نوشته‌ها

هر شخصی در دنیای آنلاین به تولید محتوا و یا هرچیزی می‌پردازد. برخی فونت‌های رایگان می‌سازند. برخی نرم‌افزارهای رایگان و آزاد می‌سازند و به رایگان برای دانلود قرار می‌دهند. برخی یک وبسایت بالا می‌آورند (مثل گنجور) . برخی بازی شان خوب است و بازی‌کردنشان  را پخش زنده می‌کنند . برخی وبلاگ می‌نویسند و ترجمه می‌کنند . برخی اصلا مقاله ترجمه می‌کنند. برخی قالب‌های رایگان وبلاگ می‌سازند و منتشر می‌کنند. برخی اسکریپت می‌نویسند تا ما سایت‌های بهتری داشته باشیم و این اسکریپت‌ها را آزاد و رایگان منتشر می‌کنند .برخی ویدیو‌های آموزشی می‌سازند و از این قبیل ساختن‌ها بسیار زیاد است. هر شخصی در این دنیای آنلاین میسازد و می‌نویسد و یا حتی اجرا می‌کند و این را به رایگان در اختیار من و شما قرار می‌دهد . این تصمیم شخصی هر انسانی است که برای ارتقا جامعه در فضای مجازی و آنلاین حرکتی عام‌المنفعه را انجام دهد . اما باید مای مصرف کننده چیزی را دقت کنیم. اینکه تولید اینها لزوما صد درصد برای تولیدکننده رایگان نبوده است .  سال‌ها تجربه و آموزشی که فرد برای تولید این‌ها هزینه کرده و وقت گذاشته قطعا هزینه داشته و رایگان نبوده. هزینه اینترنت برای آپلود آثار. هزینه برق برای تولید آثار، هزینه خوراک و پوشاک و مسکن و آب برای نوشیدن و شست شو . تمامی این هزینه‌ها صورت گرفته تا مثلا فلان ویدیو به رایگان در اختیار شما قرار گیرد. یا فلان کتاب و یا فلان ترجمه به رایگان در اختیار شما قرار گیرد.

هر شخصی می‌تواند اثر هنری خودش را بفروشد و شما در ازای دریافت آن پولی را به صورت آنلاین پرداخت کنید . اما برخی دوست دارند برای ارتقا جامعه محصولاتشان را رایگان پخش کنند . یعنی درآمدزایی را کاملا به عهده مخاطب می‌گذارند . ایده این است که محصولم را به رایگان پخش می‌کنم . اگر شخصی استفاده کرد تصمیم با خودش باشد که مبلغی را به من پرداخت کند یا خیر. یعنی پرداخت هزینه در ازای استفاده از سرویس یا محصول و یا اثرهنری را کاملا به عهده استفاده کننده می‌گذارد . من مصرف کننده فایل را دانلود و از آن استفاده می‌کنم . می‌بینم خیلی کارم را راه انداخته اما خداحافظ …. این همان فرهنگی است که باید جا بیفتد .

ادامه مطلب

روزانه‌ها، نوشته‌ها

شاید نزدیک شش هفت سال پیش بود که تصمیم گرفتم در میهن‌بلاگ وبلاگی داشته باشم. اما متاسفانه ناگهان دیدم که روی وبلاگ‌ها پاپ آپ غیرارادی فعال شده و این اتفاق باعث شد که میهن‌بلاگ را به لقایش ببخشم و مجددا به سرویس دیگری برای نوشتن وبلاگ روی بیاورم . گرچه اکنون در سایت شخصی خودم می‌نویسم که اصلا متصل به هیچ سرویس وبلاگ‌نویسی نیست اما دوست داشتم در مورد تصمیم درست میهن‌بلاگی‌ها چیزهایی بنویسم.

