نوشته‌ها

وقت با ارزش‌ترین دارایی ماست . چیزی نیست که بتوان آن را در حسابی پس انداز و بعد‌ها استفاده کرد . وقتی که زمان گذشت برای همیشه گذشته است . اما شاید ما دوست نداشته باشیم از این زمان استفاده کنیم . در این مطلب قصد دارم به شما آموزش بدم که چطور می‌توانید وقتتان را به گند بکشید و آن را تلف کنید . وقتتون رو به دور بریزید تا اگر براتون ارزشی ندارد از شر آن خلاص بشید . پس با من همراه باشید
آموزش صد در صد عملی اتلاف وقت
راه‌های زیادی وجود داره که اگر احساس می‌کنید این چیز برای شما بی‌ارزش است اون رو دور بریزید . من به مواردی اشاره کردم که قطعا به درد شما خواهد خورد . شما می‌توانید به وسیله این آموزش به راحتی وقت خود را دور بریزید
۱. سعی کنید همه چیز را تنهایی انجام دهید . حتی سعی کنید نوکر بقیه باشید و کارهای بقیه را هم که اصلا به شما ربطی ندارد هم انجام دهید

ادامه مطلب

نوشته‌ها

قسمت ۱۵ام پادکست ۱۰۲۴ نیز تقدیم شما عزیزان می‌شود . یک قسمت عیدانه که کلی حرف‌های خوب توش زده‌ام و قرار است با هم یک سری قول و قرار‌هایی رو بگذاریم . در مورد قول سال نو و برنامه‌ریزی ها صحبت کردم و شما رو جند موسیقی میهمان کردم . عرض پوزش از اینکه یک قسمتی از پادکست که من مشغول گفتن برنامه‌های سال آینده‌ام هستم ناگهان موزیک پخش میشه و ایراد میکس براش بوجود اومده که متاسفانه بعد از آپلود با این سرت افتضاح اینترنت متوجه‌اش شدم و امکان درست کردنش هم وجود نداشت .

نکته مهم: در پادکست گفته شده ۱۵۰۰ خود فروخته و پاپتی و پابرهنه، که امیدوارم باعث سو تفاهم نشود. این از دیده کسانی است که جان این عزیزان را گرفتند و به دلیل عصبانیت و همچنین انعکاس تفکر قاتلین به این شکل گفته شد . ۱۰۲۴ به تک تک این ۱۵۰۰ عزیز هموطن ارادت و احترام قایل است و همیشه یادشان را گرامی می‌دارد

امیدوارم که لذت ببرید .

بشنوید در : برکر ،  گوگل‌پادکست ، پاکت‌کست ، رادیو‌پابلیک ، اسپاتیفای

نکته مهم : تمامی موسیقی‌هایی که در پادکست می‌شنوید به صورت کاملا قانونی از سایت‌های معتبر خریداری شده است

نظرات شما بی‌شک خوشحالم می‌کند .

 

نوشته‌ها

پیشاپیش سال نو شمسی را خدمت شما تبریک عرض می‌کنم .

من مدتی در یکی از کشور‌های اروپایی زندگی کردم و یک تجربه خیلی خاص رو از آنجا کسب کردم که دوست دارم این تجربه رو توی ایران وارد کنم . خیلی کار بدی نیست و در اصل سازمان دادن به کاریست که ما هرسال انجام می‌دهیم ولی قشنگ‌تر و جمع و جور تر.

داستان از این قرار است که وقتی به سال نو نزدیک می‌شویم ساعاتی قبل از نو شدن سال میلادی قول سال نو می‌دهیم . یک قول خیلی مهم و کلی که قرار است در این سال به این قول جامه عمل بپوشانیم . قول سال نو باید مهم‌ترین و کلی ترین قول شخصی‌ای باشد که شما قرار است به خودتان بدهید . مورد دومی که قول سال نو داشته باشد این است که قابل دسترسی باشد و خیلی دور از انتظار نباشد . مورد سوم هم این است که این قول باید یک تا نهایتا ۵ قول باشد . شما پلن برای سال جدید نمی‌ریزید . بلکه ۵ قول می دهید . این قول ها می‌توانند بسیار کوچک و یا بسیار بزرگ باشند ولی یادمان نباید برود که این قول سال نوست و باید انجام شود . پس نباید چیزهایی را قول بدهیم که امکان انجام دادنشان دور از حتی تصور ماست.

با یک مثال روشن می‌کنم . در انتهای سال نو افراد می‌گویند که قول سال نوی من این است که سال دیگر زبان اسپانیایی را مانند یک آدم نرمال و نه حالا خیلی سطح بالا صحبت کنم . این کلی ترین قولی است که شخص می‌تواند به خودش بدهد  . این قول می‌تواند حتی عوض شدن رفتاری هم باشد (مثل دیگر دروغ نگفتن و.. و میتواند هررر قولی باشد ) . یک قول خیلی مهم و راس و اصلی . حالا به این مساله چگونه می‌رسد میشود آن پلن و نقشه راه . و سپس حواستان همیشه به این قول که به خودتان دادید باید باشد . سپس یک سال را برای این قول وقت می‌گذارید . درنهایت وقتی مثلا ۲۰۲۰ تمام شد و سه روز مانده بود به سال نوی ۲۰۲۱ قول خود را چک می‌کنید . اگر انجام داده بودید  برای خود هدیه می‌خرید . اما مساله اینجاست که قول سال نو مقدس ترین چیز شخصی است و شما حق ندارید به خودتان قولی بدهید که آن را انجام ندهید . چون این خویشتن مقدس شماست که دارید به او قول می‌دهید . پس اصلا تصور اینکه اگر قولمان را انجام ندادیم فلان تنبیه را میشویم . شما باید این قول را انجام بدهید . چون شما فقط ۱ تا ۵ قول داده اید و برای این قول هم یک سال وقت داشتید . پس هیچ بهانه و عذری موجه نیست . برای همین تاکید بسیار کردم که قول سال نو شما نباید خیلی دور از انتظار باشد و باید حتما حتما به آن عمل کنید . آن هدیه هم از طرف خویشتن مقدس شما به شما هدیه می‌شود برای این که شما به قول خودتان عمل کردید . برای همینه نامش را گذاشتند قول سال نو و بزرگ‌ترین و مهم‌ترین و با ارزش‌ترین قولی‌ست که شما متعهد به انجامش می‌شوید . پس جای در رفتن وجود ندارد . قول سال نو برای پیشرفت مهم‌ترین مسایل ما ساخته شده . من هم دیدم این خیلی اتفاق خوبیست که باید ما هم در فرهنگمان اضافه کنیم . حتی در پادکست ۱۰۲۴ هم در موردش صحبت کردم که بزودی منتشر خواهد شد و آن را خواهید شنید .

حال چالش ما چیست ؟

شما هم باید قول سال نو به خودتان بدهید . قول سال نو یک مساله خیلی شخصی نیست . و کاملا قابل گفتن به بقیه است مگر ماهیت و موضوعی که قرار است آن را قول بدهید یک مساله کاملا خصوصی و شخصی باشد . وگرنه اینکه قول را نباید گفت ، ما چنین چیزی نداریم . شما هم باید به خودتان قول سال نو بدهید . بین یک تا ۵ قول که در سال جاری قرار است این قول‌ها رو جامه عمل بپوشانید . می‌توانید در ویرگول،اینستاگرام،توییتر،فیس‌بوک و حتی وبلاگ‌هایتان یک پست بنویسید که باشد و از بین نرود . بنویسید این ۱ یا ۵ قول ((قول سال نو)) من است . و این قول ها را بنویسید تا مدرک داشته باشید و فراموششان نکنید . دوست داشتید می‌توانید در ویرگول آدرس این پست (یا پست داخل ویرگول برای راهنمایی مابقی دوستان که قصد شرکت دارند) را لینک کنید و افرادی را دعوت کنید که قولهایشان را به خودشان بدهند .  اگر در اینستاگرام هستید پست مخصوص به این چالش رو استوری کنید و در پست مخصوص اینستاگرامتان صفحه من رو منشن کنید تا بتوانم پست‌هایتان را بخوانم . اگر در توییتر فعالیت دارید پست مخصوص چالش را نقل قول (ریتوییت به همراه کوت) کنید و قول‌هاتون رو بنویسید . در فیسبوک هم به همین صورت . اگر وبلاگ جدا دارید و قصد دارید در وبلاگ‌تان بنویسید هم می‌توانید اینجا یا همان پست ویرگول ( پس ویرگول اولویت بیشتری دارد) را لینک کنید و افرادی را دعوت کنید تا قول‌هایشان را بدهند!

اگر اسپانسری دوست داشت در این چالش شرکت کند و هدایای آن را لطف کند و تهیه کند حتما اطلاع دهد که در پست نوشته شود که هدایایی که قرار است اهدا شود را اعلام کنیم .

برای سهولت در یافتن پست‌ها و همچنین هماهنگی و جمع‌آوری مطالب و همچنین برای اینکه اگر هدیه‌ای در نظر گرفته شد بتوان قرعه کشی انجام داد دو هشتگ معرفی می‌شود که حتما حتما حتما از این دو هشتگ در صفحات مجازی (توییتر و فیسبوک و اینستاگرام و حتی ویرگول ) استفاده شود . دو هشتگ این دو کلمه هستند :

              #قول‌سال‌نو‌                    #قول_سال_نو

بسیار سپاسگزارم در این چالش شرکت می‌کنید . ۵ قول سال نو من به شرح زیر می‌باشد

۱. قول می‌دهم در این یکسال حداقل ۱۴ کتاب رو کامل و عمیق بخوانم و نکاتش را یادداشت کنم و برایش هم پست وبلاگ ( یا در ویرگول و یا در وبلاگ شخصی خودم)  بنویسم.

۲. قول می‌دهم در این یکسال یک ورزش حرفه‌ای رو دنبال کنم ( نه ورزش عادی که می‌کنم) و تا یک سال به نتایج خوبی برسم

۳. قول می‌دهم که در این یکسال حداقل سه تئاتر رو برم و ببینم .

