روزانه‌ها، نوشته‌ها

شاید نزدیک شش هفت سال پیش بود که تصمیم گرفتم در میهن‌بلاگ وبلاگی داشته باشم. اما متاسفانه ناگهان دیدم که روی وبلاگ‌ها پاپ آپ غیرارادی فعال شده و این اتفاق باعث شد که میهن‌بلاگ را به لقایش ببخشم و مجددا به سرویس دیگری برای نوشتن وبلاگ روی بیاورم . گرچه اکنون در سایت شخصی خودم می‌نویسم که اصلا متصل به هیچ سرویس وبلاگ‌نویسی نیست اما دوست داشتم در مورد تصمیم درست میهن‌بلاگی‌ها چیزهایی بنویسم.

در این پست به افول وبلاگ نویسی و اینکه چطور شد که وبلاگ‌ها روز به روز به پایان خودشان نزدیک شدند نوشتم که اگر آن را مطالعه کنید خالی از لطف نیست . اما باز با این حساب ما هنوز به چیزی که اسمش را گذاشته‌ایم مرگ وبلاگ‌نویسی نرسیده ایم . هنوز وبلاگ‌ها زنده‌اند. شاید به اندازه گذشته فعال نباشند و یا به تعدادی که در گذشته بودند نباشند اما هنوز هستند و می‌نویسند. این را با توجه به چالشی که در وبلاگ خصوصی خودم به راه انداختم و با نویسندگانی آشنا شدم نوشته‌ام . بله هنوز وبلاگ نویسان هستند . نمی‌توان گفت که وبلاگ مرد و به طبع آن میهن‌بلاگ هم قرار است بمیرد . اکنون در بلاگفا و بلاگ‌اسکای و حتی بلاگ بیان وبلاگ‌نویسان زیادی را مشاهده می‌کنیم که مشغول نوشتن هستند بدون اینکه این سرویس‌ها به کام مرگ ببرند . اما چه چیزی باعث می‌شود که این سرویس‌ها هنوز سرپا باشند.

بلاگفا بعد از افتضاح سال ۱۳۹۲ تصمیم گرفت که به روز باشد . به روزرسانی های خوبی هم در زمینه وبلاگ‌نویسی انجام داده گرچه هنوز حسابی کار دارد . اما حداقل تغییر و به روزرسانی قالب‌ها و برخی از قسمت‌های سرویسش باعث شد که کاربران به اینکه بلاگفا به حال خودش رها شده فکر نکنند و ببینند که بلاگفا به روزرسانی دارد. سایت بلاگ‌اسکای هم تغییرات خوبی داده است. در گذشته بلاگ‌اسکای به دلیل اینکه امکان قالب‌ها را آزاد گذاشته بود شده بود مرکز اسپمرها و کسانی که کدهای مخرب در فالب‌هایشان قرار می‌دهند. شاید تصمیم بلاگ‌اسکای دیکتاتورانه باشد اما به عنوان یک شخصی که ۱۷ سال وبلاگ‌نویسی کرده‌ام و تجربه قابل توجهی در UI و UX دارم احساس می‌کنم که بلاگ‌اسکای هم تصمیم درستی گرفت و خودش را از مرگ نجات داد . گرچه با تغییر شیوه تبلیغات شاید به خودش ضربه بزند اما حداقل انتخاب بهتری نسبت به بلاگفا داشت که تبلیغات در صفحه اول به چشم می‌آمدند. اما بلاگ بیان مدت زیادی است که به روز نشده و احتمالا دومین سرویسی که محکوم به مرگ خواهد بود بلاگ بیان خواهد بود. بلاگ بیان شاید تبلیغات نداشته باشد اما به روز نمی‌شود و اصلا پشتیبانی‌ای هم ندارد . قیمت امکانات اختیاری آن بسیار بالاست و برخی از دامنه‌هایش را نیز قفل کرده تا سازندگان وبلاگ‌ها را مجبور به خریداری امکاناتی که نامش را اختیاری گذاشته کند! بلاگ بیان نیز محکوم به شکست و فناست.

