نوشته‌ها

مدتی هست که سرعت اینترنت در ایران آنقدر پایین آمده که هیچ امیدی انگار به اینترنت نمی‌توان داشت . حتی سرور‌های داخلی هم بسیار قطعی دارند . فیلتر شدن و از طرفی تحریم شدن و این شرایط بدی که به وجود آمده باعث ناامیدی مضاعف برای همه جوانان شده است . قرار نیست کار خاصی انجام شود !

من جوان به عنوان یک استفاده کننده اینترنت مگر چه انتظاری می‌توانم داشته باشم ؟ جای ناراحتی دارد که افرادی اصرار دارند علم کشور را عقب نگه دارند . امروزه هندوستان حسابی در اینترنت فعال شده است . از ولاگر‌های هند که پدر یوتیوب را درآوردن و در مورد هرچیزی (ولو بی کیفیت) ویدیو ساختن و مانیتایز می‌کنند و کلی پول از یوتیوب وارد هندوستان می‌شود . کلی از برنامه‌نویس‌ها و فریلنسر‌ها که در سایت‌های مختلف با آن انگلیسی افتضاح عضو هستند و کلی کار آی تی و… انجام میدن و دلار پول دریافت می‌کنند! انقدر شیک و مجلسی تولید ناخالص ملی‌شون رو افزایش میدن و دلار وارد می‌کنند . مگر ابله باشیم که فکر کنیم این چه ارتباطی به تولید ناخالص و ورود دلار دارد . معادله‌اش بسیار بسیار ساده است!

فرض کنید من هاتف با اینترنت قوی به سایت‌های فریلنسینگ وصل می‌شوم و پروژه می‌گیرم. از مشتری خویش دلار دریافت می‌کنم . فرض کنید مثلا ۱۰۰ پروژه مثلا ۲۰۰ دلاری دریافت کردم بعبارتی می‌کند ۲۰ هزار دلار . فرض کنید مانند من ۱۰۰۰ نفر وجود داشته باشند. می‌شود ۲۰ میلیون دلار !‌ گرچه پروژه گرفتن‌ها خیلی بیشتر از ۱۰۰ عدد می‌شود و مبلغ دریافتی هم ممکن است تا ۶۰۰ دلار و بیشتر هم بالا برود و همچنین از ایران ۸۰ میلیونی حداقل ۱۰۰ هزار نفر این کار را انجام دهند اگر حساب سر انگشتی همین ۱۰۰ پروژه ۲۰۰ دلاری را در ۱۰۰ هزار نفر ضرب کنیم ناقابل می‌شود : ۲,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار !!!!!

حالا نفت را اصلا بشکه‌ای ۷۰ دلار حساب می‌کنیم . یعنی اگر ما ۲۸ میلیون و ۵۷۱ هزار و ۴۲۸ بشکه نفت در سال بفروشیم انقدر پول می‌توانیم دربیاریم . قطعا اون میزان مبلغ هم در سال درآمد کسب خواهد شد! تازه این عدد بسیار بزرگتر از این حرف‌هاست . تنها از این روش می‌توان این میزان درآمد را وارد کشور کرد!‌ و به سادگی اقتصاد را ترمیم کرد . اما متاسفانه سرعت اینترنت افتضاح هست که هچی بماند ، یک سری نافهم میریزن درخیابان و علیه وزیر ارتباطات شعار می‌دهند می‌گویند چه خبر است . چرا انقدر سرعت داریم!

اگر کسی دوست دارد نان خشک بخورد . روی زیلو بنشیند ، با دود ارتباط برقرار کند ، شپش بزند و حمام نرود ، بهداشتش را رعایت نکند و با الاغ به مسافرت برود می‌تواند به صورت خصوصی این امکانات را برای خودش فراهم کند! دیگر شعار دادن نمی‌خواهد . همانطور که من لایف استایلم را دارم و کسی را مجبور نمی‌کنم مثل من زندگی کند شاید این انسان‌های مریض هم بهتر است بقیه افراد اجتماع را مجبور به سبک زندگی نکنند که خودشان دوست دارند! اینترنت پرسرعت باعث پیشرفت کشور می‌شود . من شخصا استفاده‌ام از اینترنت در چه موضوعاتی است :