اگر هیچ اسپانسری دوست نداشت در این چالش شرکت کند به ۵ نفر از شرکت کنندگان کتاب هدیه خواهد شد (کتاب الکترونیک اهدا خواهد شد به دلیل شیوع ویروس کرونا)

نوشته‌ها

امروز داشتم فکر می‌کردم که من امسال برای کتاب و محصولات فرهنگی و علمی چقدر هزینه کردم . از تمامی موسیقی‌ها و فیلم‌ها و کتاب‌ها بگیرین تا روزنامه و رفتن به سینما و… (من حتی موسیقی‌ها را نیز اورجینال خریداری می‌کنم) . پس از یک حساب سر‌انگشتی متوجه شدم که من نزدیک ۴۱ میلیون و پونصد تومان هزینه کردم . بیشتر این هزینه برای خرید کتاب و دوره‌های آموزشی عموما ارزان را خریداری کرده ام و خیلی به موسیقی هزینه نکردم چون حساب‌ اپل موزیک دارم. این رو مقایسه کردم با وقتی که در ایران بودم و از شغلم استعفا داده بودم و داشتم مدتی رو فریلنسری کار می‌کردم که بگذرونم تا مهاجرت کنم و عموما از پس اندازم استفاده می‌کردم  . در اون سال‌ها تنها یک کتاب خریدم که آن هم وقت نشد هرگز آن را بخوانم! فکرم درگیر شد . در این حالت من در حدود ده میلیون تومان درآمد داشتم . که حساب کرده بودم می‌تونم ده ماه با این مبلغ بگذرونم . اگر از فریلنسری چیزی اومد که خب خیلی خوبه و طلاست و اگر نیومد از ماه پنجم دنبال کار میگردم . پس با همین قضیه شروع کردم.

ادامه مطلب

نوشته‌ها

پادکست‌ها محتواهای صوتی‌ای هستند که به مخاطب‌هاشون این فرصت رو می‌دهند که با شنیدنشون این محتوا رو دریافت کنند. همانطور که ویدیوکست یا ویدیوبلاگ محتوای تحت ویدیوست، پادکست‌ها هم محتواشون رو بر روی صوت میزبانی می‌کنند . این روزها بازار پادکست‌ها خیلی داغ شده و افراد با تولید پادکست قصد دارند که انتقال محتوا رو به ساده‌ترین شیوه ممکن به مخاطب خودشان برسانند . از طرفی در محتوای صوتی دست آدم می‌تواند بازتر هم باشد . از آنجا که در متن نمی‌توان موسیقی کار کرد یا صداهای مختلف را قرار داد در اینجا پادکست نقش خوبی در انتقال محتوا ایفا می‌کنند . متون توانایی رساندن لحن و شیوه گفتار را ندارند . برای همین پادکست‌ها برای برخی از محتواهای خاص از نوشته بسیار بهتر ظاهر می‌شوند .

اگر شما هم در فکر آن هستید که محتوای خودتان را نیز در قالب پادکست ارایه کنید پس با من همراه باشید . در این متن قصد دارم به شما آموزش بدهم که چطور می‌توانید پادکست خودتان را ضبط و درنهایت آن را منتشر کنید . اصلا برای شروع کار به چه میزان هزینه نیاز دارید ؟ برای دانستن تمامی سوالات با من همراه باشید .

ادامه مطلب

نوشته‌ها

مدتی بود که قولش رو داده بودم که در مورد سربازی و چیزهایی که باید در موردش بدونیم پادکست بسازم . اما از آنجایی که ما اتاق فکر داریم و نظر دوستان عزیز و همچنین شنوندگان برامون ارزشمند‌ست تصمیم شد که قسمت ۱۴ پادکست ۱۰۲۴ منتشر نشه و قسمت بعد به شماره قسمت ۱۴ منتشر بشه . به این دلیل که خیلی وقت‌گیر خواهد بود از اینکه یک ساعت و چهل‌و‌پنج دقیقه به پادکست گوش بدید و اینکه شاید خیلی ‌ها دوست نداشته باشن گوش بدن تصمیم شد متن پادکست در قالب پست منتشر بشه تا قابل سرچ کردن باشه و هر شخصی هر جایی ازش رو لازم داشت بتونه برداره . اگر احساس می‌کنید که این مطالب به درد شما می‌خورن یا به درد کسی که در حال جمع کردن چمدان خودشه می‌خورد حتما لینک این مطلب رو براش ارسال کنید تا با خواندنش راهنمایی بشه .

ادامه مطلب

نوشته‌ها

چند روز پیش تصادفا یک وبسایتی را یافتم که یک نسخه از یک مجله‌ای قدیمی را برای دانلود قرار داده بود . کنجکاو شدم و برای خاطره‌بازی دانلود کردم  مجله ای که خیلی وقت بود چاپ نمی‌شد (شاید به دلیل ورشکستگی) و آن زمان که چاپ می‌شد من دنبال کننده‌اش بودم و حسابی از شماره های مختلف اش را داشتم . آن را دریافت کردم و مشغول مطالعه شدم . در حال خاطره بازی بودم که ناگهان پیش بینی چشمانم را به خودش جلب کرد.

در متن نوشته شده بود که گوشی های لمسی (هوشمند) تا ده سال آینده به فروش روزی یک میلیون دستگاه می‌رسند. برام جالب تر شد وقتی دیدم که امروز من در آینده این پیش‌بینی هستم . مجله برای سال ۸۹ بود و من در سال ۱۳۹۸. این بدین معنی بود که زیاد با زمانی که در پیش‌بینی مطرح شده بود فاصله ای نداشتم .  کنجکاو شدم ببینم چه میزان این پیش‌بینی درست است؟ پس دست به کار شدم و در اینترنت گوگل کردم :‌ چه میزان تلفن هوشمند در جهان فروخته شده است.

ادامه مطلب

نوشته‌ها

وبلاگ نویسی در عین حال که می تونه یک تفریح باشه٬ می تونه یک رسانه هم باشه . از زمانی که وبلاگ ها پا به عرصه حضور گذاشتند تا به امروز مصارف زیادی رو در دنیای وب داشتند . یکی از بزرگترین هدف هایی که وجود وبلاگ ها رو از هر چیزی لازم می کرد بحث اعلام نظر و اطلاع رسانی بود . یعنی وبلاگها در سال های متعدد نقش رسانه های قدرتمندی را ایفا کردند . گرچه امروز این جایگاه به شبکه های اجتماعی چون اینستاگرام و تلگرام داده شده اما وبلاگ ها هنوز به عنوان یک رسانه و یک مکان اطلاع رسانی شناخته می شوند و به قوت خودشون باقی هستند . از بسیاری از افراد مشهور که هنوز وبلاگ سایتشان را بروز نگه می دارند تا بسیاری از نویسندگان که هرکدامشان به نوعی وبلاگ خودشان را دارند و می نویسند.

جدای از همه این مسایل ما واقعا باید بدانیم کارهایی که قبل از راه اندازی یک وبلاگ باید انجام بدیم چه کارهایی هستند؟ اینکه آیا باید این کارها را انجام بدهیم یا نه کاملا بستگی به نوع دیدگاه ما از وبلاگ نوشتن دارد اما اگر قصد داشته باشیم که یک وبلاگ رسانه طور بسازیم و به صورت حرفه ای وبلاگ بنویسیم بهتره که بدونیم قبل از راه اندازی وبلاگمون چه کارهایی رو باید انجام بدیم . دونستن اینها خیلی بهمون کمک می کنه که بتونیم یک وبلاگ بهتری بسازیم و شاید حذفش نکنیم .

برای هر وبلاگ حرفه ای و رسانه طور بهتره که آدم یک لیست درست کنه و سپس با زدن تیک هاشون و انجام دادنش در نهایت یک وبلاگ با ایده ای قوی رو راه اندازی کنه و داخلش مشغول نوشتن بشه . خود من برای ساختن این وبلاگ تعدادی از این موارد رو رعایت کردم و از آنجایی که وبلاگ من یک وبلاگ شخصی محسوب میشه و قصد نداشتم رسانه باشه از تعدادی از این ها چشم پوشی کردم . امیدوارم خواندن این مطلب چیزی بهتون اضافه کنه . موردی بود خوشحال میشم بهم بگین و نظراتتون رو می شنوم .

۱. چرایی تون رو بنویسین !

روی صندلی پشت کامپیوترتون بشنین و یک سند متنی باز کنین و بنویسین چرا؟ اولین قدمی که باید قبل از راه اندازی وبلاگتون انجام بدین همینه . اینکه واقعا چرا می خواین این وبلاگ رو راه اندازی کنین . پاسخ چراتون رو توی این فایل بنویسید . این “چرا” پایه و اساس وبلاگ شماست و خیلی مهمه . پس باید جدی بگیرینش و جدی بنویسینش . این چرا بهنون کمک می کنه که خط مشی وبلاگتون رو بسازین و در نهایت موقع هرس کردن خیلی بهتون کمک می کنه . نوشتن این چرا قدرت این رو بهتون میده که هرگز وبلاگتون رو حذف نکنین . در نهایت بعد از نوشتنش شروع به خواندنش کنین . ببینید نوشته تون می تونه قانع تون کنه؟ قانع شدین وقتشه شروع کنین

۲. وبلاگ بخونین !

این هم یکی از مهم ترین هاست . خواندن وبلاگ خیلی مهمه . با خواندن وبلاگ شما به خیلی چیزها دسترسی پیدا می کنید . می تونین از وبلاگ های دیگر خیلی ایده بگیرین. می تونین با نگاه کردن به نوع موضوع بندی ها و دسته بندی هاشون ایده های جدید به سرتون بزنه . خواندن وبلاگ های دیگر هم برای اضافه شدن اطلاعاتتون خوبه و هم تجربه بقیه از وبلاگ نویسی رو در وبلاگشون می بینین و ایده گیری از بقیه وبلاگها براتون اتفاق می افته . نوع نوشتن رو می بینید . پیشنهاد می کنم در همه موضوعات وبلاگ بخونین تا با نوع ادبیات نویسنده های مختلف آشنا بشین و نوع خط های فکری مختلف رو بفهمین . خوندن وبلاگ گاهی ایده های زیادی به ذهن‌تون می اندازه . یکی دیگه از خوبی های این کار اینه که شما می تونین ببینین کاری که اون بلاگر کرده جواب داده یا نه؟ اگر جواب داده پس شما هم انجامش بدین جواب میده!