در این پست به افول وبلاگ نویسی و اینکه چطور شد که وبلاگ‌ها روز به روز به پایان خودشان نزدیک شدند نوشتم که اگر آن را مطالعه کنید خالی از لطف نیست . اما باز با این حساب ما هنوز به چیزی که اسمش را گذاشته‌ایم مرگ وبلاگ‌نویسی نرسیده ایم . هنوز وبلاگ‌ها زنده‌اند. شاید به اندازه گذشته فعال نباشند و یا به تعدادی که در گذشته بودند نباشند اما هنوز هستند و می‌نویسند. این را با توجه به چالشی که در وبلاگ خصوصی خودم به راه انداختم و با نویسندگانی آشنا شدم نوشته‌ام . بله هنوز وبلاگ نویسان هستند . نمی‌توان گفت که وبلاگ مرد و به طبع آن میهن‌بلاگ هم قرار است بمیرد . اکنون در بلاگفا و بلاگ‌اسکای و حتی بلاگ بیان وبلاگ‌نویسان زیادی را مشاهده می‌کنیم که مشغول نوشتن هستند بدون اینکه این سرویس‌ها به کام مرگ ببرند . اما چه چیزی باعث می‌شود که این سرویس‌ها هنوز سرپا باشند.

بلاگفا بعد از افتضاح سال ۱۳۹۲ تصمیم گرفت که به روز باشد . به روزرسانی های خوبی هم در زمینه وبلاگ‌نویسی انجام داده گرچه هنوز حسابی کار دارد . اما حداقل تغییر و به روزرسانی قالب‌ها و برخی از قسمت‌های سرویسش باعث شد که کاربران به اینکه بلاگفا به حال خودش رها شده فکر نکنند و ببینند که بلاگفا به روزرسانی دارد. سایت بلاگ‌اسکای هم تغییرات خوبی داده است. در گذشته بلاگ‌اسکای به دلیل اینکه امکان قالب‌ها را آزاد گذاشته بود شده بود مرکز اسپمرها و کسانی که کدهای مخرب در فالب‌هایشان قرار می‌دهند. شاید تصمیم بلاگ‌اسکای دیکتاتورانه باشد اما به عنوان یک شخصی که ۱۷ سال وبلاگ‌نویسی کرده‌ام و تجربه قابل توجهی در UI و UX دارم احساس می‌کنم که بلاگ‌اسکای هم تصمیم درستی گرفت و خودش را از مرگ نجات داد . گرچه با تغییر شیوه تبلیغات شاید به خودش ضربه بزند اما حداقل انتخاب بهتری نسبت به بلاگفا داشت که تبلیغات در صفحه اول به چشم می‌آمدند. اما بلاگ بیان مدت زیادی است که به روز نشده و احتمالا دومین سرویسی که محکوم به مرگ خواهد بود بلاگ بیان خواهد بود. بلاگ بیان شاید تبلیغات نداشته باشد اما به روز نمی‌شود و اصلا پشتیبانی‌ای هم ندارد . قیمت امکانات اختیاری آن بسیار بالاست و برخی از دامنه‌هایش را نیز قفل کرده تا سازندگان وبلاگ‌ها را مجبور به خریداری امکاناتی که نامش را اختیاری گذاشته کند! بلاگ بیان نیز محکوم به شکست و فناست.