استفاده از توییتر برای اشتراک گذاشتن افکار ، ضبط پادکست ، برنامه‌نویسی ، استفاده از تکنولوژی‌های روز ، تدریس آنلاین ، آموزش آنلاین، شرکت در کلاس‌های مختلف داخلی و خارجی ، بازی‌های آنلاین اینترنتی مانند ماینکرفت ، ولورانت و.. (بازی‌های عادی)

والله بالله تالله من هاتف ، قسم خوردم که هرگز وارد سایت‌های مستهجن نشده‌ام . من هرگز از اینترنت استفاده نامربوط نکرده ام و واقعا از اینترنت بیشتر استفاده علمی و پیشرفت کرده‌ام و بیان عقایدم و نظراتم و اشتراک گذاشتن آنها در قالب ویدیو و پادکست و غیره . دوستان را هم که می‌شناسم حملگی نهایت خلافشان با اینترنت بازی کردن است! بازی هایی مثل ماینکرفت و والهیم و ولورانت و کانتر و.. . خیلی خیلی داستان ساده است !‌ اگر شما از اینترنت فقط به دنبال فحشا و مطالب مستهجن هستید دلیل نمی‌شود بقیه آدم‌ها هم فقط از اینترنت استفاده‌ای کنند که شما می‌کنید که بعد می‌آیید اعتراض می‌کنید. اگر اینترنت بد است شما استفاده نکنید . استفاده من را محدود نکنید . اینترنت بسیار گران و سرعت پایین و پینگ بالا و درکنارش قطعی های مکرر و وصل نشدن به خیلی از سایت‌ها به دلیل فیلترینگ و یا تحریم‌! واقعا سهم من ایرانیست؟؟ ولله که نیست !

به همین سادگی بازار ایران در زمینه این شغل و این درآمدزایی صفر است!‌ خواسته من و خیلی از جوانان دیگر بسیار ساده است . ما حالا که بسیاری از امکانات را در ایران نداریم تنها دلخوشی مان شده است اینترنت . کل زندگیمان را وارد اینترنت کردیم . در اینترنت کار کنیم . در اینترنت تفریح می‌کنیم . در اینترنت همدیگر را می‌بینیم و میخوانیم . این حداقل چیزی است که برایمان مانده . لطفا دیگر بیش از این فیلتر نکنید . بیش از این سرعت کم نکنید .بیش از این کیفیت پایین نگه ندارید . لطفا بیش از این ایران را عقب نگه ندارید . لطفا بیش از این محدودیت ایجاد نکنید . بسیاری از افراد از اینستاگرام پول در‌می‌آورند!‌ سرعتش را انقدر پایین نیاورید که همین منبع درآمد هم از آدم‌ها گرفته شود .. این دیگر تنها چیزی است که داریم … لطفا کمی خجالت بکشید!

 

نوشته‌ها

بارهاست که این بحث بین من و دوستانم مطرح بوده است و همیشه من به این نکته اشاره داشتم که بایستی در هر موضوعی به هزینه و فایده فکر کرد . همیشه باید دید در امری که در حال انجام آن هستیم چه مقدار هزینه‌ می‌کنیم و چه مقدار سود از این کارمان عایدمان خواهد شد . قرار نیست که درس اقتصاد بدهم اما این را هر کسی در دنیای امروز می‌داند که راه‌های مختلفی برای تشخیص این هزینه و فایده وجود دارد . نیازی نیست برای فهمیدنش دکترای اقتصاد داشت . کمی خلاقیت و تفکر منجر به رسیدن به این هزینه‌ها و فایده‌ها خواهد شد.

برخی بر این باورند که اگر خرج نکنیم می‌توانیم پس انداز کنیم و بعد از پس انداز می‌توانیم این پول را سرمایه گزاری کنیم و بعد به سود‌های کلان برسیم . اولین مشکلی که در ما ایرانیان بیشتر وجود دارد این است که یک سری اصول‌های به درد نخور را در ذهن خودمان ساخته و بر آن اساس حرکت می‌کنیم . بطور مثال همه ما بیرون رفتن و پیتزا خوردن را کاری عبث و بیهوده می‌دانیم . بسیاری از ما مسافرت رفتن را هدر دادن پول می‌دانیم . بسیاری از ما خریدن کتاب و یا خرید دوره‌های آموزشی را بیهوده می‌دانیم . خیلی‌ از ما نمایش‌های استندآپ کمدی را کاری بیهوده می‌دانیم . با توجه به شرایط بد اقتصادی ایران، ما همه چیز را اقتصادی می‌دانیم . کلا هرچیزی را در هرم هزینه و فایده می‌بریم و درست مثل کامپیوتر که انسان به آن برنامه می‌دهد و بعد کامپیوتر بر آن اساس کار انجام می‌دهد.