۳. در مورد موضوعات و زیر موضوعاتتون تصمیم بگیرین

وقتی که یک دیدگاه کلی از موضوع اصلی وبلاگتون دارین وقتشه موضوعاتتون رو بنویسن . کاملا هر موضوعی که می خواین در موردش حرف بزنید و بنویسید و دسته بندی کنید . موضوعات و زیر موضوعات خیلی مهمن . زیر موضوع به حالتی می گن که شما مثلا یک موضوع کلی به اسم کامپیوتر دارین که به دو شاخه نرم افزار و سخت افزار تقسیم میشه . نرم افزار و سخت افزار میشن دو زیر موضوع کامپیوتر.

۴. خواننده ایده آل تون رو توصیف کنین .

دانستن اینکه شما در واقع برای چه کسی می نویسین می تونه خیلی بهتون کمک کنه یک برند و سبک استوار رو فراهم کنین . اگر خواننده ایده آل شما یک گیک ۲۰ تا ۳۰ ساله باشه نوع نوشتن تون و تمرکز نوشته تون کاملا فرق خواهد داشت با زمانی که مخاطب ایده آل تون یک مادر ۳۵ ساله است که علاقه به کامپیوتر داره . از طرفی نوشتن این کافی نیست . باید هر زمان که پست جدیدی نوشتین یک نظری هم به این مساله داشته باشین و حواستون باشه که دارین برای مخاطب ایده آلتون می نویسین و باید توی اون خط حرکت کنین و برای مخاطب ایده آل خودتون بنویسین .

۵. وبلاگتون چیه؟ بنویسینش

بعد از اینکه شما از چرایی وبلاگتون و موضوعاتش و خواننده ایده آلتون نوشتین باید برحسب اینا یک ایده کاملا جامع از آنچه که در مورد وبلاگ شماست داشته باشید تا هنگامی که مخاطبانتون ازتون در مورد وبلاگتون پرسیدن و پرسیدن این وبلاگ چیست بتونین بر این اساس بهشون پاسخ بدین . توانا بودن در توضیح وبلاگ تون در چند جمله بهتون کمک خواهد کرد که روشن کنید وبلاگتون چیه.

۶. در مورد استراتژی کسب درآمد تون تصمیم بگیرین

بسته به اینکه شما وبلاگتون رو با چه شرایط و چه خط فکری تاسیس می کنین باید به این مساله هم فکر کنید . آیا قصد دارین که کاملا رایگان فعالیت کنید یا خیر قصد دارین درآمدی از وبلاگ داشته باشید . از آنجایی که در سطح های بزرگ وبلاگ نویسی هزینه دارد (هزینه سرور و دامنه و وقت و پهنای باند و اینترنت و مابقی هزینه ها) شما می توانید تصمیم به درآمد زایی از وبلاگتون کنید. یا حتی اگر به این فکر رسیدین که از وبلاگتون درآمد داشته باشید باید در مورد استراتژی کسب درآمد حسابی فکر کنین و تصمیم بگیرین . در کل این چند راه برای کسب درآمد از وبلاگتون وجود داره :

  •  تبلیغات
  •  داشتن فروشگاه و فروختن محصولات
  •  بازاریابی وابسته
  • پست های تبلیغاتی و سفارشی
  • ارایه خدمات خاص
  • دریافت حق عضویت یا حق اشتراک مطالعه مطالب
  • دریافت دونیت و اهدا مالی به صورت آزاد

بسته به نوع فعالیت تون می تونین از این روش ها استفاده کنید و روی وبلاگتون درآمد کسب کنید . اما باید یک استراتژی محکمی در مورد این مساله داشته باشید تا اثر منفی روی مخاطبانتون نداشته باشه .

۷. اهداف وبلاگتون رو ایجاد کنین

کمی تحقیق کنین و ببینین برای چند ماه اول وبلاگ نویسی باید به کجا برسین. اون ها رو بنویسین و سعی کنین که به این اهداف برسین . این اهداف بسته به ایده و نوع تفکر شما و نوع وبلاگ شما متفاوته . این اهداف می تونه روی تعداد مخاطب ، محتوا و تعداد محتوای تولیدی، تعداد بازخورد و یا میزان درآمد و یا هرچیز دیگری باشه .

۸. ده تا سرخط عنوان بنویسین

قبل از اینکه از فرایند خیلی دور بشین یا پول خیلی زیادی برای وبلاگتون خرج کنین ایده خوبیه که بدونین اصلا چیزی برای نوشتن دارین؟ بنشینین و وقت بذارین و ببینین می تونین خداقل ده تا سرخط عنوان بالقوه پست بنویسین یا نه؟ اگر تونستین متوجه خواهید شد که شما به هفته پنجم وبلاگ نویسی نخواهید رسید و چیزی برای گفتن نداشته باشید ! یعنی خواهید داشت !

۹. حداقل سه پست برای هر موضوع بنویسین

حالا که فهمیدین حرفی برای گفتن دارین و ایده برای نوشتن دارین باید این رو بدونین که می تونین محتوا رو تولید کنین . بهتره وبلاگتون رو با حداقل سه پست در هر موضوع تون راه اندازی کنین . و باز تاکید می کنم که بهتره این کار رو قبل از اینکه کلی هزینه برای سرور و دامنه و ساختن و بلاگ و.. پرداخت کنید انجام بدین . اینطوری متوجه میشین که می تونین بنویسین و از طرفی احساس اعتماد به نفس خواهید کرد که می تونین یک وبلاگ رو نگه دارین و بنویسیدش !

۱۰. راهنمای برند یا سبکتان را داشته باشید

خیلی مهمه که از ابتدا نوع سبک یا برندتون رو بدونین . تصمیم بگیرین که وبلاگتون چه شکلی قراره باشه . یک یا دو فونت و رنگ انتخاب کنین. شما ممکنه در مورد نوع سبک پست‌ها یا صداهاتون که قراره منتشر کنین تصمیم بگیرین .

۱۱. لوگو داشته باشین

داشتن لوگو مهمه . لوگو استفاده زیادی داره . برای شناسوندن شما و وبلاگ و برند شما. از طرفی می تونین لوگوتون رو روی محصولات یا تصاویر یا هرجایی قرار بدین . پس مهمه که یک لوگو داشته باشین . بسته به نوع هدف و رویه وبلاگتون می تونین لوگو تون رو به یک گرافیست حرفه ای سفارش بدین تا براتون طراحی کنه و قطعا خیلی گرون خواهد بود یا می تونین از افرادی که به صورت مبتدی گرافیک کار می کنند درخواست کنین به عنوان تمرین براتون لوگو بزنن. اگر خیلی قرار نیست براتون جدی باشه می تونین از نرم افزارهای طراحی لوگو آماده استفاده کنید و برای خودتون لوگو بسازین .

۱۲. سرور و دامنه داشته باشین

سرویس های وبلاگ نویسی قدرتمندی در ایران وجود دارن که می تونین ازشون استفاده کنین . اما حواستون به این مساله باشه که در نهایت شما در یک سایت دیگر با یک مدیریت دیگر میزبانی می شوید و ممکنه هر مشکلی برای وبلاگتان پیش بیاد. پیشنهاد میشه از سرویس های قوی استفاده کنید و اگر امکانش وجود داره حتما هاست و دامین خریداری کنین و وبلاگتون رو روی هاست و دامین بسازین . دامین در اصل به آدرس یک سایت یا وبلاگ می گویند که می تونید اون رو در سایت نیک ثبت نام کنید. اگر دوست دارین یک فضای میزبانی وب هم داشته باشید می تونین کمی توی گوگل سرچ کنین تا یک سرویس خوب رو خریداری کنین . توجه داشته باشید بسته به میزان بازدید و میزان بزرگ بودن سایتتون شما باید هزینه های زیادی رو برای این مساله پرداخت کنین. برای مثال همین وبلاگ از دامین .click استفاده می کند که هزینه سالانه بسیار بالایی دارد و از طرفی یک هاست بسیار قوی برای ترافیک بالا نیز بهره می برد . توجه داشته باشید که باید کمی هزینه کنید

۱۳. یک سیستم مدیریت محتوا نصب کنین

اگر توی سایت هایی مثل ویرگول یا بیان می نویسید نیازی نیست کاری کنین . خود این سایت ها مدیریت محتوا هستند و کافیست دامنه خودتون رو بهشون متصل کنید . اما اگر فضای میزبانی وب خریداری کردین نیازمند این هستین که یک سیستم مدیریت محتوا نصب کنید تا در نهایت بتونین بدون اینکه کدنویسی کنید پست روی وبلاگتون بنویسید . از معروف ترین سیستم های مدیریت محتوا می توان به جوملا اشاره کرد . وردپرس به دلیل ضعیف بودن در امنیت پیشنهاد نمیشه و می تونین از جوملا به راجتی استفاده کنید و امکانات درجه یکش رو ببینید .

۱۴. یک قالب خوب روی وبلاگتان نصب کنید .

خیلی خوبه که برای قالبتون هزینه پرداخت کنین و ظاهر وبلاگتون با بقیه متفاوت باشه . اما در ابتدای راه نیازی به این کار نیست . می توانید از قالب های رایگان در اینترنت استفاده کنید یا از قالب های پیشفرض سرویس وبلاگنویسی تون استفاده کنید. در اوایل کار زیاد این مساله مهم نیست اما هرچقدر که وبلاگتان بزرگتر شد بهتر و حرفه ای تر این است که زیبایی ظاهر وبلاگتان را به یک کدنویس ماهر بسپارین تا یک قالب خوب براتون طراحی کنه که به وبلاگ شما بخوره .

۱۵. آدرس ایمیل متصل به دامین داشته باشید

بهتره یک آدرس ایمیل متصل به دامین مثل Contact@youdomain.com داشته باشید . خوبی این آدرس ها اینه که می تونین از Outlook استفاده کنین و به راحتی به ایمیل هایی که براتون ارسال میشه پاسخ بدین . از طرفی کلاس کاری این نوع ایمیل ها از ایمیل های خارج از دامینتون بیشتره و بهتره به جای دادن یک آدرس ایمیل یاهو از این ایمیل ها استفاده کنید.