اما باید از شرکت صباایده متشکر بود . این تصمیم شاید برای وبلاگ‌نویسان این سرویس خوشایند نباشد اما قطعا به وبلاگ‌نویسی فارسی کمک بسزایی خواهد کرد. هرچه بیشتر نوینسدگان وبلاگ در یک جا متمرکز باشند اینقدر به نفع وبلاگ‌نویسی فارسی خواهد بود. تعدد سرویسهای بد باعث ضربه زدن به وبلاگستان فارسی خواهد شد . دقت داشته باشید که عرض کردم وجود سرویس بد نه تعدد سرویس‌ها. شما می‌توانید یک سرویس قدرتمند وبلاگ‌نویسی داشته باشید و به وبلاگستان فارسی کمک کنید تا در سرویس شما بنویسند. اما وقتی سرویس شما نوآوری ندارد و اسپم بازار شده است و وبلاگ‌نویسانی که برای شما مخاطب جذب می‌کنند کمتر و کمتر شده اند شاید بستن سرویس‌تان درست‌ترین تصمیم باشد . این بستن سرویس باعث می‌شود کارمندانی که در صبا ایده در میهن‌بلاگ مشغول به کارند به سرویس‌های دیگر بروند و تمرکز بیشتر روی سرویس‌هایی باشد که سود ده هستند . مثل سرویس آپارات و یا شاید حتی کلوپ. هم به نفع صباایده بود که میهن‌بلاگ را رها کند تا بیشتر به دیگر سرویس‌هایش برسد و هم به نفع وبلاگستان فارسی بود که یک سرویس بد وجود نداشته باشد تا به تمرکز بیشتر وبلاگ‌نویسان در یک سرویس کمک کند . اصولا اسپمرها به بلاگ‌اسکای و بلاگفا نمی‌آیند چون نمی‌توانند کد مخرب اجرا کنند . پس خوب است که وبلاگ‌نویسان خوب و اما کمی هم که در سرویس میهن بلاگ می‌نوشتند اکنون در سرویس‌هایی چون بلاگفا و یا بلاگ‌اسکای متمرکز شوند تا ارتباط میان وبلاگ‌نویسان در یک سرویس بیشتر شود و نویسنده‌ها متمرکز در چند سرویس محدود ولی خوب باشند تا اینکه پخش در کلی سرویس‌های بد وبلاگ‌نویسی باشند (مانند زباله‌دونی لوکس بلاگ و رزبلاگ و این قبیل سرویس‌ها) . پس این یک تصمیم درستی بود و نویسندگان میهن بلاگ تا ۱۵ آذر فرصت دارند که با سرویس خاطره انگیزشان خداحافظی کنند . چون بعد از این تاریخ دیگر هیچ وبلاگی تحت میهن‌بلاگ وجود نخواهد داشت.

سوال من این است که چرا این اتفاق در سکوت کامل خبری اتفاق افتاده و میهن‌بلاگ هرگز در هیچ سایت خبری‌ای این تصمیم خودش را اعلام نکرده تا شاید اگر کسی مدت زیادی است به سرویس خودش لاگین نکرده این کار را انجام و از نوشته‌هایش نسخه پشتیبان تهیه کند . اما خب باید ببینیم تا ۱۵ آذر چه اتفاقی قرار است بیفتد.

با میهن‌بلاگ … خداحافظی می‌کنم و امیدوارم سرویس‌های دیگر به ارایه خدمات بهتر بپردازند تا وبلاگ‌نویسی هرگز نمیرد.

پادکست‌ها

سلام . قسمت پنجم رادیو هاتف هم منتشر شد . از دست کسانی که ماسک نمی‌زنند و سلامتی بقیه را به خطر می‌اندازند ( سلامتی خودشون اصلا برای من اهمیتی نداره! ) حسابی عصبانی شدم . از تجربه‌ام گفتم که سوار مترو شدم . در مورد کتاب و کتاب خوندن صحبت کردم . در مورد تجربه شخصی تغییر و بهتون پیشنهاد دادم چطور عوض کردن دکوراسیون اتاقتون می‌تونه خیلی به روحیه تون کمک کنه . این پادکست رو گوش کنید علاقه‌مند میشین به مطالعه کتاب . و اینکه مرسی که گوشش می‌دین! تو فکر این هستم که یک برنامه جداگانه هم در قالب رادیوهاتف منتشر کنم . ببینم چه می‌شود . شاید از قسمت بعدی هم گوینده ثابت داشته باشیم در رادیو هاتف . حمایت‌هاتون رو فراموش نمی کنم . رادیو هاتف را گوش کنید در :