ادامه مطلب

نوشته‌ها

تا به امروز با خودتان فکر کردید که چقدر اطلاعات زباله در حال تبادل در اینترنت داریم؟ شاید از خودتان بپرسید که ترافیک زباله چیست؟ ترافیک در اینترنت به معنای این است که شما ۰ و ۱ ها را ارسال کنید (آپلود به اینترنت) و یا دریافت کنید ( دانلود از اینترنت) . مجموع این‌ها نامشان می‌شود ترافیک . همانطور که در دنیای واقعی ما زباله داریم در اینترنت هم زباله داریم . حال زباله اینترنت را توضیح می‌دهم. از آنجایی که شبکه‌های اجتماعی این روزها بسیار جا در میانمان باز کرده است پس ما بیشتر زمانمان را پشت این شبکه‌های اجتماعی می‌نشینیم و به تبادل اطلاعات می‌پردازیم . یک سری اطلاعات هستند که بسیار مهم هستن . به طور مثال قرارهای کاری یا مطالب آموزشی و یا موسیقی و فیلم و تصویر . اما در میان این اطلاعات یک سری اطلاعات هم می‌تواند زباله قلمداد شود. چطور؟

ادامه مطلب

نوشته‌ها

هر شخصی در دنیای آنلاین به تولید محتوا و یا هرچیزی می‌پردازد. برخی فونت‌های رایگان می‌سازند. برخی نرم‌افزارهای رایگان و آزاد می‌سازند و به رایگان برای دانلود قرار می‌دهند. برخی یک وبسایت بالا می‌آورند (مثل گنجور) . برخی بازی شان خوب است و بازی‌کردنشان  را پخش زنده می‌کنند . برخی وبلاگ می‌نویسند و ترجمه می‌کنند . برخی اصلا مقاله ترجمه می‌کنند. برخی قالب‌های رایگان وبلاگ می‌سازند و منتشر می‌کنند. برخی اسکریپت می‌نویسند تا ما سایت‌های بهتری داشته باشیم و این اسکریپت‌ها را آزاد و رایگان منتشر می‌کنند .برخی ویدیو‌های آموزشی می‌سازند و از این قبیل ساختن‌ها بسیار زیاد است. هر شخصی در این دنیای آنلاین میسازد و می‌نویسد و یا حتی اجرا می‌کند و این را به رایگان در اختیار من و شما قرار می‌دهد . این تصمیم شخصی هر انسانی است که برای ارتقا جامعه در فضای مجازی و آنلاین حرکتی عام‌المنفعه را انجام دهد . اما باید مای مصرف کننده چیزی را دقت کنیم. اینکه تولید اینها لزوما صد درصد برای تولیدکننده رایگان نبوده است .  سال‌ها تجربه و آموزشی که فرد برای تولید این‌ها هزینه کرده و وقت گذاشته قطعا هزینه داشته و رایگان نبوده. هزینه اینترنت برای آپلود آثار. هزینه برق برای تولید آثار، هزینه خوراک و پوشاک و مسکن و آب برای نوشیدن و شست شو . تمامی این هزینه‌ها صورت گرفته تا مثلا فلان ویدیو به رایگان در اختیار شما قرار گیرد. یا فلان کتاب و یا فلان ترجمه به رایگان در اختیار شما قرار گیرد.

هر شخصی می‌تواند اثر هنری خودش را بفروشد و شما در ازای دریافت آن پولی را به صورت آنلاین پرداخت کنید . اما برخی دوست دارند برای ارتقا جامعه محصولاتشان را رایگان پخش کنند . یعنی درآمدزایی را کاملا به عهده مخاطب می‌گذارند . ایده این است که محصولم را به رایگان پخش می‌کنم . اگر شخصی استفاده کرد تصمیم با خودش باشد که مبلغی را به من پرداخت کند یا خیر. یعنی پرداخت هزینه در ازای استفاده از سرویس یا محصول و یا اثرهنری را کاملا به عهده استفاده کننده می‌گذارد . من مصرف کننده فایل را دانلود و از آن استفاده می‌کنم . می‌بینم خیلی کارم را راه انداخته اما خداحافظ …. این همان فرهنگی است که باید جا بیفتد .