اما باید از شرکت صباایده متشکر بود . این تصمیم شاید برای وبلاگ‌نویسان این سرویس خوشایند نباشد اما قطعا به وبلاگ‌نویسی فارسی کمک بسزایی خواهد کرد. هرچه بیشتر نوینسدگان وبلاگ در یک جا متمرکز باشند اینقدر به نفع وبلاگ‌نویسی فارسی خواهد بود. تعدد سرویسهای بد باعث ضربه زدن به وبلاگستان فارسی خواهد شد . دقت داشته باشید که عرض کردم وجود سرویس بد نه تعدد سرویس‌ها. شما می‌توانید یک سرویس قدرتمند وبلاگ‌نویسی داشته باشید و به وبلاگستان فارسی کمک کنید تا در سرویس شما بنویسند. اما وقتی سرویس شما نوآوری ندارد و اسپم بازار شده است و وبلاگ‌نویسانی که برای شما مخاطب جذب می‌کنند کمتر و کمتر شده اند شاید بستن سرویس‌تان درست‌ترین تصمیم باشد . این بستن سرویس باعث می‌شود کارمندانی که در صبا ایده در میهن‌بلاگ مشغول به کارند به سرویس‌های دیگر بروند و تمرکز بیشتر روی سرویس‌هایی باشد که سود ده هستند . مثل سرویس آپارات و یا شاید حتی کلوپ. هم به نفع صباایده بود که میهن‌بلاگ را رها کند تا بیشتر به دیگر سرویس‌هایش برسد و هم به نفع وبلاگستان فارسی بود که یک سرویس بد وجود نداشته باشد تا به تمرکز بیشتر وبلاگ‌نویسان در یک سرویس کمک کند . اصولا اسپمرها به بلاگ‌اسکای و بلاگفا نمی‌آیند چون نمی‌توانند کد مخرب اجرا کنند . پس خوب است که وبلاگ‌نویسان خوب و اما کمی هم که در سرویس میهن بلاگ می‌نوشتند اکنون در سرویس‌هایی چون بلاگفا و یا بلاگ‌اسکای متمرکز شوند تا ارتباط میان وبلاگ‌نویسان در یک سرویس بیشتر شود و نویسنده‌ها متمرکز در چند سرویس محدود ولی خوب باشند تا اینکه پخش در کلی سرویس‌های بد وبلاگ‌نویسی باشند (مانند زباله‌دونی لوکس بلاگ و رزبلاگ و این قبیل سرویس‌ها) . پس این یک تصمیم درستی بود و نویسندگان میهن بلاگ تا ۱۵ آذر فرصت دارند که با سرویس خاطره انگیزشان خداحافظی کنند . چون بعد از این تاریخ دیگر هیچ وبلاگی تحت میهن‌بلاگ وجود نخواهد داشت.

سوال من این است که چرا این اتفاق در سکوت کامل خبری اتفاق افتاده و میهن‌بلاگ هرگز در هیچ سایت خبری‌ای این تصمیم خودش را اعلام نکرده تا شاید اگر کسی مدت زیادی است به سرویس خودش لاگین نکرده این کار را انجام و از نوشته‌هایش نسخه پشتیبان تهیه کند . اما خب باید ببینیم تا ۱۵ آذر چه اتفاقی قرار است بیفتد.

با میهن‌بلاگ … خداحافظی می‌کنم و امیدوارم سرویس‌های دیگر به ارایه خدمات بهتر بپردازند تا وبلاگ‌نویسی هرگز نمیرد.

روزانه‌ها، نوشته‌ها

هیچ‌گاه عادت به نوشتن پست‌ها و مطالب مذهبی و دینی ندارم . هیچ‌گاه هم دوست ندارم و نداشته‌ام که رد‌پایی از افکار و عقاید دینی و مذهبی‌ام در وبلاگ و یا پادکست‌ها دیده شود . اما به نظر بنده این یک پست دینی نیست. صرفا ایده و نظر شخصی بنده در رابطه با اتفاقات این روزهاست . سال‌هاست که مراسم عاشورا و تاسوعا در ایران برگزار می‌شود . سالهاست که میلیاردها تومان در هیئت‌ها برای حضرت امام حسین (ع) هزینه‌ می‌شود. از هزینه مداح‌ها ( از آن ارزان‌هایش بگیرید تا آن گران‌هایش ( که خبرهایش کم و بیش به گوش می‌رسد)).هزینه پارچه و اجاره داربست و تکیه و چایی و شربت و شیر و کاکائو و ناهار و شام و اسپند و پول آشپز و مواد و برق و بنزین موتور برق و مابقی هزینه‌های دیگر . مداح می‌گوید که شمر ملعون آب را بر حسین (ع) بست و ما و امثال ما بر سر و سینه می‌کوبیم و زار زار اشک می‌ریزیم . اما نمی‌دانیم که ما همان شمر‌هایی می‌شویم که شمر را لعنت می‌فرستیم . یزید‌هایی می‌شویم و یزید را لعنت می‌فرستیم . حال می‌پرسید چرا؟ برایتان توضیح می‌دهم.