رادیو هاتف در اسپاتیفای

رادیو هاتف در گوگل پادکست

رادیو هاتف در اپل پادکست

رادیو هاتف در کست باکس

رادیو هاتف در رادیو پابلیک

رادیو هاتف در برکر

رادیو هاتف در استیتچر

رادیو هاتف در پاکت کست

رادیو هاتف در آنکر

روزانه‌ها، نوشته‌ها

هیچ‌گاه عادت به نوشتن پست‌ها و مطالب مذهبی و دینی ندارم . هیچ‌گاه هم دوست ندارم و نداشته‌ام که رد‌پایی از افکار و عقاید دینی و مذهبی‌ام در وبلاگ و یا پادکست‌ها دیده شود . اما به نظر بنده این یک پست دینی نیست. صرفا ایده و نظر شخصی بنده در رابطه با اتفاقات این روزهاست . سال‌هاست که مراسم عاشورا و تاسوعا در ایران برگزار می‌شود . سالهاست که میلیاردها تومان در هیئت‌ها برای حضرت امام حسین (ع) هزینه‌ می‌شود. از هزینه مداح‌ها ( از آن ارزان‌هایش بگیرید تا آن گران‌هایش ( که خبرهایش کم و بیش به گوش می‌رسد)).هزینه پارچه و اجاره داربست و تکیه و چایی و شربت و شیر و کاکائو و ناهار و شام و اسپند و پول آشپز و مواد و برق و بنزین موتور برق و مابقی هزینه‌های دیگر . مداح می‌گوید که شمر ملعون آب را بر حسین (ع) بست و ما و امثال ما بر سر و سینه می‌کوبیم و زار زار اشک می‌ریزیم . اما نمی‌دانیم که ما همان شمر‌هایی می‌شویم که شمر را لعنت می‌فرستیم . یزید‌هایی می‌شویم و یزید را لعنت می‌فرستیم . حال می‌پرسید چرا؟ برایتان توضیح می‌دهم.

به دلیل اهمال کاری دولت و یا هر نهادی ( که اصلا در این پست مهم و مخاطب نیست ) ، بسیاری از روستاهای استان سمنان آب آشامیدنی ندارند. استان خوزستان که قسمت اعظمی از درآمد کشور را از طریق نفت، از این استان کسب می‌شود آب ندارد. سیستان و بلوچستان آب ندارد. آب تمیز قابل شرب ندارد . ما که مدعی این هستیم که شمر ملعون به حسین (ع) آب نداده است، پس یعنی این حرکت در نظر ما نکوهیده و بد است. پس چرا فقط گریه می‌کنیم ؟ چرا برای امام حسین (ع) شهید که در گذشته شهید شده و اکنون نیست گریه می‌کنیم ولی برای هموطنان‌مان که امروز زنده هستند و آب آشامیدنی تمیز ندارند هیچگونه واکنشی نشان نمی‌دهیم و حتی گریه هم نمی‌کنیم ؟ مگر نه که حضرت ابوالفضل (ع) را سقا می‌نامید که آب رساند به کربلایی‌ها . چرا راه حضرت را نمی‌رویم ؟ اگر حضرت امروز زنده بود آب میرساند به این استان‌ها! نمی‌رساند؟