ادامه مطلب

روزانه‌ها، نوشته‌ها

شاید نزدیک شش هفت سال پیش بود که تصمیم گرفتم در میهن‌بلاگ وبلاگی داشته باشم. اما متاسفانه ناگهان دیدم که روی وبلاگ‌ها پاپ آپ غیرارادی فعال شده و این اتفاق باعث شد که میهن‌بلاگ را به لقایش ببخشم و مجددا به سرویس دیگری برای نوشتن وبلاگ روی بیاورم . گرچه اکنون در سایت شخصی خودم می‌نویسم که اصلا متصل به هیچ سرویس وبلاگ‌نویسی نیست اما دوست داشتم در مورد تصمیم درست میهن‌بلاگی‌ها چیزهایی بنویسم.

در این پست به افول وبلاگ نویسی و اینکه چطور شد که وبلاگ‌ها روز به روز به پایان خودشان نزدیک شدند نوشتم که اگر آن را مطالعه کنید خالی از لطف نیست . اما باز با این حساب ما هنوز به چیزی که اسمش را گذاشته‌ایم مرگ وبلاگ‌نویسی نرسیده ایم . هنوز وبلاگ‌ها زنده‌اند. شاید به اندازه گذشته فعال نباشند و یا به تعدادی که در گذشته بودند نباشند اما هنوز هستند و می‌نویسند. این را با توجه به چالشی که در وبلاگ خصوصی خودم به راه انداختم و با نویسندگانی آشنا شدم نوشته‌ام . بله هنوز وبلاگ نویسان هستند . نمی‌توان گفت که وبلاگ مرد و به طبع آن میهن‌بلاگ هم قرار است بمیرد . اکنون در بلاگفا و بلاگ‌اسکای و حتی بلاگ بیان وبلاگ‌نویسان زیادی را مشاهده می‌کنیم که مشغول نوشتن هستند بدون اینکه این سرویس‌ها به کام مرگ ببرند . اما چه چیزی باعث می‌شود که این سرویس‌ها هنوز سرپا باشند.

بلاگفا بعد از افتضاح سال ۱۳۹۲ تصمیم گرفت که به روز باشد . به روزرسانی های خوبی هم در زمینه وبلاگ‌نویسی انجام داده گرچه هنوز حسابی کار دارد . اما حداقل تغییر و به روزرسانی قالب‌ها و برخی از قسمت‌های سرویسش باعث شد که کاربران به اینکه بلاگفا به حال خودش رها شده فکر نکنند و ببینند که بلاگفا به روزرسانی دارد. سایت بلاگ‌اسکای هم تغییرات خوبی داده است. در گذشته بلاگ‌اسکای به دلیل اینکه امکان قالب‌ها را آزاد گذاشته بود شده بود مرکز اسپمرها و کسانی که کدهای مخرب در فالب‌هایشان قرار می‌دهند. شاید تصمیم بلاگ‌اسکای دیکتاتورانه باشد اما به عنوان یک شخصی که ۱۷ سال وبلاگ‌نویسی کرده‌ام و تجربه قابل توجهی در UI و UX دارم احساس می‌کنم که بلاگ‌اسکای هم تصمیم درستی گرفت و خودش را از مرگ نجات داد . گرچه با تغییر شیوه تبلیغات شاید به خودش ضربه بزند اما حداقل انتخاب بهتری نسبت به بلاگفا داشت که تبلیغات در صفحه اول به چشم می‌آمدند. اما بلاگ بیان مدت زیادی است که به روز نشده و احتمالا دومین سرویسی که محکوم به مرگ خواهد بود بلاگ بیان خواهد بود. بلاگ بیان شاید تبلیغات نداشته باشد اما به روز نمی‌شود و اصلا پشتیبانی‌ای هم ندارد . قیمت امکانات اختیاری آن بسیار بالاست و برخی از دامنه‌هایش را نیز قفل کرده تا سازندگان وبلاگ‌ها را مجبور به خریداری امکاناتی که نامش را اختیاری گذاشته کند! بلاگ بیان نیز محکوم به شکست و فناست.