به دلیل اهمال کاری دولت و یا هر نهادی ( که اصلا در این پست مهم و مخاطب نیست ) ، بسیاری از روستاهای استان سمنان آب آشامیدنی ندارند. استان خوزستان که قسمت اعظمی از درآمد کشور را از طریق نفت، از این استان کسب می‌شود آب ندارد. سیستان و بلوچستان آب ندارد. آب تمیز قابل شرب ندارد . ما که مدعی این هستیم که شمر ملعون به حسین (ع) آب نداده است، پس یعنی این حرکت در نظر ما نکوهیده و بد است. پس چرا فقط گریه می‌کنیم ؟ چرا برای امام حسین (ع) شهید که در گذشته شهید شده و اکنون نیست گریه می‌کنیم ولی برای هموطنان‌مان که امروز زنده هستند و آب آشامیدنی تمیز ندارند هیچگونه واکنشی نشان نمی‌دهیم و حتی گریه هم نمی‌کنیم ؟ مگر نه که حضرت ابوالفضل (ع) را سقا می‌نامید که آب رساند به کربلایی‌ها . چرا راه حضرت را نمی‌رویم ؟ اگر حضرت امروز زنده بود آب میرساند به این استان‌ها! نمی‌رساند؟

شما هم آب برسانید به سیستان. آب برسانید به سمنان . آب برسانید به خوزستان. مگر نه که می‌خواهید راه امام حسین (ع) و راه حضرت ابوالفضل(ع) را بروید؟ اگر حضرت ابوالفضل امروز در ایران بود قطعا با این وضعیت موافق بود به نظر شما؟ هموطنان شما تشنه‌اند و شما بر سر و سینه می‌کوبید و هموطنتان کمی آن‌طرف‌تر تشنه است؟ خیلی سخت نیست که یک حرکت همگانی صورت بگیرد . آن هم در دوران کرونا که به جای هیئت‌های عزاداری حضوری، هیئت‌ها مجازی شده است، اگر مثلا مجموعا سی تکیه بزرگ در تهران باشد . و همه این‌ تکیه‌ها جمع شوند و کل خرج‌هایی که قرار است در تکیه انجام بدهند را جمع کنند تا بشود مثلا Nمیلیارد تومان ( مجموع هزینه‌های برپایی هیئت و تیکه ). به نام امام حسین و با پرچم امام حسین در فلان روستا آب تمیز درست کنید تا هر کس هرلیوان آب می‌خورد به یاد امام حسین بخورد . می‌توان مراسمات را آنلاین کرد و به جای این هزینه‌ها آب رساند به کسانی که‌ آب ندارند . چه تفاوتی هست؟ یا به خاطر شرایط اقتصادی خیلی‌ها روزی‌شان را از سطل زباله برداشت می‌کنند. چه بسا به جایی اینکه هیئت بزنید تا من شکم گنده بیاییم و ده پرس غذا ببرم، به جای این بسته‌های غذایی درست کنیم (بسته‌های خار و بار) و به افرادی که میدانیم صد درصد مستحق هستند تقدیم کنیم . به شیوه پدر حضرت امام حسین (ع) ، حضرت علی (ع) باشیم. عربده کشی و فریاد نام حسین آن هم در شرایطی که همسایه شما گرسنه است در این شهر و و وقتی هموطن شما تشنه است نکوهیده است. زدن بر طبل‌های بزرگ وقتی که هموطن شما تا کمر در سطل زباله است ، نکوهیده است . امام حسین برای ما احترام بسیار زیادی دارد . مخصوصا برای ما آذری‌ها که صد چندان . اما ای کاش کمی اقتضای زمان خود را درک کنیم و به جای پرداخت هزینه به مداح و سخنران و آشپز و چاپ بنر و.. ، به هموطنانمان غذا و آب برسانیم . فردای روز محشر ببینیم سیدالشهدا فقط فریاد زن‌ها و بر سر زن‌ها و گریه کنندگان را شفاعت می‌کند و یا نه شمایی که آب رساندید به مسلمانان و هموطنان و همنوعان خودتان!

امیدوارم حداقل این پیشنهاد قبول درگاه بزرگان کربلا واقع گردد .