شما هم آب برسانید به سیستان. آب برسانید به سمنان . آب برسانید به خوزستان. مگر نه که می‌خواهید راه امام حسین (ع) و راه حضرت ابوالفضل(ع) را بروید؟ اگر حضرت ابوالفضل امروز در ایران بود قطعا با این وضعیت موافق بود به نظر شما؟ هموطنان شما تشنه‌اند و شما بر سر و سینه می‌کوبید و هموطنتان کمی آن‌طرف‌تر تشنه است؟ خیلی سخت نیست که یک حرکت همگانی صورت بگیرد . آن هم در دوران کرونا که به جای هیئت‌های عزاداری حضوری، هیئت‌ها مجازی شده است، اگر مثلا مجموعا سی تکیه بزرگ در تهران باشد . و همه این‌ تکیه‌ها جمع شوند و کل خرج‌هایی که قرار است در تکیه انجام بدهند را جمع کنند تا بشود مثلا Nمیلیارد تومان ( مجموع هزینه‌های برپایی هیئت و تیکه ). به نام امام حسین و با پرچم امام حسین در فلان روستا آب تمیز درست کنید تا هر کس هرلیوان آب می‌خورد به یاد امام حسین بخورد . می‌توان مراسمات را آنلاین کرد و به جای این هزینه‌ها آب رساند به کسانی که‌ آب ندارند . چه تفاوتی هست؟ یا به خاطر شرایط اقتصادی خیلی‌ها روزی‌شان را از سطل زباله برداشت می‌کنند. چه بسا به جایی اینکه هیئت بزنید تا من شکم گنده بیاییم و ده پرس غذا ببرم، به جای این بسته‌های غذایی درست کنیم (بسته‌های خار و بار) و به افرادی که میدانیم صد درصد مستحق هستند تقدیم کنیم . به شیوه پدر حضرت امام حسین (ع) ، حضرت علی (ع) باشیم. عربده کشی و فریاد نام حسین آن هم در شرایطی که همسایه شما گرسنه است در این شهر و و وقتی هموطن شما تشنه است نکوهیده است. زدن بر طبل‌های بزرگ وقتی که هموطن شما تا کمر در سطل زباله است ، نکوهیده است . امام حسین برای ما احترام بسیار زیادی دارد . مخصوصا برای ما آذری‌ها که صد چندان . اما ای کاش کمی اقتضای زمان خود را درک کنیم و به جای پرداخت هزینه به مداح و سخنران و آشپز و چاپ بنر و.. ، به هموطنانمان غذا و آب برسانیم . فردای روز محشر ببینیم سیدالشهدا فقط فریاد زن‌ها و بر سر زن‌ها و گریه کنندگان را شفاعت می‌کند و یا نه شمایی که آب رساندید به مسلمانان و هموطنان و همنوعان خودتان!

امیدوارم حداقل این پیشنهاد قبول درگاه بزرگان کربلا واقع گردد .

نوشته‌ها

حواستان جمع باشد که قرار است یک پست بسیار طولانی را بخوانید (شوخی) . هاتف هستم و در راستای تولد ۱۶ سالگی (شایدم ۱۷ سالگی) وبلاگ‌نویسی . یعنی به همین راحتی ۱۶ سال ناقابل گذشت . یعنی من ۱۵ سال است که خودم را یک وبلاگ‌نویس می‌دانم. به نظر من که کم نیست. تا نظر شما چه باشد. ۱۶ سال خودش یک عمری‌ست. نیست؟

ادامه مطلب

نوشته‌ها

Blog

در همه‌جا همیشه بحث این است که ما چطور وبلاگ بنویسیم . حتی بنده هم در وبلاگ قبلی خودم نیز به همین موضوع اشاره کرده بودم که چطور وبلاگ بنویسیم . البته ناگفته نماند که بخشی از این نوشته را در دل آن نوشته سیاهه کرده بودم و با خود دیدم که چرا این قسمت را از دل آن نوشته بیرون نکشم و ننویسم که چطور وبلاگ بخوانیم ؟

