نوشته‌ها

کمی در مورد مهاجرت

چند روز پیش در مورد موضوع مهاجرت با دوستان صحبتی آغاز شده بود و هر کدام در مورد مهاجرت نظرات مثبت و یا منفی داشتند که شنیدنشان برای من جالب بود . اما سوالی ذهنم را مشغول کرده و آن این است که چطور شخصی که هنوز از مرزهای کشور خارج نشده، و یا حتی اگر خارج هم شده به عنوان یک توریست بیشتر از یک هفته درون یک کشور زندگی نکرده، چطور می‌تواند در مورد مزایا و یا معایب مهاجرت که کاملا با مسافرت‌های توریستی تفاوت دارد نظرهای کاملا مطمئن بدهد و به اصطلاح خارجی‌ها فکت صادر کند . لزوما داشتن نظریاتی چشم بسته نمی‌تواند با آنچه که حقیقت است همخوانی داشته باشد . از طرفی نیز من به عنوان شخصی که مهاجرت‌های مختلفی را آزموده و نیز در کشورهای مختلفی سکونت داشتم، چه به عنوان توریست و چه به عنوان زندگی شاید تجربه به نسبت بیشتری در مورد زندگی در خارج از کشور نسبت به شخصی داشته باشم که هنوز در شرف اقدام است. از این رو دیروز ذهنم مشغول شده بود که چطور است بیایم و در مورد مهاجرت کردن مطالبی را بنویسم. ابتدا خودم را منصرف کردم چون با خودم گفتم این نوشته در هر دو صورت چوب دو سر طلاست و شما از هر طرفی بخواهید به زمین بگذاریدش قسمت طلایی را می‌گذارید . با خود گفتم که اگر از معایب آن بنویسم باز افرادی که از مرزهای ایران هنوز خارج نشده اند و یا حتی اگر خارج هم شده باشند به عنوان توریست ۱۵ روز را در ترکیه سپری کرده اند نظرات منفی خواهند فرستاد و کلی اتهام هم از طریق نظرات روانه خواهند کرد . چون بسیار قبل‌تر ها در وبلاگم در مورد مهاجرت توضیحاتی را سیاهه کرده بودم که متاسفانه هدف توهین های مختلف توسط ترول‌های اینترنت قرار گرفت . از طرفی اگر تنها مزایای آن را بگویم، افرادی که احساسات دیگری داشته‌اند من را محکوم به این خواهند کرد که یک طرفه این موضوع را قضاوت کرده ام . اما شاید دلیلی که من را قانع ساخت تا چنین مطلبی را بنویسم این بود که اولا دوست داشتم به عنوان یک شخص که در مورد این موضوع هم تجربه شخصی دارد و هم در موردش تحقیقات کاملی نموده‌ام صحبت کنم و دوما شاید خواندن این تجربیات شخصی شاید برای برخی خوشایند باشد و به دور از قضاوت‌های شخصی و مغرضانه این متن را مطالعه و استفاده کنند. صرفا این مطالب نظرات شخصی بنده هستند که از زندگی در خارج از کشور آموخته‌ام و شاید حتی باز هم برای شخص بنده مفید باشد