۱۶. حساب های اجتماعی مهمن ! داشته باشینش

بهتره وبلاگتون یک صفحه فیس بوک، یک حساب توییتر، یک حساب اینستاگرام و یک کانال تلگرام داشته باشه . فعال بودن در شبکه های اجتماعی باعث میشه که مخاطبانتون شما رو پیدا کنند . از طرفی قسمتی از مطالبتون رو در این شبکه ها دنبال کنند و بتونند در فرمت این شبکه ها همرسانی شون کنند . از طرفی می تونین تعدادشون رو آمارگیری کنین و متوجه بشین . سرعت پخش مطلبتون با داشتن شبکه های اجتماعی بالاتر میره . از طرفی می تونین محتواهای اضافی ای رو روی این شبکه ها به اشتراک بگذارین. شبکه های اجتماعی زیادی هستند که برای استفاده های مخصوصی هستند . برای مثال سایت گودریدز که مخصوص کتابه . اگر یک وبلاگ کتاب و کتابخوانی هستین بهتره گودریدز رو هم داشته باشید .

۱۷. ایمیل مخاطبانتون رو داشته باشین

داشتن ایمیل مخاطبان خیلی مهم است . تغییرات بنیادی سایت یا از دسترس خارج شدنش یا پیشنهادات ویژه یا اخبارهای خیلی مهم رو می تونین از طریق ایمیل به مخاطبانتون اطلاع بدین. سایت های زیادی مثل Mailchimp هستند که این ایمیل های انبوه رو ارسال می کنند. فقط کافیه ایمیل مخاطبانتون رو دریافت کنید و هر زمان که نیاز به ارسال ایمیل بود به وسیله این سرویس ها اطلاع رسانی رو انجام بدین .

۱۸. خبرنامه مهم است

بهتره توی سایتتون خبرنامه داشته باشین تا در صورت عضو شدن مخاطبانتون در سایتتون براشون خبرنامه ارسال بشه. یا اگر خبرنامه ندارید حداقل یک متن خوش آمد به ایمیل مخاطبانتون در هنگام قرار دادن اولین نظر یا مشترک شدن در خبرنامه ارسال کنید . سرویس های زیادی هستند که این کار رو انجام میدهند و شما می توانید به وسیله اون ها ایمیل های زیادی رو به آدرس های زیادی بفرستین (نه اسپم، به صورت قانونی). می تونین از این استفاده کنین و خبرنامه هاتون رو در بازه های زمانی به مشترکانتون بفرستین .

۱۹. بزودی را دست کم نگیرید

وقتی که قسمتی از وبلاگتون هنوز ساخته نشده یا چیزی هنوز آماده نیست یا قراره در زمان مقرر ساخته بشه یا قرار تعمیرات اساسی کنید و مدتی در دسترس نیستین یادتون نره صفحه بزودی داشته باشین . می تونین قبل از اینکه وبلاگتون رو به صورت رسمی افتتاح کنید صفحه بزودی براش داشته باشید که امکان دریافت ایمیل بازدید کنندگان را نیز داشته باشد . می تونین روی صفحه بنویسین که بزودی می آیید و مخاطبان می توانند با نوشتن آدرس ایمیلشان به محض باز شدن وبلاگتون از طریق ایمیل مطلع بشن . داشتن این صفحه اولا بهتون کمک می کنه مخاطبانتون رو از دست ندین و دوما مخاطبانتون رو اذیت نمی کنه که هر از چندگاهی به وبلاگتون سر بزنن و مورد سوم اینه که شما آدرس ایمیلشان را برای ایمیل های بعدی مهم دریافت کرده اید.

۲۰. آمارتون رو چک کنید

از سایت های گوگل آنالیتیکز یا سایت هایی که آمار بازدید میگیرند استفاده کنید . در صفحه بزودی آمار ورودی را کنترل کنین. داشتن آمار خیلی بهتون کمک می کنه که دقیقا دارین چه کار می کنین. اگر از سرویس بیان استفاده می کنید هم نیازی نیست . خود سرویس بیان آمار حرفه ای در اختیارتان قرار می دهد . می توانید از صفحه آمار ،ترافیک ورودی وبلاگتان را کنترل کنید.

۲۱. سئو،سئو،سئو

سئو یا همون SEO یا همان بهینه سازی برای موتور جستجو رو فراموش نکنین . سئو کردن مثل بستن پیچ نیست. باید قواعد حداقلی اش رو بلد باشین . از طراح قالبتون بخواهین که قالب رو با سئو کامل براتون طراحی و تحویل بده. از عناوین درست استفاده کنید . قواعد کلی سئو را رعایت کنید آرام آرام به نتایج اول گوگل خواهید رسید .

۲۲. دیسکاس 🙂

بهتره به جای کامنت های پیشفرض سرویس های وبلاگ نویسی تون از دیسکاس استفاده کنین . دیسکاس شبکه اجتماعی و پلتفرم مخصوص نظر دادنه . خوبی دیسکاس اینه که روی همه وبلاگها می تونه وجود داشته باشه و هر کسی می تونه عضو بشه و نظراتی که در همه وبلاگ ها داده در یک جا داشته باشه . دیسکاس خیلی حرفه ایه . سعی کنین از دیسکاس استفاده کنین . بدی سرویس های وبلاگ نویسی ایرانی دقیقا همینه که امکان دیسکاس درونشون وجود نداره 🙂

۲۳. منو ها و قسمت های وبلاگتون فراموش نشه

وبلاگتون هرچه خلوت تر باشه بیشتر به ضررتون تمام میشه . اما این جمله به این معنی نیست که صفحه رو شلوغ کنین. بهتره همه موضوعات و بخش های سایت در دسترس باشن و وجود داشته باشن . منو ها رو بسازید . موضوعات رو بسازین و همه چیز رو در دسترس قرار بدین .

۲۴. تراز های متنی و قالب بندی پست ها را در یاد داشته باشید

پست های نامنظم با رنگ بندی زشت و عجیب و اذیت کننده مخاطبان شما رو فراری می دن. سعی کنین یک فرمت خاص رو طراحی و مد نظر داشته باشید و همه پست هاتون رو در همون قالب بندی منتشر کنید . لینک هاتون رو سعی کنین که یک فرمت خاص داشته باشند و تا جایی که ممکنه لینکهاتون طولانی نباشه . محل قرار گیری عکس ها رو مشخص کنید و هرگز نگذارید پستی در وبلاگتان وجود داشته باشد که فرمت درستی ندارد . جداول بالا و پایین شده اند یا قسمتی از تصویر از کادر پست بیرون زده . نامنظم بودن وبلاگ از این نظر به ضررتان تموم میشه. زنگبندی مطالب هم باید درست و بر حسب استاندارد سبک وبلاگتون باشه .

۲۵. پست ها تصویر دار باشند لطفا

تصاویر توی وبلاگتون به فهم بیشتر مطلب تون بیشتر کمک می کنه . سعی کنین اگر مطلبی گذاشتین از تصویر استفاده کنید یا تصویر مربوط به اطلاعات اون پست رو درونش قرار بدین . یعنی اگر پستتان در مورد نحوه پختن قورمه سبزی بود تصویر اندازه برنج و یا میزان لوبیاها و نوع پختشون رو در قالب سری تصاویر در پست قرار بدین . تصاویر به راحت تر دیده شدن مطالب شما کمک بسزایی می کنند .

۲۶. پست های متصل منتشر کردین؟ چرا متصلشون نمی کنید؟

اگر پستی منتشر کردین که قسمتی از منتش اشاره به یک پست دیگر یا اتفاق دیگر داره یا یک پستی رو منتشر کردین که نیاز داره پیش نیازش خوانده بشه و شما پیش نیازش را هم ماه قبل پست کرده اید می توانید پست هایتان را با لینک ها به هم متصل کنید . ناوبری وبلاگتان سریعتر و بهتر خواهد شد . برای مثال اگر از پختن قیمه نوشته اید و داخل پست نوشته اید که برنج را دم می کنیم ، دم کردن برنج رو اگر در مطلب قبلی آموزش دادید آن را به مطلب مخصوص لینک کنید ! اتصال پست ها به وسیله لینک ها به سئو شما کمک بسزایی خواهد کرد .

۲۷. تگ زدن مهمه

نوشته هاتون اگر تگ داشته باشن پیدا کردنشون توی موضوعات خیلی راحت تر میشن . از طرفی برای سئو وبلاگتون هم خیلی مفیده . موتورهای جستجو تگها و متادیتا ها رو می خونن تا متوجه بشن پست در اصل در مورد چه نوشته شده . تگ زدن رو یاد بگیرین. صرفا هرچیزی که تو متن باشه تگش رو بنویسید کمکی بهتون نمی کنه . تگ نوشتن برای هر پست قواعد خاص خودش رو داره . تگ زدن رو یاد بگیرین و برای پست هاتون حتما متادیتا داشته باشین

۲۸. درباره ما رو بنویسید

کسانی که وبلاگتون رو دوست دارن سریعا دنبال صفحه درباره ما شما خواهند گشت . وجود درباره ما یا درباره من هم به مخاطب شما کمک می کنه که شما رو بیشتر بشناسه و هم به شما کمک می کنه که بتونین در مورد خودتون یا وبلاگتون توضیح بدین . داشتن صفحه درباره من بسیار مهمه . سعی نکنین یه صفحه درست کنین و سرسری یه چیزی داخلش بنویسید . شما شاید خیلی از مخاطبانتون رو سر درباره ما سرسری از دست داده باشین ! درباره ما رو دقیق و درست بنویسید .

۲۹. تماس با ما داشته باشید

یک وبلاگ موفق همیشه با مخاطبان خودش در تماس است . همیشه صفحه تماس با ما داشته باشید . وجود صفحه تماس با ما زحمتی که بازدید کننده می کشه به شما ایمیل بده رو کم می کنه . چون کافیه اطلاعات رو درون فرم تماس  با ما بنویسه و بفرسته . وبلاگ یک محیط کاملا عمومیه . شما باید به مخاطبان تون این حق رو بدین که بتونند در صورت لزوم با شما تماس بگیرند . بستن قسمت تماس با ما مخاطبین تون رو از دست میده . بسیاری نیز دوست دارن در کنار فرم تماس آدرس شبکه های اجتماعی شان نیز وجود داشته باشه که این هم خیلی کمک کننده است .