این روزها خواندن وبلاگ‌ها هم به اندازه خواندن کتاب‌ها مهم است. به این دلیل که می‌توان محتواهای خوب نیز در وبلاگها یافت. پست‌های وبلاگ‌ها همیشه و متناوب به روز می‌شوند و وبلاگ درست شبیه یک مجله بر بستر اینترنت ایفای نقش می‌کند و مجله‌هایی که ما به عنوان مجله می‌شناسیم بر بستر کاغذ . برای نوشتن مجله بایستی کاغذ داشته باشید و چاپ کنید . اما در دنیای اینترنت، یافتن مجله شما بسیار ساده است . جدای از وبلاگ‌های اسپم و کپی کننده، همیشه هستند نویسندگانی که در یک وبلاگ شیک برای محتوای فارسی تلاش می‌کنند و سعی می‌کنند همیشه وبلاگشان را خودشان بنویسند و آن را به روز نگاه دارند. پس خواندن وبلاگ‌ها اهمیت بسزایی پیدا می‌کند به این دلیل که در هر صورت شما این بار به جای مجلات، بر بستر اینترنت از دیدگاه دیگر افراد جامعه آگاه می‌شوید. هر کسی می‌تواند در دانشگاه در یک رشته‌ای فعالیت کرده باشد و یا حتی می‌تواند تجربه زندگی و تجاری داشته باشد . پس می‌تواند بر بستر وبلاگ این تجارب را با دیگران به اشتراک بگذارد و همین است که می‌توان به وبلاگ دقیقا به مثابه مجله و روزنامه نگاه کرد. چه بسا که این روزها تمامی مجلات نیز به صورت آنلاین منتشر می‌شوند و همه مردم به سادگی می‌توانند بر بستر اینترنت، این مجلات را مطالعه کنند . پس حال اهمیت مطالعه وبلاگ را متوجه شدیم . اما مطالعه یک وبلاگ با یک مجله کاغذی کاملا فرق دارد . در مجلات کاغذی تعامل به شکلی که در وبلاگ‌ها صورت می‌گیرد وجود ندارد. در وبلاگ‌ها شما می‌توانید به سادگی برای هر پست نظرتان را اضافه کنید تا در زیر مطلب به صورت پیوست شده به مطلب نمایش داده شود. این در صورتی است که در مجلات معمولا نظرات شما در زیر مطلب نویسنده چاپ نمی‌شود . پس از این نظر می‌توان به وبلاگ یک رسانه جاری هم نگریست . رسانه‌ای که نوشته‌هایش همیشه جریان دارند و همیشه تکمیل می‌شوند . در ادامه می‌خواهیم بدانیم که چگونه بایستی یک وبلاگ را مطالعه کنیم . تفاوت‌ مطالعه یک وبلاگ با یک مجله در کجاست و چرا بایستی یک سری موارد را رعایت کنید .

ادامه مطلب

ویدیوها

در این‌ ویدیو به طور کامل مکانیزم امنیتی گوگل را برای اینکه اثبات کند این شمایید که در حال ورود هستید توضیح دادم و بعد نحوه فعال کردن انواع مکانیزم‌های امنیتی رو تحت عنوان تایید دومرحله‌ای گوگل آموزش داده‌ام که می‌توانید از روی این ویدیو کامل این را آموزش ببینید. اگر دوست دارید می‌توانید با نظراتتان من را خوشحال کنید

 

نوشته‌ها

لوگوی لینوکس

مدتی است که در وبلاگم در مورد لینوکس صحبت می‌کنم و دوست دارم افراد بیشتری را با این سیستم‌عامل آشنا کنم . داستان از این قرار است که در دنیای کامپیوتر شخصی به نام ریچارد استالمن ایده ای را مطرح کرد که ما امروز لینوکس را داریم . البته نمی‌توان از نقش لینوس توروالدز هم غافل ماند که لینوکس مدیون آن است . آقای توروالدز کرنل لینوکس را نوشت و باعث شد امروز کلی توزیع از لینوکس داشته باشیم . وقتی که می‌گوییم مک همه می‌دانند که دقیقا از چه سیستم‌عامل صحبت می‌کنیم و چه ظاهر و شکل و شمایلی را متصور می‌شویم . وقتی از کلمه ویندوز استفاده می‌کنیم هم به همین صورت است . می‌دانیم که دقیقا در مورد چه ظاهری صحبت می‌کنیم و ویندوز دقیقا به چه سیستم‌عاملی گفته می‌شود .

