیمت خود را بشکنید، و نه پول کسی را بالا بکشید. زشت است...

طراحی و ویرایش تصاویر : هایپر فامیلی کرمان (۱)

تصمیم گرفتم که حتی کوچکترین کارهایم را هم به صورت نمونه کار قرار دهم. 

شعبه‌ای از فروشگاه هایپرفامیلی واقع در استان کرمان، در خواست یک تصویر آگهی، در مقابل درب ورودی داشتند و تاکید داشتند که یک تصویری خاص اصلاح شود. پس روی این تصویر کار شد و خروجی را مشاهده می‌فرمایید.

کارهای صوتی : جزیره

کار کوتاه جزیره با صدای، مجید عزیزی

میکس این کار توسط بنده انجام شده است. خوشحال می‌شوم آن را بشنوید.

صدا : جزیره

مجید عزیزی | میکس:هاتف

 

نظرات شما، در رابطه با این کار، بسیار من را خوشحال خواهد کرد. و برای بهتر شدن کار، مفید خواهد بود

آن روز قشنگ

دوست داشتم، اینجا نبودم. دوست داشتم اینطور نبودم. درست در وسط سیاهی‌های افسردگی. دوست داشتم دستت را می‌گرفتم، و می‌رفتیم به جایی دور. خانه مان را با هم می‌ساختیم. دیوارهایش را، آن رنگی که تو دوست داری، می‌کردیم. وسایلش را آنطور که باب میل توست، می‌چیدیم. کتاب‌هایمان را در کتابخانه می‌چیدیم، میز کارمان را می‌گذاشتیم با دو صندلی کنار هم، با هم در منزل خودمان می‌نشستیم، دمنوشی را دم می‌کردیم، روی مبل راحتی‌مان می‌نشستیم، یا دم پنجره، و یا در مقابل تلوزیون، با هم صحبت‌ها می‌کردیم و صحبت‌ها می‌کردیم. دوست داشتم کنارت بودم و وجودت را زندگی می‌کردم. از این تنهایی، دیگر بدم می‌آید. انصافا می‌دانی که از این دوری، خسته و خسته‌ترم. دوست داشتم، با هم، کنار هم، این روزگار عمرمان را می‌گذراندیم. عمری که برای من، دیگر مدت زیادی نمانده. از همه چیز و همه کس، بریدم. حتی حال تحمل خودم را هم ندارم، چه برسد به کسانی که هر روز و هر ثانیه، ظلم کردند و ظلم می‌کند. اگر اینجا نبودم و اینجا نبودیم، دست قشنگت را می‌گرفتم و می‌بردم به جای دور... تو می‌دانی که به تنهایی، برای من کافی هستی. من تو را داشته باشم، دنیا را دارم، خودم را دارم، و تو تمام منی! تمام زندگی منی. و من تو را با هیچ اندازه‌ای که بشود اندازه گرفت، دوستت دارم. تو تمام وجود منی، و تو دلیلی برای تک به تک ثانیه‌هایی هستی که نفس در آن جریان داره. و خداوند، تو را برای من زیادی نبینه...

تا زمانی که نفس می‌کشم .. دوستت دارم ..

برای رها

سرآغاز

سلام.

وبلاگ شخصی هاتف را از امروز، به طور رسمی آغاز می‌کنیم. درست آمده‌اید. این وب‌لاگ با آدرس رسمی Hatefblog.ir به طور رسمی آنلاین شده است. هدف از ایجاد این وبلاگ، همانطور که از نام آن مشخص است، لاگ‌ها (گزارشات) هاتف بر بستر وب است. در این وبلاگ، در رابطه با موضوعات روز و گزارشات و خبرهای کارها، مطلب منتشر خواهم کرد. همچنین روزنوشته‌هایی که قابلیت پخش از طریق پادکست را ندارند، و همچنین امکان قرار گرفتن آنها در وب‌سایت رسمی بنده نیز وجود ندارد، در این وبلاگ نوشته می‌شود. شما با دنبال کردن این وبلاگ می‌توانید اخبار جدیدترین کارها و فعالیت‌ها و پروژه‌ها را دریافت کنید و جدیدترین پادکست‌ها را بشنوید و جدیدترین ویدیوها را مشاهده کنید. 

چرا بلاگیکس؟

متاسفانه، هیچ وضعیت پایدار و مشخصی برای اینترنت ایران وجود ندارد. به همین منظور، مجبور شده‌ام که وب‌لاگ و وب‌سایت شخصی خود را بر بستر پلتفرم بلاگیکس میزبانی نمایم. تا زمانی که از این سرویس رضایت وجود داشته باشد و همچنین وضعیت اینترنت کشور، ناپایدار باشد، از طریق بلاگیکس در خدمت شما هستیم. در صورتی که از سرویس بلاگیکس، نارضایتی وجود داشت و همچنین وضعیت اینترنت کشور، به حالت پایدار رسید، هر دو وب‌سایت (وبلاگ و وب‌سایت رسمی) به یک میزبانی آلمانی و یا فرانسوی منتقل خواهد شد. (مگر میزبانی در داخل ایران، کیفیت بهتری داشته باشد). 