۳۰. سیاست های حریم خصوصی

اگر وبلاگ شما یک فروشگاه اینترنتی بود و لازم داشت اطلاعات مهمی رو از کاربران دریافت کنه شما ملزم به نوشتن سیاست های حریم خصوصی هستید . برای این کار می توانید به متون نمونه مراجعه کرده و سیاست های حریم خصوصی را از روی آنها بنویسید . شما ملزم به رعایت این سیاست ها هستید و افراد استفاده کننده از وبلاگتان باید بدانند که شما چه سیاست هایی برای حفظ حریم خصوصی کرده اید و باید این اطمینان خاطر را بدهید که اطلاعات آنان هرگز افشا نخواهد شد

۳۱. کپی رایت

باید جدی و سفت و سخت باشید . شما تولید کننده محتوا هستید و هیچ کسی حق کپی کردن از شما را ندارد . متن کپی رایت پایین وبلاگتان هرگز فراموش نشود . هیچ شخصی حق کپی برداری مطالب شما را تحت هیچ شرایطی حتی با ذکر منبع ندارد! اگر قصد دارد مطلب شما را بازنشر کند باید لینک مطلب شما را در وبلاگش قرار دهد . شما باید با سو استفاده گران برخورد کنید و این رو در وبلاگتون بنویسید. از طرفی  شما نیز حق کپی کردن مطالب دیگران را ندارید . اگر ایده کلی از یک پستی گرفته اید که قرار است خیلی مشابه آن را بنویسید باید لینک آن پست را نیز در وبلاگتان قید کنید . حق رونوشت مهم ترین قسمت وبلاگ و وبلاگ نویسی است .

۳۲. لینک شبکه های اجتماعی را در وبلاگتان بگذارید

خیلی برای مخاطبانتان جالب خواهد بود که بعد از خواندن وبلاگتان سری هم به حسابهایتان در شبکه های اجتماعی بزنند . پس  لینک شبکه های اجتماعی را در وبلاگتان فراموش نکنید . سرویس های وجود دارند که می توانید به صورت درون ریزی شبکه اجتماعی تان را در وبلاگتان نمایش بدهید . از این امکان نیز می توانید استفاده کنید .

۳۳. لینک کنید !

وبلاگ های هم راستای خودتان را لینک کنید . اگر یک برند هستید رقبای خودتان را لینک نکنید ! اما اگر به عنوان یک رسانه می نویسید خوب است که وبلاگ های هم راستای خودتان را لینک کنین تا مخاطبانتان از مطالب آنها نیز لذت ببرن . گاهی مطالبشان را در پست هایتان معرفی کنید و به بحث بپردازین .

۳۴. منظم پست کنید !

برنامه برای ارسال پست داشته باشید و نامنظم پست نکنید . نباید بین دو پستتان بیش از یک ماه فاصله بیفتد . برای نوشتن پست ها برنامه ریزی کنید و سر زمان مقرر پست هاتون رو منتشر کنید . این کار باعث میشه که به درآمدتون کمک بشه . حواستون باشه از اون ور بوم هم نیفتین

امیدوارم این مطالب بالا بهتون کمک کنه تا بتونین یک وبلاگ رو راه اندازی کنید و بنویسید .

نوشته‌ها

این روزها با گسترش اینترنت و شبکه های اجتماعی مختلف شرکت ها و بیزینس ها هم خودشون رو به روز کردن تا از این پتانسیلی که از گسترش این شبکه ها به وجود آمده به نفع خودشون استفاده کنند . یعنی ورود شرکت های تجاری به اینترنت یک اقدام بزرگی برای تبلیغات و معرفی محصول بوده که در نهایت به سود دهی بیشتر منجر میشه . بسیاری از این شرکت ها با ایجاد صفحه های اجتماعی و انتشار محصولاتشون این کار رو انجام میدن . اما با گسترش این ابزارها یک شغل جدیدی هم به موازات این بخش ایجاد شده . وقتی که یک بستری هست و یک شرکت تجاری واردش میشه تا در اون فعالیت کنه مجموع اینها چند فرصت شغلی مختلف بوجود میاره . این فرصت های شغلی هم عناوین مختلفی منجلمه طراح گرافیک و مهندس اجتماعی و داده کاو و… که رفتار مشتریها رو بسنجن و به طبع اون نیاز بازار رو به شرکت های تجاری اعلام کنند .

اما بینابین این اتفاقات یک ردیف شغلی جدید هم ایجاد میشه به اسم تولید کننده محتوا . قطعا یک مدیر عامل یک شرکت نمی تونه محصولاتشون رو روی صفحه اینستاگرامش قرار بده . این شرکت ها میان و به افرادی که خودشون رو مدیر محتوا معرفی می کنند ماهانه یا تعدادی پول پرداخت می کنند و نویسنده محتوا موظف میشه که در ماه به تعداد N عدد مطلب بنویسه که داخلش محصول مورد نظر رو تبلیغات کرده باشه یا در پکیجی دیگر نویسنده محتوا با شرکت تجاری طی می کنه که به ازای تولید هر مطلب فلان مبلغ رو به عنوان حق الزحمه باید دریافت کنه و به همین روش این ردیف شغلی هم ایجاد میشه . به اینکه باز به ایجاد شدن این ردیف شغلی هم باز یک ردیف شغلی دیگر هم ایجاد میشه می پردازم ولی فعلا می خوام روی این قسمت مانور بدم.

این بدین معنیه که من از شرکت کرم ضد آفتاب مش محمد به ازای هر پست پنجاه هزار تومان پول گرفته ام که پست های محتوایی بنویسم که داخلش اشاره ای هم به کرم ضد آفتاب کرده باشم . و من شروع می کنم اینترنت رو سرچ کردن و پیدا کردن مزایای کرم ضد آفتاب و در نهایت چندین جمله هم از خودم اضافه می کنم و کاملا شکیل و تمیز در مورد اینکه کرم ضد آفتاب چقدر می تونه مفید باشه می نویسم . خواننده مطلب در ابتدا گمان می کنه که مشغول مطالعه مقاله ایست که در مورد مزایای کرم ضد افتاب و تجربه شخصی من از استفاده از کرم ضد آفتاب نوشته شده ولی به صورت غیر مستقیم در حال خواندن متن تبلیغاتی کرم ضد آفتاب مش محمد هم هست.

این کار نه تنها زشت نیست بلکه به نظر من کاملا هم شغل خیلی جالبی می تونه باشه . اگر درست انجام بشه چه ایرادی داره که یک مطلب خوب و به درد بخور منتشر بشه و خب یک شرکت تجاری هم اسپانسری اون مطلب رو به عهده داشته باشه . یا کرم فروشی مش ممد یک وبسایت داره که داخلش از مزایا و معایب کرم ها نوشته وجود داره که همه این نوشته ها رو هم همان تولید کننده محتوا نوشته . این دو عملا با هم هیچ تفاوتی ندارند . جفتشون رو هم تولید کننده محتوا انجام میده . نقد من به چیز دیگریست که در ادامه عرض می کنم . کما اینکه بسیاری از دوستان خودم تولید کننده های محتوا ( هم به عنوان شغل و هم به عنوان تفریج (بلاگر) ) هستند . حتی خود من هم یک تولید کننده محتوا هستم . من به دید تفریح وبلاگ می نویسم و محتوا تولید می کنم و ایضا به دید آگاهی و شخص دیگری به دید آگاهی دادن و ایضا درآمد . به نظر من اصلا ایرادی به قضیه وارد نیست و خیلی هم کار جالبیه . خیلی ها برای رستوران ها تولید محتوا می کنند .خیلی ها برای سایت های لوازم آرایشی و مزون های عروس و سایت های برنامه نویسی و فروشگاههای بزرگ محصولات فرهنگی ویا حتی سایت دیجی کالا یا سایت های مجله ای خبری و.. که نویسنده استخدام می کنند و به ازای هر پست بهشون مبلغی پرداخت می کنند.

ردیف شغلی جدیدی هم پیدا میشه از این ردیف شغلی ایجاد شده . اشخاصی پیدا می شن که بهتون یاد میدن چطور محتوای خوب بنویسیم تا استخدام شیم . این چطور محتوای خوب بنویسیم در قالب وبلاگ ها و سایت های متعدد (به صورت تفریحی) یا در قالب سمینارهای بزرگ و سایت های حرفه ای و مدرسه های نویسندگی و.. (به صورت تجاری) در اختیار علاقه مندان قرار میگیرند . علاقه مندان هم با توجه به اهدافی که بالاتر عرض کردم می تونن از هر دو نوع باشن. خیلی ها دوست دارن وبلاگ بهتری بنویسن و مخاطب داشته باشند . برای بهتر نوشتن به این افراد سر میزنند و خیلی ها هم دوست دارند درآمد و درصد احتمال استخدام شدنشون رو بالا ببرند که سر به این افراد یا سایت ها می زنند. اما همین دو دلیل هم علت وجود این ردیف شغله . یعنی افرادی هستند که یک سایتی یا موسسه ای یا سمیناری باز کردن و به شما یاد میدن که چطور بهتر و بیشتر بنویسین و چطور بنویسین که مخاطب جذب نوشته های شما بشه .مهم این نیست هدف شما از شرکت این باشه که درآمدتون بالاتر بره یا این باشه که مخاطبانتون رو بالاتر ببرین و سری توی سر ها بلند کنین . مهم اینه که قراره شما یاد بگیرین که چطور میشه تبدیل شد به یک کارخانه تولید محتوا . و این نقد من به این قسمت وارد میشه !

علت حضور این افراد در این سمینارها و این سایت ها چی می تونه باشه جز تولید محتوای بیشتر؟ اینکه یاد بگیرند چطوری محتوای بیشتری رو در یک زمان خاصی تولید کنند. این افراد در این سایت ها می روند تا یاد بگیرند محتوای بیشتری تولید کنند چون هدفشون یا معنویست و می خواهند مطالب زیادی رو منتشر کنند و سری در سرها بلند کنند و یا استخدام هستند و به ازای هر مطلبی که بنویسند پول میگیرند. یا یک سری سایت هایی که این روزها تبدیل شدن به مجله های اینترنتی و داخلشون نویسنده استخدام می کنند و به ازای هر پست بهشون مبلغی رو پرداخت می کنه و تولید کننده محتوا برای اینکه پول بیشتری دربیاره مشغول میشه به تولید محتوای بیشتر. و همین تولید محتوای بیشتر برای پول یعنی پایین آمدن کیفیت.

