نوشته‌ها

جای خالی نوشتن

سال‌هاست که می‌نویسم . از روزی که در اینترنت متولد شدم و با وبلاگ‌نویسی شروع کردم تا به امروز که انقدر پیشرفت داشته‌ام که رفته‌ام در فاز دیگر محتواهایی مانند پادکست و ویدیو همیشه در جستجو بودم و سعی کردم ده بخوانم و بنویسم . روز‌های پستی و بلندی زیادی را نیز در دنیای وبلاگ‌نویسی دیده‌ام . روز‌های اوج وبلاگ‌نویسی را دیده‌ام و روز‌های افولش را نیز دیده‌ام . این برای خودش عمریست که دراز است . عجیب احساس پیری دارم . اما هنوز هم گاهی دستم برای تایپ کردن تنگ می‌شود . اما بیش از آن دلم برای خواندن تنگ می‌شود . دلم برای پست‌های جانانه و به درد بخور تنگ می‌شود .

متاسفانه وبلاگ و وبلاگ‌نویسی مظلومانه به کنج خویش رفته و برای خودش در میان لاشخورهای محتوایی تبادل اطلاعات می‌کنند . حالا که ماشین‌های انسان نمایی که صبح تا شب برای ساختن و نوشتن کلمات پول می‌گیرند، این وبلاگ‌نویسی است که دیگر خودش را تافته جدا بافته‌ای از این بلبشو می‌کند . مدت‌ها بود که بلاگفا به هجو رفته بود و نویسنده‌های مدعی آن به بیان رفتن تا به خیال خودشان در رسانه متخصصان و اهل قلم بنویسند . زهی خیال باطل . مگر می‌شود با شعار دادن متخصص و اهل قلم شد؟ به جای (( با طعم هاتف بخوانید )) ، بنویسم وبلاگ اهالی قلم و متخصصان تا وبلاگم خاص دیده شود . همانقدر بی مزه . سپس زوال مدعیان وبلاگ‌نویسی را نیز دیدیم . کسانی که به جز ادعا و تحقیر چیزی در خورجین نداشتن و مشتی هوچی‌گر .. تا اینکه از مطالعه مطالب به درد نخور و اسپم به ستوه آمدیم . و ناگهان ویرگول به مثابه یک پیامبر وارد عرصه نوشتن شد . وبسایتی که نوشتن را خاص می‌کرد. با کپی برداری موفق از سایت مدیوم، به مردم این پیغام را داد که اینجا ویرگول است . درست مانند مدیوم . یک رسانه‌ای که قرار است افراد متخصصانه بنویسند و شما برای مطالعه شان باید پول پرداخت کنید . چقدر خوب بود این شعار و چقدر اهل قلم پیدا شدند که می‌شد قربان نوشته‌هایشان رفت. اوایل سایت ویرگول از خوانندگان پروپاقرص این پلفترم بودم تا نویسنده . بیشتر می‌خواندم و لذت می‌بردم . طی صحبتی که با بنیان‌گذاران این پلتفرم داشتم ، متوجه شدم که تیم ویرگول از یک پروژه شکست خورده این ایده را پیاده سازی کرده و قرار است دقیقا به شکل مدیوم مدیریت شود . اما پس از گذشت زمان متوجه شدم مدیوم کجا بود. ویرگول شد اسپم کرده و این خوره‌های تولید محتوا که کلمه‌ای ان تومان می‌گیرند ریختند و مثل روبات شروع به نوشتن کردند . کلی مطالب به درد نخور در ویرگول تولید شد و درنهایت میخی که ویرگول بر تابوتش زد تا دیگر به طور کل از این پلتفرم فاصله بگیرم این بود که قرار بود ویرگول مثل مدیوم شود . یعنی در ازای دادن یک فضا برای نویسندگان برتر و دیده‌شدن آنها ، از کاربرانی که قرار است این متن‌ها را مطالعه کنند حق اشتراک ماهانه دریافت شود . یعنی مجله‌ای به وسعت اینترنت . یعنی افراد با پرداخت حق اشتراک ماهانه ۱۰ هزارتومان به پست‌های عادی ویرگول دسترسی داشتند و در ازای پرداخت مثلا ۳۰ هزار تومان در ماه به پست‌های ویژه ویرگول دسترسی داشتند که ویرگول نه تنها این ایده را به طور کل به دور انداخت بلکه کلا به کسب درآمد از طریق نویسنده‌ها پرداخت . و نویسنده ها برای دیده شدنشان شروع به نوشتن کردند تا شاید جایی به عنوان تولیدکننده محتوا فعالیت کنند . دیگر کاربران هم که از ویرگول دقیقا همان استفاده را دارند که بلاگفایی‌ها دارند . ایده یک وبسایت خوب که بتوان در آن چهار پست و مقاله خوب خواند هم عملا از بین رفت . ویرگول‌هایی که افراد می‌زنند معلوم است که سفارشی است.

مدتی است که از خواندن وبلاگ به دور شدم چون اصلا چیزی در وبلاگ‌ها برای خواندن وجود ندارد! نوشتن گم شده . جای خالی نوشتن احساس می‌شود . نوشتنی که از دل برآید . نوشتنی که چیزی بدهد . نوشتنی که در ازای کلمه‌اش پول دریافت نشده باشد . نوشتنی که در راستای هدف و ایده درستی باشد . نوشتنی که برای من مخاطب جالب باشد دیگر نیست . انگار که عمق از همه چیز رفته باشد . جای خالی نوشتن به شدت احساس می‌شود . لطفا اگر شما هم نویسنده هستید و دوست دارید بنویسید، لطفا بنویسید .

2 دیدگاه

  1. معصومه

    از سال هایی خیلی دور برنامه ریزی شده برای شکستن هرچه قلم و قلمدان و پاره شدن هر چه دفتر… یه مشت ماشین مهندسی شده جمع شدیم دور هم تشکیل اجتماع دادیم. یه وقتایی هم که خلاف جهت حرکت کردیم شدیم زائده و خودمونو به انزوا کشیدیم. و خیلی بیشتر از اینا که خودت بهتر می دونی.

    پاسخ

پاسخ دادن به hatef لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.