مانند این پست‌های تولیدکنندگان فله‌ای محتوا دوست ندارم که مطلب دسته‌بندی شده بنویسم و ابتدا مزایا را اشاره و سپس به معایب بپردازم . دوست دارم کاملا نامنظم هرچیزی را که به خاطرم می‌آید و به ذهن می‌رسد توضیح دهم . معمولا برای خارج از کشور رفتن بایستی یا جان داشته باشید که تحمل کنید، یا پول داشته باشید که قربانی کنید، یا علم داشته باشید که بتوانید از علمتان استفاده کرده و آن را در اختیار کشور میزبان قرار دهید تا شرایط زندگی برای شما در خارج از کشور فراهم شود . از آنجایی که اکثر جوامع توسط مدیران منظم اداره می‌شود، همه چیز بر روی حساب و کتاب است . آنها دقیقا می‌دانند که چه مقدار جمعیت دارند. چه مقدار خیابان برای تردد دارند و این جاده‌هایشان پتانسیل چه مقدار خودرو را دارد . دانشگاه‌هایشان پتانسیل چه مقدار دانشجو را دارد و  کمک‌های اجتماعی‌شان تا چه مقدار جمعیت را می‌تواند پوشش بدهد . چیزی که ما در ایران نداریم . پس هنگامی که یک کشور مهاجر قبول می‌کند باید مسولیت آن را نیز قبول کند . مهاجرت سخت است به این دلیل که چون ما در یک کشور جهان سوم بزرگ شده ایم و یک کشور جهان اول هنگام پذیرش مهاجر از میان ما جهان سومی ها باید این مساله را بررسی کند که آیا شما  برای جامعه آنها خطری ندارید؟ آیا می‌توانید خودتان از پس خودتان بر بیایید؟ آیا برای جامعه شخص مفیدی هستید؟ آیا قرار نیست خودتان را آویزان شرایط خوب جامعه کنید و یک زندگی انگل وار داشته باشید . از آنجایی که اقامت در بیشتر کشورها پس از اخذ قابل برگشت نیست و متاسفانه اکثر مهاجران این شرایط را داشتند پس دولت‌های خارجی شرایط مهاجرت را سخت کرده تا کسانی را در کشورشان قبول کنند که یا مفید برای کشورشان باشد و یا حداقل باری بر دوش اقتصاد و امکانات آن کشور نباشند و به اصطلاح یک جمعیت اضافی نباشند . یا شما جانتان را باید بگذارید که می‌شود پکیج‌های پناهندگی همجنسگرایی یا تغییر دین و یا پناهندگی جنگ و یا سیاسی که معمولا نادرست ترین روش برای اخذ اقامت یک کشور خارجی می‌باشد . چون اکثر کشورها به پناهندگان اقامت نمی دهند. از طرفی متاسفانه هموطنان ما با گول زدن سیستم و به دروغ ادعای تغییر دین و یا همجنسگرایی و یا هر مساله دیگری می‌کنند تا اقامت دریافت کنند . در صورتی که این کار به هیچ عنوان درست نیست و این پکیج برای کسانی است که واقعا نیازمند پناه می‌باشند . برای مثال آواره های جنگ . شما باید با خودتان پول زیاد برده باشید تا در سیستم اقتصادی کشور میزبان سرمایه گذاری کنید و چرخ های اقتصادشان را بچرخانید تا کشور از شما به عنوان یک چرخنده چرخ‌های اقتصاد استفاده و سپس به شما اقامت دهد . یا می‌توانید یک تخصص داشته باشید تا با تخصصتان به کشور میزبان خدمت کنید و کشور میزبان در ازای استفاده از تخصص شما به شما اقامت بدهد تا جامعه شان پیشرفته تر شود . در غیر این صورت هیچ سیستمی در خارج از کشور پذیرای شما نخواهد بود .

متاسفانه یک تفکر اشتباهی وجود دارد که از خیلی از افراد این تفکرات را شنیده ام که امکانات مهاجر پذیری کشورهای دیگر بسیار درجه یک و عالی است . متاسفانه دلیل این اطلاعات غلط دروغ‌های وحشتناک هموطنان ماست که به خارج از کشور مهاجرت کرده اند . متاسفانه هیچ شخصی در این زمینه راست نمی‌گوید . همه تخیلاتشان را تعریف می‌کنند که گویی به محض ورود به کشور خارجی برایشان فرش قرمز پهن شده است .سپس به کاخ بزرگی هدایت شده اند و از اینکه افتخار دادند که این افراد وارد کشور آنها شده اند از آنها تشکر می‌کنند . بسیار جالب است که افراد بعد از چهار سال زندگی در خارج از کشور دکترا می‌گیرند در صورتی که در ایران دیپلم داشته‌اند . از طرفی اینستاگرام هم به این افکار دامن می‌زند چون همه از خوشی هایشان تصویر می‌گذارند نه از سختی هایشان.