همه ما می دونیم که خلافیت ما یک اندازه محدودی داره و یک آهنگ و تمپوی مخصوصی هم داره . برای هر کسی متفاوته ولی هیچ کس نمی تونه در روز سی ایده جدید به سرش برسه و به مدت ده سال این سی ایده هر روز به سرش برسه . ممکنه یک روز چهل ایده نوشتن به سرش بزنه و ممکنه تا سه ماه هیچ ایده ای به سرش نزنه . هدفم از گفتن تمپوی مخصوص این نیست که سر هر زمان ایده میاد . چون ضرب آهنگ توی هر زمان نواخته میشه ولی ایده اینطوری نیست که هر پنج دقیقه یا هر ده دقیقه بجوشه بیاد بیرون . پس ما می دونیم که محدودیم . اما تلاش برای تولید محتوای بیشتر با میزان توانایی ما هم خوانی نداره . مهم نیست دلیل چیه . دلیل می تونه تولید محتوای بیشتر و گرفتن پول بیشتر باشه یا تولید محتوای بیشتر و معروفیت بیشتر باشه . دلیلش هرچی باشه هدف این هست که شما محتوای بیشتری تولید کنید و این یعنی خیانت!

ما نمی توانیم به صورت انبوه تولید محتوا کنیم چون ما کارخانه تولید محتوا نیستیم . هرچه میزان تولید این محتوا بیشتر و در زمان های کوتاه تر در بازه طولانی تر باشن از کیفیتشون به همان میزان هم کاسته میشه و ایده نو درون متن یواش یواش کمرنگ تر میشه تا زمانی که کاملا از بین بره و در نهایت برسیم به محتواهای امروز . چطور همه ما باور داریم که وبلاگ هایی که سال ۸۵ نوشته میشدن خیلی زیبا نوشته می شدن ولی وبلاگ های امروز اصلا اون زیبایی را ندارن مگر در مواردی! پس داریم می رسیم به همین اتفاق . تولید بیش از اندازه محتوا کیفیت اون رو پایین میاره . نمی تونین در مقابل این حرف دفاع کنین چون می دونین که کاملا درسته . هیچ کسی توانایی این رو نداره یک سال هر روز ده پست با ایده درجه یک بنویسه که همه آب از دهنشون بریزه . خیلی از هنرمندان کلی فیلم نامه می نویسن و فیلم می سازن ولی یکیشون گل می کنه! یکی شون میشه ستاره آثارش . نویسنده ها هم کلی کتاب و نوشته و مجموعه داستان دارن . نمونش کوییلو که کلی نوشته داره ولی کیمیاگره که همه دوستش دارن حتی کسانی که هرگز کتاب نخوندن ولی فقط کیمیاگر رو خوندن! پس با این قسمت از حرف های من موافق هستین!

من گاهی توی آگهی های استخدام می بینم که نوشته کارشناس تولید محتوا قراردادی دستمزد در ازای تعداد پست تا ۶۰۰ پست در دوماه! شما کپه گل هم بخواین درست کنین توی دو ماه نمی تونین ۶۰۰ تا کپه گل درست کنین! که ایده ناب باشه . ولی خیلی ها قبول می کنند و شروع می کنن به نوشتن ۶۰۰ پست . قسمت دردناکش اینه که خیلی از این مطالب باید توی فضای اینترنت بچرخن و دیده بشن تا در وسط اون شرکت یا شخص یا تجارت یا هرچیز دیگری که داخل متن هست هم دیده بشه . یا توی سایت هایی منتشر میشه که همه اون سایت ها رو می خونند و شما در اون سایت استخدام هستید که مطلب تولید کنید تا اون سایت نمایش بده و بازدید کننده بیاد و در نهایت از بازدید ها با تبلیغات پول دربیاره . وقتی که این مساله تجاری شد شما با خودتون میگین اگر این ماه بیست تا مطلب بنویسم و هر مطلب سی تومن پس ششصد هزار تومان پول درمیارم پس شروع می کنین که بیستا مطلبتون رو بزنین و با خودتون میگین هر مطلب ۵دقیقه وقت میبره و من با صد دقیقه وقت که می ذارم می تونم ششصد هزار تومان دربیارم پس شروع می کنین به تولید فله ای محتوا که به پول برسید ولی شما خیلی بیشتر از این حرفا دارین مطلب تولید می کنین. بیشتر از ۵ دقیقه و آنهم مطلبی که فله ای تولید شده و به اون صورت کیفیت نداره چون تجاری شده و با سرعت فقط نوشته شده تا پول ازش دربیاد.. بیایین با هم یه معادله حل کنیم.

یک تولید کننده محتوا یک مطلبی رو در ۵ دقیقه می نویسه و به ازای ۵ دقیقه وقتی که روی محتوا گذاشته سی هزار تومان پول میگیره . هر مخاطب هم اگر بخواد متن رو مطالعه کنه نیازمند ۱ دقیقه زمان هست برای مطالعه کامل متن . متن توی سایتی مثل ویرگول منتشر میشه و چیزی در حدود ۵۰۰۰ نفر این مطلب به چشمشون می خوره در حالی که اطلاع ندارند این مطلب سفارشی تولید شده یا نویسنده اون براش انرژی گذاشته (اشاره به پاراگراف بالا که تولید فله ای مطلب یعنی نویسنده زیاد انرژی روی متن نگذاشته) . اگر از این پنج هزار نفر فقط هزار نفر مطلب شما را بخوانند دیگر شما ۵ دقیقه مطلب ننوشتین بلکه در اصل ۱۰۰۰ دقیقه مطلب نوشتین . چون ۱۰۰۰ دقیقه مطلبتون مطالعه شده . یعنی شما ۱۰۰۰ دقیقه مطالعه تولید کردین . ۱۶ ساعت و اندی پی در پی مطلب شما خوانده شده. یعنی ۱۰۰۰ نفر یک دقیقه خوانده باشند رو جمع کنیم داخل یک نفر که قرار باشه مطلب شما رو بخونه اون یک نفر باید ۱۶ ساعت و چهل دقیقه مطلب شما رو هی بخونه . حالا حساب کنین که مطلب شما با روش های سئو و پخش با پول توی کانال ها و پروموت شدن ها تعداد بازدیدش به ۱۰ هزار دقیقه برسه. اون وقت شما ۱۶۶ ساعت مطلب تولید کردید نه ۵ دقیقه. حالا بشینید و حساب کنید. توی این ۱۶۶ ساعت چه چیزی را به خورد ذهن مخاطب داده اید . چیزی به او اضافه کرده اید یا صرفا فقط محتوا تولید کرده اید ؟ آیا این مطلب شما باعث تلف شدن وقت مطالعه کننده خواهد شد یا خیر؟

اگر شما برای پول این کار رو کرده باشین و فله ای مطلب تولید کرده باشین و فقط تولید کرده باشین ( با ایده خیلی از این سایت های تولید محتوایی و کسانی که بلد راهن و بقیه رو تشویق به تولید محتوای فله ای می کنند ) و ۱۰ هزار نفر مطلب شما رو مطالعه کرده باشن شما ۱۶۶ ساعت از وقت مردم رو تلف کردین . همون چیزی که من توی اینترنت خیلی می بینم . محتواهای فله ای به بهانه دیده شدن یا محبوب شدن یا فروختن محصول!  شما برای تلف کردن ۱۶۶ ساعت وقت مطالعه ای مردم فقط سی هزار تومان گرفتین و از این متن های وقت تلف کن سی تا تولید کردین!

حساب کنین این ۱۶۶ ساعت می تونست یک حکایت از سعدی خونده بشه! شما برای سی هزار تومان فرصت مطالعه رو به نفع خودتون تلف کردین! حالا که قراره محتواتون رو بفروشین بیایین و به محتوای خودتون ارزش بذارین و اون رو فله ای نفروشین . یه محتوا تولید کنید ماهی یک بار و به ازای اون به جای سی هزار تومان سه میلیون تومان پول بگیرین ولی مطلبی بنویسین که هرکی خوند بعد از اینکه متن تموم شد بگه دستش درد نکنه! دزد وقت مطالعاتی مردم بودن اصلا قشنگ نیست . خیلی سایت های زیادی هستند که دوست دارن حسابی جیبتون رو خالی کنن و شما رو یک تولید کننده محتوای فله ای بار بیارن که هر روز سی تا پست توی سایت هایی مثل ویرگول و زومیت و این و آن و … بنویسین که کلش به درد لای جرز هم نخورن . برای وقت خودتون ارزش قایل نیستین برای وقت بقیه و برای حجم فضا ارزش قایل باشین . یه عده تولید کننده فله ای شدن و وقتی بازار اشباع شد یه عده رفتن تو کار تدریسش و از اون راه پول در میارن . این قانون تجارته که وقتی حسابی سودتو از یک اتفاقی کردی و دیگه ایست تجاری برات اتفاق افتاد و اشباع شد وقتشه که اون رو درس بدی و تجارت جدیدی با عنوان درس دادن رسیدن به سود محصولی که خودت به اشباع رسوندیش و باز سود خوبی گیرت بیاد! ولی متوجه نشدن که آگاهی بخشی مقدسه . میشه خرج زندگی ازش درآورد در ازاش ولی نمیشه به سود تجاری و دید تجاری بهش نگاه کرد که این حماقت محض است! خیلی ها منبع درآمدشون اینه و توی مجلات می نویسند و در ازای این نوشتن هم مبلغی رو دریافت می کنند ولی این نوشته کجا و آن نوشته های فله ای کجا!! اگر می فروشین فاخر بفروشین .. یه متن فاخر سیصد هزار تومانی بفروشین نه سی تا آشغال ۱۰ هزار تومانی!