اما باید از شرکت صباایده متشکر بود . این تصمیم شاید برای وبلاگ‌نویسان این سرویس خوشایند نباشد اما قطعا به وبلاگ‌نویسی فارسی کمک بسزایی خواهد کرد. هرچه بیشتر نوینسدگان وبلاگ در یک جا متمرکز باشند اینقدر به نفع وبلاگ‌نویسی فارسی خواهد بود. تعدد سرویسهای بد باعث ضربه زدن به وبلاگستان فارسی خواهد شد . دقت داشته باشید که عرض کردم وجود سرویس بد نه تعدد سرویس‌ها. شما می‌توانید یک سرویس قدرتمند وبلاگ‌نویسی داشته باشید و به وبلاگستان فارسی کمک کنید تا در سرویس شما بنویسند. اما وقتی سرویس شما نوآوری ندارد و اسپم بازار شده است و وبلاگ‌نویسانی که برای شما مخاطب جذب می‌کنند کمتر و کمتر شده اند شاید بستن سرویس‌تان درست‌ترین تصمیم باشد . این بستن سرویس باعث می‌شود کارمندانی که در صبا ایده در میهن‌بلاگ مشغول به کارند به سرویس‌های دیگر بروند و تمرکز بیشتر روی سرویس‌هایی باشد که سود ده هستند . مثل سرویس آپارات و یا شاید حتی کلوپ. هم به نفع صباایده بود که میهن‌بلاگ را رها کند تا بیشتر به دیگر سرویس‌هایش برسد و هم به نفع وبلاگستان فارسی بود که یک سرویس بد وجود نداشته باشد تا به تمرکز بیشتر وبلاگ‌نویسان در یک سرویس کمک کند . اصولا اسپمرها به بلاگ‌اسکای و بلاگفا نمی‌آیند چون نمی‌توانند کد مخرب اجرا کنند . پس خوب است که وبلاگ‌نویسان خوب و اما کمی هم که در سرویس میهن بلاگ می‌نوشتند اکنون در سرویس‌هایی چون بلاگفا و یا بلاگ‌اسکای متمرکز شوند تا ارتباط میان وبلاگ‌نویسان در یک سرویس بیشتر شود و نویسنده‌ها متمرکز در چند سرویس محدود ولی خوب باشند تا اینکه پخش در کلی سرویس‌های بد وبلاگ‌نویسی باشند (مانند زباله‌دونی لوکس بلاگ و رزبلاگ و این قبیل سرویس‌ها) . پس این یک تصمیم درستی بود و نویسندگان میهن بلاگ تا ۱۵ آذر فرصت دارند که با سرویس خاطره انگیزشان خداحافظی کنند . چون بعد از این تاریخ دیگر هیچ وبلاگی تحت میهن‌بلاگ وجود نخواهد داشت.

سوال من این است که چرا این اتفاق در سکوت کامل خبری اتفاق افتاده و میهن‌بلاگ هرگز در هیچ سایت خبری‌ای این تصمیم خودش را اعلام نکرده تا شاید اگر کسی مدت زیادی است به سرویس خودش لاگین نکرده این کار را انجام و از نوشته‌هایش نسخه پشتیبان تهیه کند . اما خب باید ببینیم تا ۱۵ آذر چه اتفاقی قرار است بیفتد.

با میهن‌بلاگ … خداحافظی می‌کنم و امیدوارم سرویس‌های دیگر به ارایه خدمات بهتر بپردازند تا وبلاگ‌نویسی هرگز نمیرد.

نوشته‌ها

حواستان جمع باشد که قرار است یک پست بسیار طولانی را بخوانید (شوخی) . هاتف هستم و در راستای تولد ۱۶ سالگی (شایدم ۱۷ سالگی) وبلاگ‌نویسی . یعنی به همین راحتی ۱۶ سال ناقابل گذشت . یعنی من ۱۵ سال است که خودم را یک وبلاگ‌نویس می‌دانم. به نظر من که کم نیست. تا نظر شما چه باشد. ۱۶ سال خودش یک عمری‌ست. نیست؟

ادامه مطلب

نوشته‌ها

Blog

در همه‌جا همیشه بحث این است که ما چطور وبلاگ بنویسیم . حتی بنده هم در وبلاگ قبلی خودم نیز به همین موضوع اشاره کرده بودم که چطور وبلاگ بنویسیم . البته ناگفته نماند که بخشی از این نوشته را در دل آن نوشته سیاهه کرده بودم و با خود دیدم که چرا این قسمت را از دل آن نوشته بیرون نکشم و ننویسم که چطور وبلاگ بخوانیم ؟