اما این مساله در مورد گنو/لینوکس که به اختصار لینوکس خوانده می‌شود کاملا متفاوت است . لینوکس ۶۰۰ توزیع دارد که برخی از آنها دیگر بروزرسانی و پشتیبانی نمی شود. اما توزیع چیست و چرا ما یک لینوکس واحد نداریم که مانند ویندوز باشد و وقتی اسمش را می‌آوریم دقیقا یک سیستم‌عامل در ذهن متصور شود که منظور کدام سیستم عامل است. دلیلش این است که کرنل ویندوز و مک همه کلوز سورس هستند و یک کرنل آزاد نیستند . اما کرنل لینوکس تحت لیسانس GPL منتشر می‌شود. این بدین معنیست که اولا تحت لیسانس تجاری نیست و استفاده از آن آزاد و رایگان است . دوما تحت لیسانس دامنه آزاد نیست که شخصی بتواند آن را دریافت و سپس سیستم عاملش را بسازد و بعد در نهایت آن سورس آن را ببندد و تجاری کند. داستان دقیقا از این قرار است که اگر شخصی کرنل لینوکس را برداشت و به کمک آن سیستم‌عاملی ساخت باید آن را آزاد منتشر کند. کزنل در اصل هسته سیستم عامل است . شما می‌توانید کرنل را بردارید و نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های خودتان را رویش سوار کنید و سپس در قابل سیستم‌عامل و دیسترو خودتان آن را منتشر کنید تا همه بتوانند استفاده کنند. برای همین هم لینوکس توزیع‌های زیادی دارد. هر شخصی کرنل لینوکس را دانلود و سپس آن را توسعه داده و نرم‌افزارهای سیستمی و اپلیکیشن‌های خودش را نوشته و برایش رابط کاربری طراحی کرده و در نهایت یک سیستم‌عامل ساخته و شده یکی از توزیع‌های لینوکس مثل فدورا و ردهت و دبین و مینت و غیره. پس حال فهمیدیم که چرا لینوکس این میزان توزیع از خودش دارد و شما لازم است که توزیعی که به آن نیاز دارید را نصب کنید. چون هرکسی می‌تواند کرنل را دانلود و توزیع خودش را بسازد . اما یک سری از توزیع‌ها هستند که پشتیبانی دارند و پشتشان یک کامیونیتی بزرگی از برنامه‌نویسان و توسعه دهندگان است . چون لینوکس آزاد است پس افراد برای نیاز خودشان آن را توسعه می‌دهند و سپس آن را منتشر می‌کنند و همه این کارها به رایگان صورت می‌گیرد. برای همین هم هست که اکثر افرادی که قصد دارند به تازگی با این دنیا آشنا شوند متاسفانه نمی‌دانند که کدام توزیع را نصب کنند. در این پست به معرفی محبوب‌ترین و معروف‌ترین توزیع‌های لینوکس خواهیم پرداخت. برای خواندن لیست این توزیع‌ها می‌توانید به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب

نوشته‌ها

فردریش نیچه

نیچه ، که تصویر بزرگوار را در بالا می‌توانید ببینید نظر جناب داروین را که گفته است ” افراد باید بر یکدیگر غلبه یابند تا بتوانند به بقا برسند” به نوعی تایید کرده و بنیاد این نظریه کرده است . نیچه می‌گوید که ” انسان‌ها باید توانا و قوی باشند تا بتوانند از ضعیف ها بالاتر بروند و سپس با رقابت با یکدیگر انسان تکامل یافته‌تری را بسازند که منجر به بقای نسل به قوی‌ترین شکل ممکن شود ” . این بدین معنی است که انسان های قوی باید رشد کنند و قوی شوند و انسان‌های ضعیف باید حذف شوند تا نتیجه رقابت انسان‌های قوی بشود یک نسل کم عیب و قوی انسانی که بتواند به بقای خودش ادامه دهد و منقرض نشود .

به نوعی در قسمت چهارم پادکست رادیو هاتف نیز بنده به این مساله اشاره ای داشته ام و با خود فکر کردم که چقدر خوب می‌شود اگر آن را به صورت نوشته نیز دربیاورم تا مخاطبان گرامی اگر حوصله شنیدن پادکست را ندارند بتوانند این مطلب را از این پست وبلاگ بخوانند . اگر علاقه‌مند به شنیدن این مطلب به صورت مفصل‌تر هستید می‌توانید به قسمت چهارم رادیو هاتف گوش کنید .

ادامه مطلب