تولید محتوای فله ای از شان و منزلت یک کسی که اسم خودش رو نویسنده یا وبلاگ نویس گذاشته به دوره . یک کم به خودتون ارزش قایل باشین .وقتی که یک پست نوشته میشه شما پنج دقیقه برای نوشتن اش وقت می ذارین ولی مخاطبان هزار دقیقه وقت می ذارن تا بخوننش . و ایضا بیشتر . حتی اگر یک مخاطب هم بخونتش و فقط یک دقیقه وقت بذاره اگر محتوای شما اینگونه تولید شده باشه که برسونین به سی پست که این ماه ۹۰۰ تومن رو بگیرین به یک دقیقه وقت اون مخاطب خیانت کردین . چیزی که این  روزها اصلا دیده نمی شه و خیلی ها که فکر می کنن بلد این کار هستند ولی نیستن وارد شدن و دارن از این مساله در قالب چگونه یک مدیر محتوای خوب بشیم و ماهی سه میلیون در بیاریم سمینار و کلاس هایی رو می ذارن به قیمت های بسیار بالا و وقتی میگی چرا انقدر گرون میگن دو برابر شهریه را در یک ماه دستمزدت در می آوری! تولید فله ای محتوا علم رو می کشه . محتوای وب فارسی رو می کشه . فضای الکی اشغال می کنه . مطالب فله ای اعتبارشون عموما کمه و زود نقض میشن و اعتبارشون زیر سوال میره . مهم نیست میزانشون چه قدر باشه . می تونه توییت باشه و می تونه یک متر و نیم پست باشه . مهم اینه که فضایی رو اشغال کرده . محتوای فله ای فرهنگ دادن اطلاعات درست رو از بین می بره . چنین چیز به این بزرگی و مهمی رو نمیشه شوخی گرفت . نوشتن ذوقه و عشقه و نوشتن یک راه تماسه و انتقال یک سری اطلاعات بین آدم ها و چه بهتر که این محتوا یک محتوایی باشه که به دردی بیاد نه فله ای تولید شده باشه برای پول بیشتر یا محبوبیت بیشتر یا اهداف دیگر .

به همدیگر آگاهی دادن با تولید فله ای محتوا به دست نمی آد. اگر می خوایم نوشته مون رو بفروشیم فاخر تولیدش کنیم و فاخر بفروشیم و مخاطب هم فاخر بخونه و سطح آگاهیش بالا بره که هم سود معنوی کنیم (که خیلی خیلی والاتر از سود مادی است) و هم سود مادی خیلی خوب کنیم.

نوشته‌ها

پیش دکتر رفتین و کلی مقاله در مورد از بین بردن افسردگی خوندین ولی هیچ کدومشون هرگز پاسخ گو نبودن . همه راه های مقابله با افسردگی که عموم مردم بهتون پیشنهاد میدن رو انجام دادین ولی با اینحال مهم نیست که چه کاری انجام میدین چون افسردگی از بین نرفته.

بعد از همه این صحبت ها٬ احساساتی چون ناامیدی٬خستگی و بی حسی می تونه بسیار وسوسه تون کنه که بیخیال از بین بردن افسردگی تون بشین . چون همه راه ها رو رفتین و همه توصیه ها رو گوش کردین ولی افسردگی تون نرفت و تسلیم شدین٬ دلیل نمیشه که راهی وجود نداشته باشه . لزوما اینکه یک توصیه برای کسی درست بوده دلیل نمیشه که همون توصیه روی شما کار کنه . می خوام توی این پست تعدادی ایده بدم که می تونه کمک کنه به رفتن افسردگی از درون شما . تنها چیزی که خیلی مهمه و شما باید این رو بدونین اینه که شما می تونین به افسردگی غلبه کنین . همش همینه!

مهم نیست که چه قدر احساسات شما بالا پایین میشه و چه قدر از افسردگی تون ممکنه بره یا بیاد . مهم اینه که راه هایی برای بهبود دادنش هست و می تونه هم بهبود پیدا کنه . در حال حاضر ممکنه همه چیز ناامید کننده باشه . ممکنه  شما برای به دست گرفتن یک کتاب و خوندنش تلاش عجیب غریبی برای جمع کردن انرژی و نیرو کنین و انرژی زیادی بخواین که در نهایت نمی تونین این انرژی رو جمع کنین و بلند شین به سوی کتاب اما این به این معنی نیست که بیخیال همه چی بشین.

چند تا ایده تمرینی خیلی ساده رو نوشتم که می تونه حالتون رو بهتر کنه و کمک کنه به عقب کشیدن افسردگی . می تونیم همه با هم انجامش بدیم و کمی به خودمون کمک کنیم .

مهم ترین تمرینی که باید انجام بدیم گرفتن یک تصمیم بزرگه و اون تصمیم اینه که “افسردگی قرار نیست پیروز بشه” .

باید به تصمیم مون توجه کنیم . مهم نیست افسردگیمون چیه و چه قدره. مهم اینه قرار نیست برنده بشه. ما لایق رهایی از افسردگی هستیم. ما لایقش هستیم که افسردگی از ما بیرون بره. ما لایق این هستیم که از زندگی لذت ببریم و شاد باشیم و می تونیم باشیم. اگر هیچ کاری نکردین که نتیجه ای بگیرین یه کاغذ و قلم بردارین و تصمیم تون رو بنویسین. از قصد خودتون برای به دست آوردن این دوره از زندگی تون بنویسین و اون رو جایی قرار بدین که ببینیدش. قطعا شگفت زده خواهید شد از این که چه تغییر کوچکی است و می تونه باشه. در یک زمان این می تونه شما رو از فردی که در افسردگی دست و پا میزنه به فردی که در حال مبارزه با افسردگی و کتک زدن اونه تبدیل کنه.

دومین تمرین اینه که : بخندید!

خنده دقیقا مانند یک دارو عمل می کنه . می تونین از مزایای خندیدن توی اینترنت کلی سرچ کنین و مطلب بخونین ولی خیلی مهمه برای مبارزه با افسردگی تون سعی کنین راحت تر بخندین و درنهایت خوندن مقاله کمکی نمی کنه چون که باید بخندین. خنده تون رو قفل نکنین و رها کنین و راحت قهقهه بزنین. خنده نیز باعث ترشح اندورفین میشه که هم به خوابمون کمک می کنه و هم باعث کاهش درد میشه . حتی مخصوصا اگر افسردگی تمام شب شما رو ول نکنه! برای خندیدن می تونین به برنامه خندوانه نگاه کنین یا از توی اینترنت کلی مطالب خنده دار پیدا کنین و هار هار بهش بخندین. شک نکنین با این کار بهبود قابل توجهی توی نتیجه کار می بینین. سعی کنین ساده تر بگیرین ( نه ادای خنده رو در بیارین بلکه سطح انتظارات رو پایین بیارین تا هر اتفاق ساده ای بتونه شما رو بخندونه) . چون بعضی ها حتما باید یک طنز خیلی قوی باشه تا بتونن بخندن . ولی خیلی از آدما به طنز های سطحی هم می خندن . این آدما اگر اون طنز ها رو بشنون روده بر میشن . یه کم خنده رو آزاد کنین.

تمرین سوم: به خودتون اتفاقات خوب و افتخارات بزرگتون رو یاد آوری کنین.

وقتی که شما از افسردگی شدید رنج می برین خیلی آسونه که به هر طریقی فراموش کنین این حس رو که چه کارهایی قبلا کردین. این راهی که احساس می کنین به نظر همان راهیست که همیشه احساس می کنین . و همین طور ادامه داده میشه. اگر افسردگی تون هم به احساسات ناقص و کم ارزش و عزت نفس پایین متصل باشه همیشه به خاطر خواهید آورد که هیچ وقت اتفاق خوب و بزرگی توی زندگی تون نیفتاده و شما همیشه بدبخت روزگار بودین. شما ممکنه اینگونه فکر کنین ولی ببینین فقط به خاطر اینکه شما این فکر رو دارین دلیل نمیشه تعهدی هم به باورش داشته باشین. وقت هایی که خیلی شاد بودین رو به خودتون یادآوری کنین . اون زمان هایی که از زندگی لذت بردین . مهم نیست برای چند وقت پیش بودن . مهم اینه که توش شما خوشحال بوده باشین و به خاطرش بیارین. دستاورد های گذشته تون رو به خاطرتون بیارین. حتی چیزهای خیلی خیلی ساده مثل بیست شدن توی یک امتحان کلاسی یا قبول شدن توی یک شغل یا نوشتن اولین وبلاگ یا تغییر اولین کد یا نواختن اولین ملودی روی ساز هم می تونه یک پیشنهاد درجه یک باشه زمانی که شما توی حالت عزت نفس و اعتماد به نفس پایین ناشی از افسردگی هستین.

اگر براتون کمی سخته می تونین از طریق تصاویر و ویدیو روی کامپیوترتون٬ صفحه های اجتماعی مثل اینستاگرام یا وبلاگتون یا آلبوم های عکستون و یا هرجایی که ممکنه این خاطرات به نوعی ذخیره شده باشند این خاطرات رو با دیدن مدارک و تصاویزی از اون ها٬ اون ها رو به یاد بیارین و خودتون رو از زمانی که خوب بودین به خاطر بیارین . این کار شاید خیلی قدرتمند نباشه ولی بی تاثیر هم نیست و باعث یک سری اتفاقاتی داخل مغز میشه. نوع فکر کردنتون رو عوض کنین . می تونین جمله “من هرگز رنگ خوشحالی رو نمی بینم” که بار منفی زیادی داره رو با “من قبلا خوشحال بودم و حالا هم می توانم اگر بخوام این خوشحالی ها رو ایجاد کنم” عوض کنین .

تمرین چهارم : محیط مناسبی برای بازیابی انتخاب کنین

وقتی که ما وارد افسردگی می شیم انرژی مون برای انجام کارها کم میشه و شادابی مون رو از دست میدیم . این نتیجه اش میشه از دست دادن انرژی و رها کردن نظافت خونه و در کنار اون داشتن یک خانه و آشپزخانه و اتاق و توالت کثیف . خود محیط کثیف هم باز روی افسردگی ما اثر داره و اون رو بیشتر می کنه . زندگی کردن توی  یک محیط آشفته و بهم ریخته می تونه ذهن ما رو آشفته و به طبع اون می تونه ما رو افسرده تر کنه. مثل یک چرخه ناجور که افسردگی باعث بهم ریختگی محیط میشه و آشفتگی و بی نظمی محیط باعث افسردگی میشه . این فقط حالت ذهن ما رو بدتر می کنه. پس ما نظافت کردن خونمون رو فراموش می کنیم و باز به این چرخه کمک می کنیم. اما ما می تونیم این چرخه رو بشکنیم . تنها کافیه کارهایی رو کنیم که این چرخه رو بترکونه.