این روزها خواندن وبلاگ‌ها هم به اندازه خواندن کتاب‌ها مهم است. به این دلیل که می‌توان محتواهای خوب نیز در وبلاگها یافت. پست‌های وبلاگ‌ها همیشه و متناوب به روز می‌شوند و وبلاگ درست شبیه یک مجله بر بستر اینترنت ایفای نقش می‌کند و مجله‌هایی که ما به عنوان مجله می‌شناسیم بر بستر کاغذ . برای نوشتن مجله بایستی کاغذ داشته باشید و چاپ کنید . اما در دنیای اینترنت، یافتن مجله شما بسیار ساده است . جدای از وبلاگ‌های اسپم و کپی کننده، همیشه هستند نویسندگانی که در یک وبلاگ شیک برای محتوای فارسی تلاش می‌کنند و سعی می‌کنند همیشه وبلاگشان را خودشان بنویسند و آن را به روز نگاه دارند. پس خواندن وبلاگ‌ها اهمیت بسزایی پیدا می‌کند به این دلیل که در هر صورت شما این بار به جای مجلات، بر بستر اینترنت از دیدگاه دیگر افراد جامعه آگاه می‌شوید. هر کسی می‌تواند در دانشگاه در یک رشته‌ای فعالیت کرده باشد و یا حتی می‌تواند تجربه زندگی و تجاری داشته باشد . پس می‌تواند بر بستر وبلاگ این تجارب را با دیگران به اشتراک بگذارد و همین است که می‌توان به وبلاگ دقیقا به مثابه مجله و روزنامه نگاه کرد. چه بسا که این روزها تمامی مجلات نیز به صورت آنلاین منتشر می‌شوند و همه مردم به سادگی می‌توانند بر بستر اینترنت، این مجلات را مطالعه کنند . پس حال اهمیت مطالعه وبلاگ را متوجه شدیم . اما مطالعه یک وبلاگ با یک مجله کاغذی کاملا فرق دارد . در مجلات کاغذی تعامل به شکلی که در وبلاگ‌ها صورت می‌گیرد وجود ندارد. در وبلاگ‌ها شما می‌توانید به سادگی برای هر پست نظرتان را اضافه کنید تا در زیر مطلب به صورت پیوست شده به مطلب نمایش داده شود. این در صورتی است که در مجلات معمولا نظرات شما در زیر مطلب نویسنده چاپ نمی‌شود . پس از این نظر می‌توان به وبلاگ یک رسانه جاری هم نگریست . رسانه‌ای که نوشته‌هایش همیشه جریان دارند و همیشه تکمیل می‌شوند . در ادامه می‌خواهیم بدانیم که چگونه بایستی یک وبلاگ را مطالعه کنیم . تفاوت‌ مطالعه یک وبلاگ با یک مجله در کجاست و چرا بایستی یک سری موارد را رعایت کنید .

ادامه مطلب

نوشته‌ها

لوگوی لینوکس

مدتی است که در وبلاگم در مورد لینوکس صحبت می‌کنم و دوست دارم افراد بیشتری را با این سیستم‌عامل آشنا کنم . داستان از این قرار است که در دنیای کامپیوتر شخصی به نام ریچارد استالمن ایده ای را مطرح کرد که ما امروز لینوکس را داریم . البته نمی‌توان از نقش لینوس توروالدز هم غافل ماند که لینوکس مدیون آن است . آقای توروالدز کرنل لینوکس را نوشت و باعث شد امروز کلی توزیع از لینوکس داشته باشیم . وقتی که می‌گوییم مک همه می‌دانند که دقیقا از چه سیستم‌عامل صحبت می‌کنیم و چه ظاهر و شکل و شمایلی را متصور می‌شویم . وقتی از کلمه ویندوز استفاده می‌کنیم هم به همین صورت است . می‌دانیم که دقیقا در مورد چه ظاهری صحبت می‌کنیم و ویندوز دقیقا به چه سیستم‌عاملی گفته می‌شود .