چرا وبلاگ شخصی؟

آدرس Hatefblog.ir به مدت ۸ سال بر روی سرور مجازی اختصاصی بنده میزبانی می‌شد و تقریبا هر هفته و یا هر دو هفته، مطلب تخصصی جدیدی بر روی آن منتشر می‌شد. مطالب منتشر شده بر روی این وبلاگ و این آدرس که آن زمان با نام وبلاگ رسمی هاتف، فعال شده بود، به سادگی توسط وب‌سایت‌های دیگر کپی می‌شد و حتی رد آن بر روی جراید و مجلات رسمی نیز رفت! اما استقبالی از این وبلاگ توسط مخاطبان صورت نگرفت و کپی‌ها نیز بدون ذکر منبع، در هر جایی منتشر شد که نشان دهنده بی شخصیت بودن نویسندگان کلاهبرداری است که زحمت نوشتن به خود نمی‌دهند و مطلب دیگران را می‌دزدند و در مجلات به چاپ می‌رسانند، بدون آنکه بتوان پیگری حقوقی انجام داد (چون مطلب بنده ثبت رسمی نشده است) و اثبات اینکه این نوشته را ابتدا بنده نوشته‌ام، کار سختی است! بالا رفتن هزینه سرور و همچنین عدم بازگشت هزینه، باعث شد که این آدرس برای مدت کوتاهی در سایت بلاگفا که اصلا سرویس خوبی نبود، میزبانی شود. سپس تصمیمات مهمی اخذ شد و وبلاگ هاتف به طور رسمی در خرداد ۱۴۰۱، غیرفعال شد و تا به امروز نیز غیرفعال بود! هنوز در بسیاری از وب‌سایت‌ها، این آدرس لینک شده است و در آرشیو آنها، این لینک وجود دارد و اثری تاریخی بر بستر وب، از خود به جای گذاشته است.

افتتاح وبلاگ شخصی هاتف

از امروز به طور رسمی آدرس Hatefblog.ir پس از مدت‌ها خاموشی، مجددا آنلاین می‌شود و به طور رسمی، کار خود را آغاز می‌نماید. در این وبلاگ می‌توانید گزارشات، خبرها و آخرین آثار تولید شده توسط بنده و همچنین روزنامه‌ها را مطالعه کنید. با توجه به تعریف وبلاگ، اینجا صرفا صفحه‌ای است که می‌توانید لاگ‌های هاتف را مطالعه کنید و با هم به بحث و گفتگو بپردازیم. همچنین فعالیت‌های رسمی بنده نیز از طریق وب‌سایت رسمی منتشر خواهد شد. فضای اینجا، فضای دوستانه‌تر و صمیمی‌تری خواهد بود. جهت مشاهده وب‌سایت رسمی بنده می‌توانید به آدرس Hatefx.ir مراجعه نمایید.

وب‌سایت نوشته‌های هاتف

وبلاگ نوشته‌های هاتف، به علت طولانی بودن آدرس و نامناسب بودن به جهت برندینگ، پس از گذراندن عمر کوتاهی، بازنشسته شد و دیگر فعال نخواهد شد. و کلیه فعالیت‌ها به طور رسمی به وب‌سایت رسمی هاتف (Hatefx.ir) و نوشته‌ها و گزارشات و خبرها و اطلاعیه‌ها و روزنامه‌ها نیز به طور رسمی به وبلاگ شخصی هاتف (Hatefblog.ir) منتقل شده است. همچنین بزودی مطالب موجود در آن آدرس نیز با اندکی اصلاح، به این وبلاگ منتقل خواهد شد. شما می‌توانید از این پس از طریق این وبلاگ، با بنده تماس داشته باشید و مطالب بنده را دنبال نمایید. حتی مطالب VIP نیز در این وبلاگ منتشر خواهد شد. مطالب فروشگاهی اما در وب‌سایت رسمی منتشر خواهند شد. بسیار باعث خوشحالی بنده خواهد شد اگر نظراتتان را در رابطه با مطالب و موضوعات، بیان کنید. این آغاز رسمی این راه پر پیچ و خم ماست.

ظاهری جدید، برای نگاه حرفه‌ای شما

ظاهر گذشته را به فراموشی سپردیم و برای نگاه حرفه‌ای شما، ظاهری ساده و حرفه‌ای را ایجاد کردیم تا تمامی تمرکزتان بر روی مطالعه و استفاده از مطالب باشد. منوی بسیار ساده بالایی را طراحی کردیم تا بتوانید به سادگی به مطالب مورد نظر خودتان برسید و مطالعه کنید. همچنین تمامی بخش‌های اضافی به طور کامل حذف شد! امیدوارم که ظاهر جدید وبلاگ‌ هاتف، مورد پسند شما گرامیان باشد.

 

از اینکه همراه من هستید، از شما سپاسگزارم.

ارادتمند. هاتف

منو

ویترین

ویترین

در بخش ویترین، می‌توانید نمونه‌کارها، و محتوای ویژه من را مشاهده و یا خریداری کنید

آثار

آثار

کلیه آثار و کارهای هاتف را از این بخش مشاهده کنید.

هاتف