شما حتی مجبور نیستین نظافت رو شروع و تموم کنین . اولا تمیز کردن یک محیط آشفته کار بسیار سختیه و برای یک آدم افسرده فاقد انرژی عملا یک کار غیر ممکن به حساب میاد. از طرفی فکر کردن بهش هم باعث میشه که هرگز نتونین خودتون رو تکون بدین چون می دونین زیاده و بهتره وقتی که انرژی بیشتری داشتید این کار رو کنید . ولی نیاز نیست همه اش رو یک جا و در یک زمان مثل بولدوزر تمام کنین . روی یک قسمتی از اون تمرکز کنین و تمیزش کنین . آهسته آهسته و قسمت قسمت. برای مثال فقط یک میز از اتاقتون رو نظافت کنین و بعد یک استراحت و بعد یک کمد رو تمیز کنین و بعد یک استراحت و… یا هربار یک گوشه از اتاقتون رو تمیز و منظم کنین. می تونین کمی استراحت کنین و انرژی تون برگرده و باز قسمت بعدی رو تمیز کنین. نیازی نیست توی یک زمان به جون خونه بیفتین و اونقدر بسابین در حالی که هیچ انرژی ندارین .چون افسردگی انرژی و نشاط ما رو خالی می کنه و عملا اجازه نمی ده همچین کاری کنیم. بهتره با آرامش گوشه گوشه خونمون رو تمیز کنیم تا در نهایت یک محیط منظم داشته باشیم . اگر قسمت قسمت بشه انجام دادنش راحت تره تا اینکه همه با هم یکجا انجام بشه. در نهایت ما دارای یک فضای تمیز و بی آشفتگی میشیم که باعث نمیشه افسردگی ما بیشتر بشه و می تونیم داخلش به بازیابی خودمون بپردازیم که به ما کمک می کنه. شاید نظافتش بیشتر طول بکشه ولی در نهایت یک محیط تمیز بهمون میده که همین محیط تمیز بسیار به درمان افسردگی و بالا رفتن نشاط و اعتماد به نفس مون کمک می کنه و ما توی یک محیط منظم و تمیز بهتر می تونیم ریکاوری کنیم و با افسردگی مبارزه کنیم تا یک محیط آشفته و کثیف. به جز همه اینها اون حس خوبی که بعد از پایان کار نظافت بهمون دست میده هم خودش می تونه یک کمک قابل توجهی برای افسردگی مون باشه و به ما انرژی مثبت و خوبی بده . هر بار که می بینیم یک گوشه اتاق تمیز شده به ما انرژی می ده که گوشه دیگری رو شروع کنیم .

تمرین پنجم : شکر رو کم کنین

افسردگی ارتباط مستقیم به مصرف شکر داره . شکر هورمون پاداش رو در مغزمون فعال می کنه و از خوردن شکر همیشه حس رضایت داریم . دقیقا مثل یک انسان معتاد . شکر باعث میشه که تنها یک حس گذری و کاملا غیر ثابت وسریع از رضایت در ما ایجاد بشه و به محض تمام شدنش این حس هم از بین میره . اما این آسیب بسیار زیادی به ما میزنه . ما با خوردن شیرینی ها و شکلات ها و پاستیل ها و بستنی ها در کل شکر های فرآوری شده باعث آزادی دوپامین میشیم که یک حس رضایت و پاداش گذری برامون ایجاد می کنه اما بعد از اون این قند بالا میسوزه یا به چربی تبدیل میشه و از بین میره و کلیه آن احساس رضایت ها نیز از بین میره. بسیاری از تحقیقات هم نشان داده اند مصرف بالای شکر خودش باعث افزایش سطح های افسردگی در آدمها میشن. پس بهتره شکر خوردن رو کم کنیم تا بتونیم به کم شدن افسردگی مون کمک کنیم. شکر زیاد وزن ما رو بالا می بره و چاق شدن اعتماد به نفسمون رو پایین تر می آره و ما افسرده تر میشیم.

تمرین ششم : خوب لباس بپوشیم

افسردگی انرژی ما رو از بین میره. پس بهتره با کارهای کوچکی مثل دوش گرفتن و لباس خوب پوشیدن و عطر زدن یک انرژی خوب به خودمون بدیم . وقتی که اعتماد به نفس ما پایین است پوشیدن لباس های خوب خیلی می تونه به حس افسردگی ناشی از اعتماد به نفس کمک کنه و اون رو کمتر کنه . جتی اگر لزوما بهترین حالت خودمون رو هم حس نکنیم ولی همین کارهای کوچیک خودش برای خودش به بهترین وجه به افسردگی ما بهبود میده.

هرچیزی که بهتون احساس خوب میده اون رو انجام بدین . اگر آرایش کردن این کار رو می کنه آرایش کنید.اگر اصلاح کردن صورتتون این کار رو می کنه صورتتون رو اصلاح کنین. اگر لباس خاصی دارین که با پوشیدنش حالتون خوب میشه اون لباس رو بپوشین.و بعد انجام دادنش به آینه نگاه کنین . قطعا بی اثر نخواهد بود .این بهترین حالت شماست و می تونین هر کاری رو برای مبارزه با افسردگی کنین. این یک حس خوب اعتماد به نفس به شما میده حتی اگر کم باشه .

تمرین هفتم : بزنین بیرون

با خلق و خوی تون حتی در زمانی که در بهترین حالت هستین باز بهتره بیرون برین.بیرون رفتن خیلی مهمه . گاهی وقت ها اضطراب و افسردگی اجتماعی به این دلیل است که زیادی نمی خواین دور برین. مخصوصا جاهایی که جمعیت زیادی دارند . ولی باشه . این کاملا طبیعیه و می تونین جای دور نرین!  قدم های کوچک و آهسته می تونه خیلی کمک کنه به اینکه شما بتونین دوباره با جهان پیرامون در ارتباط باشین و یک پیشرفت قابل توجهی رو خواهید دید . آرام آرام به دور تر و به جاهایی با جمعیت بیشتر برین و خودتون رو بهبود بدین . دیدن آدمها و محیط بیرون و هوای تازه ( که متاسفانه در تهران و بیشتر شهرامون نداریمش) می تونه خیلی به ما کمک کنه . به جز همه این حرف ها ویتامین دی که در آفتاب وجود دارد هم به افسردگی کمک می کنه!

تمرین نهم : برقصین

توی هر شرایطی توی خونه یک موزیک خوب بگذارین و شروع به رقصیدن کنین .حتی اگر بلد نیستین!  تکون خوردن بدنتون اندورفین ترشح می کنه که برای شادابی خیلی مفیده. خیلی خوبه اگر بزنین بیرون و کمی بدویین یا به باشگاه ورزشی برین ولی رقص هم نه در این حد ولی به اندازه خودش خیلی مفید و بازیگونه و سرگرم کننده است.  در کنار رقص و اندورفین موسیقی که گوش می دین روی افسردگی تون اثر می ذاره و بهترش می کنه. در مزایای رقص توی اینترنت زیاد نوشته شده که می تونین بخونین.

تمرین دهم : یه کار خوب کنین!

بیشتر راه های کمک به افسردگی به راه هایی متمرکز شدند که بیشتر ما خودمون می تونیم روی خودمون انجام بدیم . اما میشه به آدمهای دیگر هم کمک کرد. تحقیقاتی نشان داده ست که انجام کمک می تونه حال ما رو خیلی بهتر کنه .  نیازی هم نیست میلیارد ها تومن کمک به کودکان آفریقایی کنین . همین که یک غذا به یک موسسه خیریه اهدا کنین٬ همین که به همسایه تنهاتون سر بزنین٬ همین که به گربه ای غذا بدین٬ همین که به گل های بیرون که دارن خشک میشن آب بدین٬ همین که یک سگ نگه دارین و داوطلبانه بیرون ببرینش و هزاران کار دیگه می تونه خیلی به لحاظ روحی بهمون کمک کنه .

تمرین یازدهم: خلاق باشین

نوشتن٬ نقاشی کردن٬موسیقی نواختن٬وبلاگ نوشتن٬ کاردستی درست کردن و .. می تونه خیلی به افسردگی مون کمک کنه. این می تونه خلق و خوی ما رو تغییر بده و باعث بشه احساسات ما جور دیگری بشن . سعی کنین ارتباطاتتون رو گسترده تر کنین . چون با دیدن اثر هنری تون قطعا بقیه ازتون تعریف می کنند و همین خودش هم برای مبارزه با افسردگی کافیست.

تمرین آخر : جعبه کمک های اضطراری افسردگی تون رو درست کنین.

این تمرین با اینکه تمرین آخره ولی خیلی مهمه . همونطور که همه ما جعبه کمک های اولیه و اضطراری داریم تا در صورتی که اتفاقی افتاد بتونیم خودمون رو نجات بدیم برای افسردگی مون هم چنین چیزی رو باید داشته باشیم. افسردگی یک مساله جدیه که خیلی ها با دارو و درمان و مراقبت های ویژه با اون مواجه میشن ولی دلیل نمیشه که شما نتونین اون رو کاهش بدین یا به بهبودنش کمک کنین. جعبه کمک های اضطراری افسردگی پر از چیزهایی است که به افسردگی تون خیلی کمک می کنه و همیشه برای حمله های افسردگی باید آماده به کار باشه!

می تونین یک تلفن داشته باشین که کلی موزیک خوب داخلش داره . توی جعبه می تونین عکس های خوب داشته باشین . کتاب خوب. یک بلیط سینمای خوب‌ (کارت هدیه سینما) . هرچیزی که باعث میشه حالتون خوب بشه باید در این جعبه وجود داشته باشه. حتی می تونین یک سری چیزهایی توی کاغذ برای خودتون بنویسین مثل افسردگی حالت گذریست و این حرفا که حرف های خوبی هم باید توش باشه.  اینطوری هر زمان حمله افسردگی آمد می تونین با کمک های اولیه افسردگی اون رو کنترل کنین.

و در پایان

راه هایی که اینجا نوشته شده اند تنها یک سری پیشنهادات هستند و نمی توانند جایگزین روش ها و درمان های پزشکی و داروهای آن شوند.اگر با افسردگی روبرو هستین حتما به یک مشاور و پزشک مراجعه کنین و تحت درمان قرار بگیرین . افسردگی این روز ها یک بیماری خطرناک است و دنیا امروز درگیر آن است . پس جدی اش بگیریم.

اگر فکر می کنین این راه ها هم کار نمی کنن دلیل نمیشه تسلیم بشین .فقط تلاش کنین و تلاش کنین و امتحان کنین تا در نهایت راهی که به درد خودتون می خوره و برای خودتون مناسبه و به افسردگی تون کمک می کنه رو پیدا کنین.