اما این مساله در مورد گنو/لینوکس که به اختصار لینوکس خوانده می‌شود کاملا متفاوت است . لینوکس ۶۰۰ توزیع دارد که برخی از آنها دیگر بروزرسانی و پشتیبانی نمی شود. اما توزیع چیست و چرا ما یک لینوکس واحد نداریم که مانند ویندوز باشد و وقتی اسمش را می‌آوریم دقیقا یک سیستم‌عامل در ذهن متصور شود که منظور کدام سیستم عامل است. دلیلش این است که کرنل ویندوز و مک همه کلوز سورس هستند و یک کرنل آزاد نیستند . اما کرنل لینوکس تحت لیسانس GPL منتشر می‌شود. این بدین معنیست که اولا تحت لیسانس تجاری نیست و استفاده از آن آزاد و رایگان است . دوما تحت لیسانس دامنه آزاد نیست که شخصی بتواند آن را دریافت و سپس سیستم عاملش را بسازد و بعد در نهایت آن سورس آن را ببندد و تجاری کند. داستان دقیقا از این قرار است که اگر شخصی کرنل لینوکس را برداشت و به کمک آن سیستم‌عاملی ساخت باید آن را آزاد منتشر کند. کزنل در اصل هسته سیستم عامل است . شما می‌توانید کرنل را بردارید و نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های خودتان را رویش سوار کنید و سپس در قابل سیستم‌عامل و دیسترو خودتان آن را منتشر کنید تا همه بتوانند استفاده کنند. برای همین هم لینوکس توزیع‌های زیادی دارد. هر شخصی کرنل لینوکس را دانلود و سپس آن را توسعه داده و نرم‌افزارهای سیستمی و اپلیکیشن‌های خودش را نوشته و برایش رابط کاربری طراحی کرده و در نهایت یک سیستم‌عامل ساخته و شده یکی از توزیع‌های لینوکس مثل فدورا و ردهت و دبین و مینت و غیره. پس حال فهمیدیم که چرا لینوکس این میزان توزیع از خودش دارد و شما لازم است که توزیعی که به آن نیاز دارید را نصب کنید. چون هرکسی می‌تواند کرنل را دانلود و توزیع خودش را بسازد . اما یک سری از توزیع‌ها هستند که پشتیبانی دارند و پشتشان یک کامیونیتی بزرگی از برنامه‌نویسان و توسعه دهندگان است . چون لینوکس آزاد است پس افراد برای نیاز خودشان آن را توسعه می‌دهند و سپس آن را منتشر می‌کنند و همه این کارها به رایگان صورت می‌گیرد. برای همین هم هست که اکثر افرادی که قصد دارند به تازگی با این دنیا آشنا شوند متاسفانه نمی‌دانند که کدام توزیع را نصب کنند. در این پست به معرفی محبوب‌ترین و معروف‌ترین توزیع‌های لینوکس خواهیم پرداخت. برای خواندن لیست این توزیع‌ها می‌توانید به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب

نوشته‌ها

فردریش نیچه

نیچه ، که تصویر بزرگوار را در بالا می‌توانید ببینید نظر جناب داروین را که گفته است ” افراد باید بر یکدیگر غلبه یابند تا بتوانند به بقا برسند” به نوعی تایید کرده و بنیاد این نظریه کرده است . نیچه می‌گوید که ” انسان‌ها باید توانا و قوی باشند تا بتوانند از ضعیف ها بالاتر بروند و سپس با رقابت با یکدیگر انسان تکامل یافته‌تری را بسازند که منجر به بقای نسل به قوی‌ترین شکل ممکن شود ” . این بدین معنی است که انسان های قوی باید رشد کنند و قوی شوند و انسان‌های ضعیف باید حذف شوند تا نتیجه رقابت انسان‌های قوی بشود یک نسل کم عیب و قوی انسانی که بتواند به بقای خودش ادامه دهد و منقرض نشود .

به نوعی در قسمت چهارم پادکست رادیو هاتف نیز بنده به این مساله اشاره ای داشته ام و با خود فکر کردم که چقدر خوب می‌شود اگر آن را به صورت نوشته نیز دربیاورم تا مخاطبان گرامی اگر حوصله شنیدن پادکست را ندارند بتوانند این مطلب را از این پست وبلاگ بخوانند . اگر علاقه‌مند به شنیدن این مطلب به صورت مفصل‌تر هستید می‌توانید به قسمت چهارم رادیو هاتف گوش کنید .

ادامه مطلب