در مورد اقامت سرمایه گذاری باید بگویم که هیچ کشوری به شما اقامت نمی‌فروشد . مخصوصا کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکایی. این که شما صرفا پول داشته باشید دلیل نمی شود که منجر به اقامت شود . شما بایستی به کشور مقصد بروید و آنجا حسابی کار کنید . زبان آن کشور را بلد باشید تا بتوانید با دیگر شرکت‌ها تعامل کنید . به هیچ عنوان اقامت سرمایه گذاری به سادگی که گفته می‌شود نیست . هیچ وکیل اقامتی در تبلیغاتش این سختی ها را نمی گوید و همیشه از تصاویری استفاده می‌کند که همه خوشحال و راحت اقامت می‌گیرند . دلیلش هم واضح و مبرهن است که وکیل می‌خواهد موکلین جدیدش تماس بگیرند تا بتواند با دریافت پول این سختی‌ها را به موکل داده تا در نهایت منجر به اقامت کشور خارجی بشود و یا نشود. شما بایستی قوانین کشور میزبان را بدانید و بدانید که برای شروع یک شرکت باید چه کار کنید؟ چگونه شراکت کنید و چگونه استخدام کنید و چگونه حقوق بدهید و بیمه رد کنید و از این قبیل کارها.

هیچ شخصی به راحتی از طریق سرمایه نتوانسته اقامت بگیرد. بایستی همیشه مدیریت کنید تا بتوانید در کنار سود اقامتتان را هم دریافت کنید. از طرفی درس خواندن در خارج از کشور نیز به سادگی که دیده می‌شود نیست . اولا شما باید با زبان کشور میزبانتان صحبت کنید و این زبان را به طور کامل بلد باشید . از طرفی در خارج از کشور وصیت نامه زیر برگه امتحان نیز وجود ندارد . اساتید در خارج از کشور از شما علم می‌خواهند . فکر کنید که در خارج از کشور تحصیل به سادگی صورت می‌گیرد . شما باید بیشتر وقت خودتان را صرف تحصیل کنید تا بتوانید با موفقیت از آزمون‌های ترم خلاص شوید . زحمت زیادی بایستی بکشید ، اما در ازای آن در رشته تحصیلی خودتان باسواد خواهید بود و به شما یک مدرک معتبر داده خواهد شد که اعتبار مدرکتان نه به امضای دانشگاه بلکه به آن علمی است که در ذهن شماست . دوری از خانواده و دوری از کشور و دوستان مساله ای نیست که بتوانید آن را با مک دونالد یا اینترنت خوب و یا توییتر بدون فیلتر جای خالی‌اش را پر کنید . گاهی دلتان برای تهران و یا برای شهرتان تنگ می‌شود. برای غذاهایتان تنگ می‌شود . روزهای بسیار سختی است .اما در ازای این‌ها امنیت خواهید داشت . می‌توانید با تلفن همراهتان به راحتی در خیابان راه بروید بدون این که ترس داشته باشید که شاید قرار است یک شمشیر تا دسته درون شکمتان برای به سرقت بردن گوشی تلفن همراهتان فرو برود . می‌توانید با پینگ بسیار پایین اینترنت را جستجو کنید و کیفیت زندگی شما بالاست . می‌توانید بدون هیچ ترسی از سایت هایی که در ایران تحریم هستند استفاده کنید و هیچ مشکلی نیز پیش نخواهد آمد. اما برای رسیدن به این شرایط باید سختی های بسیار زیادی کشید و خارج رفتن آنطور که باید ساده نیست. زندگی کردن در خارج از کشور آنطور که باید ساده نیست. امکاناتی که اعلام می‌شود آنطور فراتر از انتظار نیست. اما شرایط یک زندگی ایده‌آل خواهید داشت .

اما به عنوان یک جمله پایانی این را می‌نویسم و این پست را به اتمام می‌رسانم . هر شخصی که مهاجرت کرده است همیشه می‌گوید که ای کاش کشور ما منظم و درست بود تا هرگز از کشورمان به این کشور مهاجرت نمی‌کردیم . در کشور خودمان درس می‌خواندیم . در کشور خودمان کار می‌کردیم و در کشور خودمان زندگی راحتی داشتیم .

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *